بازداشت، شکنجه و سرنوشت تلخ پس از آزادی معترضان در ایران
کوچر پزشک
بازداشت، شکنجه و سرنوشت تلخ پس از آزادی معترضان در ایران
در سالهای اخیر، بازداشت معترضان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی بدل شده است. این بازداشتها نهتنها با نقض آشکار ابتداییترین اصول دادرسی عادلانه همراه است، بلکه در بسیاری از موارد به شکنجههای جسمی و روانی سیستماتیک منجر میشود؛ شکنجههایی که آثار ویرانگر آن حتی پس از آزادی، سالها زندگی قربانیان را تحتتأثیر قرار میدهد.
گزارشهای متعدد سازمانهای حقوق بشری، شهادت زندانیان آزادشده و مستندات منتشرشده توسط خانوادهها نشان میدهد که بازداشتشدگان در دوران بازجویی با اشکال مختلف شکنجه مواجه میشوند، ضربوشتم شدید، شوک الکتریکی، آویزانکردن، بیخوابی اجباری، تهدید به تجاوز، توهینهای مداوم، تحقیر سیستماتیک و فشار برای اعترافات اجباری. این روشها نهتنها برای استخراج “اعتراف”، بلکه برای شکستن شخصیت، ایجاد ترس دائمی و جلوگیری از بازگشت فرد به کنش اجتماعی بهکار گرفته میشود.
اما پایان بازداشت، بهمعنای پایان رنج نیست. بسیاری از زندانیان سیاسی و معترضان پس از آزادی با پیامدهای عمیق روانی و جسمی روبهرو میشوند. افسردگی شدید، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب مزمن، کابوسهای شبانه، احساس گناه، انزوا، بیاعتمادی به جامعه و حتی ازهمپاشیدگی روابط خانوادگی از پیامدهای شایع این تجربههاست. از نظر جسمی نیز، آسیبهای ستون فقرات، شکستگیها، مشکلات عصبی، ناتوانیهای حرکتی و دردهای مزمن، زندگی عادی بسیاری از آزادشدگان را مختل کرده است.
در این میان، موارد نگرانکنندهای از خودکشی یا مرگهای مشکوک پس از آزادی گزارش شده است. افرادی که بهظاهر “آزاد” شدهاند، اما درواقع با روانی ویران، بدن آسیبدیده و آیندهای مبهم به جامعه بازگردانده میشوند. نبود حمایت روانی، تهدیدهای مداوم نهادهای امنیتی، احضارهای پیاپی، فشار اقتصادی و برچسبهای امنیتی، بسیاری از این افراد را به نقطۀ فروپاشی کامل سوق میدهد.
خودکشی در چنین شرایطی نه یک انتخاب فردی، بلکه محصول مستقیم ساختاری سرکوبگر و غیرانسانی است.
رژیم ایران با انکار سیستماتیک شکنجه و نسبتدادن مشکلات روانی قربانیان به “مسائل شخصی”، تلاش میکند مسئولیت خود را پنهان کند. حال آنکه شکنجه، بازداشتهای خودسرانه و فقدان سازوکارهای درمان و جبران خسارت، بخشی از سیاست عامدانۀ ارعاب و کنترل اجتماعی است. این سیاست نهتنها جان معترضان، بلکه سلامت روانی کل جامعه را هدف قرار داده است.
سکوت در برابر این جنایات، به معنای تداوم چرخه خشونت است. ثبت، مستندسازی و پیگیری بینالمللی موارد شکنجه و پیامدهای پس از آزادی زندانیان، ضرورتی انکارناپذیر برای دفاع از کرامت انسانی و مبارزه با مصونیت عاملان این جنایات است. رنج بازداشتشدگان، رنجی فردی نیست، زخمی است عمیق بر پیکر جامعهای که خواهان آزادی، عدالت و زیستن بدون ترس است.
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠١\٠٢\٢٠٢٦
پزشک، کوچر(٢٠٢٦):بازداشت، شکنجه و سرنوشت تلخ پس از آزادی معترضان در ایران. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
تولید تقابل سیر طبقاتی ملت شهرها، در وهم تجزیه طلبی
نویسنده: بهار حسینی، عضو تحریریه بلاگ ژیانەوە از رواج افتادن [...]
گنگستریسم الهیاتی، مرگ سیاست
نویسنده: بهار حسینی مدیریت سیاسی جمعیتهای انسانی از طریق قرار [...]
زامبی ها می رقصند
عضو هیات تحریریه بلاگ ژیانەوە زامبی [...]




