زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی

ئالان زند

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

صدای چکمه فاشیسم ملی‌گرای ایرانی و آینده‌ای که باید از آن ترسید

نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی

١-جریان فاشیسم ملی‌گرای در میدان؛ حقیقت یا فریب رسانه‌ای:

آقای تهرانی جریان راست فاشیستی را که به قول ایشان توانسته است در سراسر ایران هژمونی پیدا کند و واقعیت میدانی را تغییر دهد، به عنوان «امر واقع» پذیرفته‌اند؛ مانند بسیاری از جریان‌هایی که پیش‌تر موضعی انتقادی نسبت به این رویکرد فاشیستی داشتند، اما اکنون با تحلیل‌هایی سطحی و استدلال‌هایی سطحی‌تر، واقعیتِ جریان فاشیستی پهلوی را قبول کرده‌اند.

استدلال‌هایی همچون: «همه مردمی که شعار پهلوی‌گرایانه می‌دهند طرفدار پهلوی نیستند و این شعارها فقط در نفی رژیم است»، یا «بله، قبول داریم که پهلوی طرفدارانی دارد اما…» و «مردم به این نتیجه رسیده‌اند که انقلاب نیازمند رهبری است».

پیش و پس از خیزش ژینا، جریان‌های چپ و اصلاح‌طلب به این نتیجه رسیدند که دلیل رغبت به جریان فاشیستی پهلوی، غفلت جریان‌های دموکراسی‌خواه از «مسئله ملی» بوده که باعث مصادره «امر ملی» توسط این جریان شده است. با همین رویکرد، کسانی چون حسین یزدی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده حداقلِ «پاینده ایران» را در گفتمان خود جای دادند؛ و کسانی چون نیکفر و مالجو به عنوان مارکسیست‌های ارتدوکس، کمر به حمله به ملت‌ها بستند و با عناوینی چون «ناسیونالیسم قومی» و «کفتارهای ژئوپلیتیک»، سعی در مشارکت در تصاحب «امر ملی» از طریق دیگری‌سازی از کردستان نمودند.

آقای تهرانی در ابتدای سخنانشان می‌گویند این جریان سازماندهی داشته و در سراسر ایران واقعیت میدانی را تغییر داده است! اما بر اساس داده‌های ایران اینترنشنال، در پنجاه شهر خیزش صورت گرفت که در ابتدای امر، مناطق محصور در غرب اصفهان، شیراز، شرق خوزستان و یاسوج (یا به تعریفی دیگر منطقه بختیاری‌نشین با مرکزیت نمادین ایذه) را در بر می‌گرفت. اما با رسیدن خیزش به حوزه نفوذ گفتمان هویت‌طلبانه کردستان (از نورآباد و کوهدشت در شمال لرستان تا ایلام و کرمانشاه)، شعارهای پهلوی‌خواهانه محو شد و در اوج آن، باز هم به روایت همان رسانه، در پنجاه شهرِ منطقه کردستان اعتصاب سراسری صورت گرفت.

اگر تأکید بر وسعت جمعیت در مناطق مرکزی همچون تهران، اصفهان، کرمان و مشهد است، چرا بلوچستان و سراسر نوار ساحلی جنوب تحت نفوذ مولاناهای بلوچستان دیده نمی‌شود؟ چرا کلیت استان‌های ترک‌زبان (تبریز، زنجان و اردبیل) نادیده گرفته می‌شود؟ به نظر می‌رسد در دیدگاه شما هنوز نگاه «مرکز-پیرامون» به صورت پنهان وجود دارد.

از سوی دیگر، با استناد به تحقیقی اخیراً انجام شده، از ۴۵۰۰ ویدئو، تنها در ۱۷٪ تجمعات شعار پهلوی‌خواهانه سر داده شده است. ما از همان ابتدا با دیدن تصاویری از کانال‌هایی غیر از بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال بر این امر واقف بودیم. این یک شانتاژ رسانه‌ای با مهندسیِ «روایت شورش» بود که سعی در سلطه بخشیدن به جریان فاشیستی پهلوی داشت.

٢-جریان‌شناسی راست افراطی؛ فاشیسم ملی:

شکی نیست که دغدغه آقای بوچانی عمیق‌تر است و برجسته کردن اصطلاح «فاشیسم» در جریان خیزش ژینا ابتکار ایشان بود که واکنش‌های بسیاری را برانگیخت. اما صرف اشاره و استعمال این واژه کافی نیست.

جریان‌شناسی فاشیسم ایرانی با پیمانکاری پهلوی، در وهله اول نیاز به به رسمیت شناختن این جریان دارد. متأسفانه در فضای رسانه‌ای، اکثر واکنش‌ها در همان میدان گفتمانیِ جریان فاشیستی و با ادبیاتی لمپن‌مآبانه بوده است؛ اشاره مکرر به لمپنیسم اطرافیان پهلوی، زندگی خانوادگی وی، تفکیک شخص پهلوی از هوادارانش یا رجوع به گذشته پیش از ۵۷ برای مشروعیت‌زدایی، همگی نوعی سطحی‌نگری و کم‌انگاشتن این جریان را در پی داشته است. در حالی که با به رسمیت شناختن این جریان، باید به مفصل‌بندی گفتمان ضدفاشیسم با مرزبندی روشن و نفی هرگونه همپیمانی با آن پرداخت.

جریانی که هم‌زمان در پی مشروعیت‌زدایی از جنبش زنان (با عنوان فمینیسم پتیاره)، جریان چپ (به عنوان بانی انقلاب ۵۷)، جریان اصلاح‌طلب (به عنوان حافظان وضع موجود)، دانشگاه (به عنوان پایگاه چپ)، مجاهدین خلق (به عنوان مرتجع و وطن‌فروش) و ملت‌ها -و در رأس آن جامعه سیاسی کردستان- (به عنوان اَنیران و تجزیه‌طلب) است و با ارعاب و خشونت سعی در حذف و «دیگری‌سازی» دارد، چیزی جز فاشیسم نیست.

٣-فرافکنی موضوع فاشیسم و تقلیل آن:

در مواجهه با این جریان، نوعی مرعوب‌شدگی مستمر وجود دارد که کماکان سعی در فرار از ترس و یافتن جزیره‌ای آرام دارد. گزاره‌هایی چون «در جامعه بین‌الملل اقبالی به پهلوی نیست» یا «مردم ایران بار دیگر استبداد را نخواهند پذیرفت»، نوعی تفکر روشنفکرمآبانه را نمایان می‌سازد که از درک ساختارهای قدرت عاجز است.

هنگامی که فرد یا گروهی وعده تأمین منافع ابرقدرت‌های جهانی را بدهد، تمام افکار شاعرانه دموکراسی‌خواهان دود خواهد شد. جریان فاشیسم ملی هدفش به قدرت رسیدن با هر وسیله‌ای است و استراتژی مشخصی دارد: از رهبری دوره گذار تا تأسیس فوری مجلس مؤسسان و رفراندوم «آری یا نه» به سلطنت.

مکانیزم انتقال قدرت در این جریان، کپی‌برداری از روش خمینی در حذف مخالفان و بسیج مردمی از طریق خلق بحران است. همان‌طور که خمینی با بحران‌سازی در کردستان تحت عنوان «کفر و تجزیه» موفق به مشروعیت‌بخشی به خود شد، این جریان نیز از اکنون با لولوی تجزیه، سعی در تحمیل مشروعیت خود دارد.

٤-چه باید کرد؟

    در سطح جریان‌های ایرانی: مرزبندی روشن احزاب فارس و تبیین فاشیسم موجود، و در نهایت ائتلاف جریان‌ها با ساختاری که هم دموکراسی را تضمین کند و هم منافع قدرت‌های بین‌المللی را.

 در سطح جریان‌های ملی منطقه‌ای (به‌ویژه کردستان): آیا ائتلاف با دیگر ملت‌ها کافی است؟ آیا مسئله ملت‌ها به جای یک «سوژه سیاسی حق‌طلب»، به مسائل فرهنگی و اخلاقی حقوق بشر تقلیل یافته است؟ اگر دوباره فرمان جهاد علیه کردستان صادر شد، امکان مقاومت خواهیم داشت؟

سخن آخر: آنچه به عنوان «تجزیه‌طلبی» عنوان می‌شود، مفهومی امنیتی برای مشروعیت‌زدایی از مطالبات برحق است. اگر منظور تجزیه حاکمیت (توزیع قدرت) است، این مطالبه‌ای کاملاً برحق است. کردستان جنبشی رهایی‌بخش است و تقلیل آن به «مناطق کردنشین» یا «احزاب کردی» (به جای احزاب کردستان)، نشان‌دهنده غلبه گفتمان تحمیلی مرکز بر اندیشمندان ماست.

خطاب به دوستان ایرانی: در صورت بحران‌سازی تصنعی از کردستان، شاید «جهاد ملی» شما پیروز شود، اما خودتان در چرخه بعدی استبداد گرفتار خواهید شد. آزادی ایران تنها با به رسمیت شناختن حق رهایی و حاکمیت ملت‌ها محقق می‌شود.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٥\٠٢\٢٠٢٦

زند، ئالان(٢٠٢٦):زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟ نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی

05/02/2026|دیدگاه‌ها برای زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی بسته هستند

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟ نقدی بر [...]