دكتر قاسملو؛ ترسیم استراتژی ملت، دمكراسی و عدالت

زاهیر محمدی

این مقاله به تحلیل سخنرانی ۱۱ اسفند ۱۳۵۷ دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل وقت حزب دموکرات كوردستان ایران، در میتینگ مهاباد می‌پردازد؛ سخنرانی‌ كه‌ به‌ زبان كوردی، ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ و در استادیوم مهاباد با حضور نمایندگان مناطق مختلف كوردستان ایراد شد. این میتینگ بدنبال پیشنهاد داریوش فروهر، وزیر کار دولت موقت مهدی بازرگان، برگزار گردید؛ پیشنهادی که بر پیگیری خواست خودمختاری از مجاری قانونی و آغاز فعالیت علنی حزب تأکید داشت. حزب دمكرات كوردستان با تأیید پیشنهاد فروهر و درک شرایط گذار پس از فروپاشی نظام شاهنشاهی و خلأ نهادی، فرصت را غنیمت شمرد و با برگزاری یك میتینگ صدهزار نفره‌، این روز را زمان اعلام رسمی فعالیت علنی حزب پس از ۳۲ سال مبارزه‌ مخفی تعیین کرد. این سخنرانی یازده دقیقه‌ای را می‌توان بیانیه بازتأسیس حزب در فضای پس از انقلاب دانست؛ متنی که چارچوب نظری و عملی سیاست حزب را در سه محور ناسیونالیسم، دموکراسی و نقد ایدئولوژی انحصارطلبانه‌ صورت‌بندی کرد.

هدف این مقاله تحلیل محتوایی این سخنرانی و تبیین جایگاه آن در شکل‌گیری استراتژی سیاسی حزب دموکرات كوردستان ایران است. مقاله نشان می‌دهد که دكتر قاسملو در چنین شرایطی سه محور بنیادین را به‌صورت درهم‌تنیده صورت‌بندی می‌کند: نخست، پافشاری بر خط ناسیونالیستی حزب و تأمین حق ملت كورد در قالب خودمختاری؛ دوم، تعریف دموکراسی به‌عنوان شرط تحقق این حق و نیز شرط بقای انقلاب؛ و سوم، مرزبندی آگاهانه با هرگونه ایدئولوژی انحصارطلبانه‌، اعم از دینی یا طبقاتی.

 1 ـ  ناسیونالیسم كورد

دكتر قاسملو سخنرانی را با زنجیره‌ای از سلامها آغاز می كند. ساختار آغازین سخنرانی از نظر گفتمانی به‌شدت معنادار است. دكتر قاسملو با خطاب قرار دادن «هم‌میهنان» و «رفقای انقلابی» و سپس سلام به طیف گسترده‌ای از گروه‌ها ـ از شهدا، زندانیان و پیشمرگان گرفته تا کارگران، دهقانان، روشنفکران، بازاریان، عشایر، زنان، روحانیون پیشرو و نظامیان انقلابی ـ تصویری روشن از کورد به‌عنوان یک ملت ارائه می‌دهد. این شمول‌گرایی هدفمند، جامعه‌ی كوردستان را به‌مثابه یک کل سیاسی و تاریخی بازسازی می‌کند و اقشار و طبقات مختلف را ذیل یک هویت ملی مشترک قرار می‌دهد. در اینجا ملت كورد نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک فاعل اجتماعی متکثر اما متحد معرفی می‌شود.

این بازنمایی گفتمانی، مقدمه‌ای است برای تثبیت محور اول سخنرانی: اولویت بی‌چون‌وچرای کوردایه‌تی و پافشاری بر احقاق حقوق ملی خلق کورد. دكتر قاسملو با ارجاع به تاریخ سی‌ودو ساله‌ی مبارزه‌ی حزب، از تأسیس تا پیروزی انقلاب، مبارزه‌ی جاری را استمرار همان خط‌مشی تاریخی معرفی می‌کند. اشاره به جمهوری کوردستان، نام شهیدان و مبارزان دوره‌های مختلف، نشان می‌دهد که حزب در چارچوب همان استراتژی ناسیونالیستی تاریخی حرکت می‌کند. این ارجاعات، بازتثبیت مشی ناسیونالیستی حزب و تأکید بر تداوم پروژه‌ی کوردایه‌تی است.

این جهت‌گیری ناسیونالیستی در طرح دهگانه‌ی حزب نیز كه‌ در  سخنرانی مطرح می شود، نهادینه شده است. در ماده‌ی دوم این طرح ـ که بیانگر استراتژی کلان حزب است ـ همکاری با احزاب و سازمان‌های دیگر ایران برای تأمین خودمختاری تمامی خلق‌های ایران تصریح می‌شود. بدین‌ترتیب، کوردایه‌تی در عین آن‌که اولویت نخست حزب باقی می‌ماند، در قالب طرحی فراگیر برای بازتنظیم ساختار قدرت در ایران صورت‌بندی می‌شود. خودمختاری نه فقط برای کورد، بلکه برای همه‌ی خلق‌های ایران مطالبه می‌شود؛ امری که نشان می‌دهد پروژه‌ی ملی حزب، در پیوند با بازسازی پروژه‌ ایران چندملیتی و دموکراتیک تعریف می‌گردد.

همچنین در ماده‌ی هفتم طرح دهگانه، ریشه‌کن‌کردن بی‌سوادی بر پایه‌ی توسعه و تحصیل به زبان مادری مورد تأکید قرار می‌گیرد. این ماده بعد فرهنگی و زبانی حق ملی را برجسته می‌کند. بدین‌ترتیب، کوردایه‌تی تنها به خودمختاری سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه به توانمندسازی فرهنگی و آموزشی نیز امتداد می‌یابد. آموزش به زبان مادری، در این چارچوب، ابزار حفظ و بازتولید هویت ملی و همزمان شرط توسعه‌ی اجتماعی است.

در همین منطق، دكتر قاسملو تصریح می‌کند که بدون تأمین حق ملی کرد، هیچ رژیمی را نمی‌توان به معنای واقعی کلمه دموکراتیک نامید. این گزاره رابطه‌ای دیالکتیکی میان دموکراسی و حق ملی برقرار می‌کند: دموکراسی شرط تحقق حقوق ملی است و تحقق حقوق ملی معیار سنجش دموکراسی. از این منظر، کوردایه‌تی نه در تعارض با دموکراسی، بلکه شاخص صداقت آن است.

موضوع دیگری كه‌ دكتر قاسملو مطرح میكند، مسئله‌ تجزیه‌طلبی است. دكتر قاسملو تجزیه‌ طلبی را نغمه‌ قدیمی استبداد و توطئه‌ شوم ضدانقلاب میداند برای سركوب خلق كورد. رد اتهام تجزیه‌طلبی نیز در همین چارچوب معنا می‌یابد. تأکید بر حق تعیین سرنوشت، نه به‌معنای گسست فوری، بلکه به‌معنای انتخاب آزادانه‌ی نوع رابطه با دولت مرکزی است. در اینجا ناسیونالیسم کورد در قالبی مدنی و حقوق‌محور ظاهر می‌شود که می‌کوشد از مسیر قانون، نهاد و بازتعریف ساختار قدرت، حقوق ملت را تضمین کند.

در مجموع، آغاز سخنرانی و محور نخست آن، دو سطح از یک پروژه‌ی واحدند: نخست، بازنمایی کورد به‌عنوان ملت در سطح گفتمانی؛ و دوم، تثبیت کوردایه‌تی به‌عنوان اولویت استراتژیک در سطح برنامه‌ای و نهادی. مواد دوم و هفتم طرح دهگانه نشان می‌دهند که این ناسیونالیسم، هم سیاسی است (در قالب خودمختاری و همکاری سراسری خلق‌ها) و هم فرهنگی–آموزشی (در قالب توسعه و آموزش به زبان مادری). بدین‌ترتیب، کوردایه‌تی در این سخنرانی، هم هویت است، هم استراتژی، و هم برنامه‌ای مشخص برای بازسازی رابطه‌ی ملت و دولت در ایران پس از انقلاب.

در کنار این بازسازی هویتی و تاریخی، دكتر قاسملو برای دولت موقت و حاکمیت جدید نیز خطوط روشنی تعیین می‌کند: عدم احیای ساختارهای سرکوب پیشین در كوردستان، اداره‌ی امور داخلی توسط مردم منطقه، متلاشی کردن ارتش مرتجع، تشکیل ارتشی ملی و غیرمداخله‌گر در امور داخلی، و پایان دادن به وضعیت میلیتاریزه‌ی كوردستان. بدین‌ترتیب، آغاز سخنرانی هم بازتعریف ملت است، هم بازخوانی حافظه‌ی تاریخی، و هم تعیین حدود قدرت در نظم جدید.

2 ـ  محور دوم: دموکراسی به‌مثابه فرهنگ، سازوکار و شرط بقا

دكتر قاسملو پس از ارائه‌ی خلاصه‌ای از فعالیت تاریخی حزب و تأکید بر تداوم خط‌مشی کوردایه‌تی، بی‌درنگ به مسئله‌ی دموکراسی در ایران و كوردستان می‌پردازد. این گذار مستقیم، از نظر تحلیلی معنادار است: گویی کوردایه‌تی بدون دموکراسی نه قابل تحقق است و نه پایدار. او تصریح می‌کند که حزب دمکرات ایمانی عمیق به دموکراسی دارد و آمادگی همکاری با تمام احزاب ایران و كوردستان را اعلام می‌نماید. این موضع، دموکراسی را از سطح شعار به سطح راهبرد عملی ارتقا می‌دهد و آن را به محور تعامل سیاسی بدل می‌کند.

این تأکید تنها در سطح سخن باقی نمی‌ماند، بلکه در چارچوب برنامه‌ی رسمی حزب نیز نهادینه شده است. در ماده‌ی اول طرح دهگانه‌ی حزب، استقرار «جمهوری دموکراتیک» به‌عنوان صورت‌بندی مطلوب نظم سیاسی آینده تصریح می‌شود. این امر نشان می‌دهد که دموکراسی نه یک مطالبه‌ی مقطعی، بلکه بنیاد ساختاری پروژه‌ی سیاسی حزب است. افزون بر آن، در ماده‌ی سوم همین طرح، تأمین آزادی‌های دموکراتیک برای همه‌ی احزاب و سازمان‌های سیاسی ایران ـ بدون هیچ استثنایی ـ مورد تأکید قرار می‌گیرد. این «بدون استثناء» بودن، اهمیت تحلیلی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که آزادی سیاسی در نگاه حزب، امتیازی گزینشی یا ابزاری تاکتیکی نیست، بلکه حقی عام و همگانی است که حتی مخالفان را نیز دربر می‌گیرد.

دكتر قاسملو با اشاره به اتحاد طبقات مختلف در پیروزی انقلاب، بر «مرحله‌ی خطیر» و تثبیت‌نشده‌ی انقلاب تأکید می‌کند. از این منظر، انقلاب پایان یک دوره نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای حساس‌تر است که در آن خطر انحراف و بازگشت استبداد ـ چه در قالب شاهنشاهی و چه در هر شکل دیگر ـ همچنان وجود دارد. به همین دلیل، او دموکراسی را نه صرفا یک شکل حکومت، بلکه شرط بقای انقلاب می‌داند. اگر سازوکارهای دموکراتیک تثبیت نشوند، انقلاب می‌تواند به بازتولید اقتدارگرایی بینجامد.

در این چارچوب، دكتر قاسملو بر پرهیز از هرگونه تحریک اجتماعی و شکاف‌افکنی تأکید می‌کند: هیچ قشر، هیچ طبقه و هیچ عشیره‌ای نباید علیه دیگری تحریک شود و هیچ سازمانی نباید نیروی خود را صرف کوبیدن دیگری کند. این توصیه‌ها بیانگر درکی عمیق از شکنندگی وضعیت انقلابی و ضرورت حفظ همبستگی اجتماعی است. رقابت سیاسی باید در چارچوبی مدنی، مبتنی بر احترام متقابل و پذیرش قواعد مشترک صورت گیرد، نه در قالب حذف و تخریب.

اشاره‌ی او به این‌که «باید دموکراسی را یاد بگیریم و آن را تمرین کنیم» نشان می‌دهد که دموکراسی در نگاه وی صرفا یک ساختار حقوقی یا نهادی نیست، بلکه یک فرهنگ سیاسی است. همه باید افکار خود را آزادانه به مردم عرضه کنند و این مردم‌اند که باید انتخاب نمایند. در اینجا رأی مردم مرجع نهایی مشروعیت است.

همچنین تأکید او بر اینکه هیچ حزب یا سازمانی مالک كوردستان نیست و هیچ‌کس نباید به‌خاطر عقایدش تحت فشار قرار گیرد و هرگونه «ترور فکری» باید از میان برداشته شود، بیانگر فهمی عمیق از فرهنگ سیاسی دموکراتیک است. آزادی بیان، تحمل مخالف و پذیرش انتخاب مردم، عناصر بنیادین این نگاه‌اند. دموکراسی، از نظر دكتر قاسملو، تنها در سطح دولت و قانون اساسی معنا ندارد؛ بلکه در رفتار احزاب، در شیوه‌ی رقابت سیاسی، در پذیرش تکثر فکری و در تضمین آزادی فعالیت سیاسی برای همگان ـ همان‌گونه که در ماده‌ی سوم تصریح شده ـ متجلی می‌شود.

بدین‌ترتیب محور دوم سخنرانی، دموکراسی را به‌عنوان ستون اصلی نظم سیاسی مطلوب معرفی می‌کند؛ نظمی که در آن جمهوری دموکراتیک، آزادی همه‌ی احزاب بدون استثناء، حق ملی، همبستگی اجتماعی، آزادی عقیده و رأی مردم در پیوندی درونی با یکدیگر قرار می‌گیرند و بقای انقلاب در گرو تحقق و نهادینه‌شدن این فرهنگ سیاسی دموکراتیک است.

3- مخالفت با هرگونه ایدئولوژی انحصارطلبانه‌

سومین محور سخنرانی دكتر قاسملو مخالفت با هرگونه‌ ایدئولوژی انحصار طلبانه‌ است. این مخالفت در دو سطح سیاسی و اقتصادی است. در سطح سیاسی، نفی انحصار ایدئولوژیک به معنای رد هرگونه الگوی تک‌صدایی در ساخت قدرت است كه‌ در همان ابتدای سخنرانی با ساختار خطابه و دعوت به اتحاد اقشار مختلف آن را اعلام میكند. دكتر قاسملو مشروعیت سیاسی را نه از هژمونی یک طبقه یا یک قرائت ایدئولوژیک، بلکه از مشارکت متکثر اجتماعی استخراج می‌کند. در این چارچوب، حزب نه ابزار «دیکتاتوری طبقه» است و نه حامل یک حقیقت ایدئولوژیک مطلق؛ بلکه نهادی است برای نمایندگی منافع عمومی در چارچوبی دموکراتیک.

این موضع فاصله‌ای روشن با قرائت‌های مارکسیستی ـ لنینیستی و مائوئیستی دارد که سیاست را میدان نبرد طبقاتی برای تصرف انحصاری قدرت تعریف می‌کردند. در مقابل، دكتر قاسملو سیاست را عرصه‌ی رقابت و ائتلاف در چارچوب قواعد دموکراتیک می‌بیند. بنابراین، نفی انحصار ایدئولوژیک در سطح سیاسی به معنای پذیرش کثرت، ائتلاف‌سازی و تعریف حداقلی از خصومت سیاسی است؛ یعنی مرز سیاست بر مبنای دشمنی با حقوق ملی و دموکراسی تعیین می‌شود، نه بر مبنای اختلاف نظری یا طبقاتی. این مخالفت با ایدئولوژی در سطح اقتصادی نیز ادامه‌ دارد.

مواد ۴، ۵ و ۶ طرح ارائه‌ شده‌ حزب در این سخنرانی كه‌ در حقیقت برنامه اقتصادی حزب هستند، بعد اقتصادی این رویکرد را تبیین می‌کنند. ماده‌ی ۴ بر طراحی سیاست اقتصادی به سود مردم و ارتقای سطح زندگی زحمتکشان تأکید دارد؛ ماده‌ی ۵ حل مسئله‌ی زمین را به نفع دهقانان فقیر و میانه‌حال طرح می‌کند و اصل «زمین از آن کسی است که بر آن کار می‌کند» را مطرح می‌سازد؛ و ماده‌ی ۶ محدود کردن ساعات کار هفتگی و تأمین بیمه‌ی همگانی برای کارگران و زحمتکشان را پیشنهاد می‌کند.

این مطالبات، گرچه عدالت‌خواهانه و در دفاع از طبقات فرودست‌اند، اما در منطق خود بر اصلاح ساختارهای اقتصادی از طریق سیاست‌گذاری قانونی و نهادی استوارند، نه بر انقلاب قهرآمیز و برهم‌زدن کلیت مناسبات تولید. به همین دلیل، این برنامه در تضاد با الگوی انقلاب مارکسیستی یا مائوئیستی قرار می‌گیرد که تغییر بنیادین و دفعی نظام مالکیت و استقرار حاکمیت طبقاتی را هدف قرار می‌داد. در مقابل، آنچه در این مواد دیده می‌شود، نوعی سیاست اقتصادی رفرمیستی با گرایش سوسیال‌دموکراسی است؛ یعنی ترکیب عدالت اجتماعی با سازوکارهای تدریجی، حقوقی و نهادی.

در این چارچوب، ایدئولوژی نه به‌مثابه طرحی برای استقرار «حاکمیت انحصاری طبقه»، بلکه به‌عنوان چارچوبی هنجاری برای بهبود شرایط زندگی، کاهش نابرابری و حمایت از اقشار فرودست فهم می‌شود. بدین‌ترتیب، عدالت اقتصادی در پیوند با دموکراسی سیاسی تعریف می‌شود، نه در تقابل با آن. برآیند این دو سطح نشان می‌دهد که نگاه دكتر قاسملو به ایدئولوژی، نگاهی ابزارگرایانه و در عین حال هنجاری است: ایدئولوژی باید در خدمت دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق ملی قرار گیرد، نه آن‌که خود به منبع انحصار و حذف بدل شود. در سطح سیاسی، این رویکرد به کثرت‌گرایی و نفی هژمونی ایدئولوژیک می‌انجامد؛ و در سطح اقتصادی، به برنامه‌ای عدالت‌محور اما اصلاح‌طلبانه که از منطق انقلاب تمام‌عیار فاصله می‌گیرد. به این معنا، پروژه‌ی فکری او را می‌توان تلاشی برای تلفیق ناسیونالیسم كورد با سوسیال‌دموکراسی دانست؛ تلفیقی که می‌کوشد همزمان از دام انحصار ایدئولوژیک و از افراط انقلابی‌گری رهایی یابد.

سخنرانی ۱۱ اسفند ۱۳۵۷ دکتر عبدالرحمن قاسملو در مهاباد را می‌توان بیانیه‌ای راهبردی در لحظه‌ی گذار پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران دانست؛ متنی که در آن، پروژه‌ی سیاسی حزب دموکرات كوردستان ایران در قالبی منسجم و سه‌لایه صورت‌بندی می‌شود. در این سخنرانی، کوردایه‌تی به‌عنوان هسته‌ی هویتی و استراتژیک حزب تثبیت می‌شود، اما این هویت ملی نه در تقابل با هیچ جریانی، بلکه در چارچوب بازتعریف دموکراتیک ساختار قدرت و در پیوند با حق خودمختاری برای همه‌ی خلق‌های ایران طرح می‌گردد.

در سطح دوم، دموکراسی به‌مثابه شرط تحقق حقوق ملی و نیز شرط بقای انقلاب معرفی می‌شود؛ نه صرفا به‌عنوان یک شکل حکومت، بلکه به‌عنوان فرهنگ سیاسی مبتنی بر تکثر، آزادی احزاب، نفی خشونت و مرجعیت رأی مردم. در سطح سوم، مرزبندی روشن با هرگونه ایدئولوژی انحصارطلبانه ـ چه در قالب قرائت‌های اقتدارگرای دینی و چه در قالب الگوهای انقلاب طبقاتی ـ نشان می‌دهد که پروژه‌ی فکری دكتر قاسملو در پی تلفیق ناسیونالیسم کورد با سوسیال‌دموکراسی و اصلاح‌طلبی نهادی است.

برآیند این سه محور نشان می‌دهد که سخنرانی مهاباد صرفاً یک اعلام موضع سیاسی در فضای انقلابی نبود، بلکه تلاشی آگاهانه برای بازتعریف رابطه‌ی ملت و دولت، تثبیت جایگاه حزب در نظم جدید، و ارائه‌ی بدیلی دموکراتیک برای حل مسئله‌ی ملی در ایران پس از انقلاب بود.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٢\٠٣\٢٠٢٦

محمدی، زاهیر (٢٠٢٦):دكتر قاسملو؛ ترسیم استراتژی ملت، دمكراسی و عدالت. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز:

ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز: چگونه قدرت‌های منطقه‌ای و ارتش‌های بات، پلورالیسم جامعه ایران را خاموش می‌کنند

15/02/2026|دیدگاه‌ها برای ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز: چگونه قدرت‌های منطقه‌ای و ارتش‌های بات، پلورالیسم جامعه ایران را خاموش می‌کنند بسته هستند

ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز: چگونه قدرت‌های منطقه‌ای [...]

  • تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

13/02/2026|دیدگاه‌ها برای تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان» بسته هستند

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی [...]

  • اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی

اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی

07/02/2026|دیدگاه‌ها برای اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی بسته هستند

اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، [...]