اندک تأملی بر قتلعام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛
در ورای ارتقا و بازتولید هویتپروری کوردی
صدیق بابایی
اندک تأملی بر قتلعام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛
در ورای ارتقا و بازتولید هویتپروری کوردی
با مروری بر تلاش و پاسداشتِ غرور نژادی و ملی در مناطق یادشده، و نگریستن به مقاومت و حماسهآفرینیهای گاهوبیگاه در قالبهای مختلف و حرکات بهیادماندنی و پرافتخار مردم این مرزوبوم، درمییابیم که خشونتهایی امثال ماه قبل (دیماه ۱۴۰۴) نهتنها تازگی نداشته، بلکه ریشه چنین اعمال ننگینی در بطن مقاومتهای پایدار و پایبندی به حفظ هویت تاریخی نهفته در خمیرمایه آنان داشته و دارد. این خود بخش بزرگی از عکسالعملهای تهران را در برهههای مختلف در بر گرفته است.
کرماشان، ایلام و لرستان بهطور کلی دیرزمانی است که در بطن طرح، نقشه و عملکردهای حسابشده با محتوای فشارهای گوناگون قرار گرفتهاند؛ فشارهایی برای پیادهسازی و ذوب کردن فرهنگ و تعلقات دیرین کوردی در فرهنگ و هویت تحمیلی که در نگاه حاکمان تهران، «برتر» محسوب میشود.
اگر گذشتههای دورتر را به گذشته بسپاریم، دستکم وقایع یکصد سال اخیرِ تاریخ منطقه، بیانگر واقعیاتی تلخ است. در مجموع، نهتنها نقشه حاکمان در مسیر رسیدن به اهداف شومشان منجر به شکستی پرهزینه برای طرفین شده، بلکه با گذشت زمان، دقیقاً عکسِ خواستههای آنان در شرف شکلگیری و ارتقا بوده است.
بهگونهای دیگر، رضاشاه در پیادهکردن اولیه چنین اهدافی، تلاشی خونبار را همراه با شکست تجربه کرد. در دور جدید، جمهوری اسلامی برای تکامل و به ثمر رساندن اهداف رضاشاه، توأم با فتوای خمینی در اوایل بهقدرترسیدن کوشید. این بار هم کوشش و لشکرکشیهای ادامهدارِ گذشتگان چندان نتیجه ملموسی به بار نیاورد و ابداع «کربلاهای ساختگیِ» تهران نقش بر آب شد.
با گذشت زمان و پیشرفت جوامع در راستای خودآگاهی، دهنکجی به خواست غیرانسانی و غیرمعقول سردمداران جبارِ حاکم در ایران توسط مردم این مناطق، هرگونه مجالِ رسیدن به نیات دلخواه را از آنان سلب نمود. بهعنوان نمونه میتوان تلاش همهجانبه و پیگیر برای محو زبان تاریخی کردستانیان از جانب رضاشاه را یادآوری کرد که با عکسالعمل هوشمندانه مردم کرماشان برای ردِ آسمیلاسیون زبانی و فرهنگی روبرو شد؛ آنان با خلق زبانی جدید و استخراج آن از دل زبان فارسی [کرمانشاهی فارسیزده]، اصالت خود را حفظ کردند. کرماشان این واقعیت را اثبات نمود که مهارت این مردم در حفظ اصالت خویش برای نقشبرآبکردن تلاشهای غیردموکراتیک تهران از یک سو، و اثبات واقعاندیشی آنان از سوی دیگر، توانِ تغییرِ زبانِ مدعیانِ خودساختهی سروری را بهآسانی به واقعیتی غیرقابلانکار سوق خواهد داد.
تهران با سماجت باز هم از پای ننشست و تلاشها را با انگیزهی جبران شکستهای گذشته در قالبهای نوین از سر گرفت. همسو با آن، مردم هشیار این بار در فازی جدید و خزیده، تلاشهای خلاقانه دیگری را در بُعد بازنگری و رویکرد به بازسازی ادبیات غنی گذشته خود آغازیدند. برای دستیابی به این مهم، در کوتاهمدت با برپایی یادوارهها و ایجاد انجمنهای فرهنگی و مؤسسات ادبی، به بازشناسی تلاش گذشتگان ادیب و نامدار خود توجهی شایان مبذول داشتند. این مهم نهتنها در کرماشان به یکی از سنبلهای زنده گردانیدن دوبارهی ادبیات غنی و شیرین کوردیِ رایج منطقه بدل گشت، بلکه وسعت این اندیشه، زمان و مکان را پشت سر نهاد. در کوتاهمدت، ایلام و لرستان، این گهوارههای دیرین حماسه و مقاومت، همآوا خود را با این حرکت نوسازی هماهنگ ساختند.
بدون شک نقش شخصیتهای خردمند و معتقد به گذشته پربار خویش، امثال لکامیر (کرماشان)، بهروز یاسمی (ایوانِ استان ایلام)، عبدالجبار کاکایی (ایلام)، ایرج خالصی (ایلام؛ وکیل پایه یک دادگستری و دکترای حقوق جزا و جرمشناسی) و ولیمحمد امیدی (ملقب به فردوسی ایلام) در پیگیری روش گذشتگانی همچون غلامرضاخان ارکوازی و شاکه و منصور، چنان انقلابی در ادبیات نوین و موزون کوردی برپا نمود که توانست خط بطلانی بر کجاندیشیِ شعار توخالیِ «یک ملت و یک دولت» بکشد و آن را به زبالهدان کوتاهفکری بیفکند.
گیاه بر ریشه خود میروید
اگر خسروپرویز ساسانی خواب خوشِ شیریننوازیِ فرهاد را به افسانه عشق پاک بدل کرد و بیستون را جایگاهی والا در دیدار عاشقان بخشید، تاریخِ منفور و خودمحوربین که دستپخت دشمنانِ همزیستی انسانی در تهران است، بار دیگر در تلاشی وارونه، بیستون را به غمی تلخ و جانکاه ارزانی بخشید تا بدینصورت خاطره مأمن عشق را از اذهان بزداید.
آری، خامنهای (داریوش همعصر ما) برای اسیران غلوزنجیرشده در بیستون، ندایی دیگر مملو از وحشت و خونآشامیِ سیریناپذیر سر داد! انگار خونآشامان تاریخ در این دیار، سودای بر طبل کهنه کوبیدن را جزو افتخارات خود محسوب میدارند. مشتاقند تا بدینصورت، عشقِ «خودخداییِ» خود را باز هم ندا دهند؛ ندایی از ادامه جور و ستم، ستمی بهنام خدا. آنسان خداییِ توأم با خونخواری که در بیستون طی طریق نمود، هنوز هم کشتار را بهنام و فرمان او، با حکی دیگر و با ترفندی صدچندان سیریناپذیرتر زنده میگرداند.
آری، داریوشِ زمان تحت پوشش نام خامنهای، در بُعد ستیز با کردستانیان باز هم پا به عرصه وجود نهاد؛ وجودی برای پیگیری قتلهای بیشتر، جبران شکست تاریخی و تلاش برای بهزیر یوغِ اسارت کشانیدن مردم کرد، علیالخصوص در کرماشان. او آزمود تا یادآور شود بیستون هنوز هم تحت لوای اندیشه فرسوده «خودخدایی»، توان زنده گردانیدن گذشتهی به تاریخ سپرده شده را در نام خامنهای دارد.
دیماه ۱۴۰۴؛
منم خامنهای، ولی فقیه و نماینده خودِ خدا! فرمانروای مستعمرات داریوش در حدود ۲۵۲۰ سال قبل فرمان دادم:
١-آنان که در پی هویت، زبان، فرهنگ گذشته و پایبندی به افتخارات دیرین هستند، امیالشان با خواست ما ناسازگار است، لذا بیرحمانه از دم تیغ خواهیم گذراند.
٢-من از جانب خدا وظیفه دارم مأموریتهای ناکامل داریوش، مغول، تیمورلنگ، صفویان و رضاشاه را کامل نمایم.
٣-به من الهام شده است تا اندرزی که در بیستون بهیادگار گذاشته شده را در قالبی جدید و ابعادی وسیعتر، در گوشهگوشه این مرزوبوم بازسازی نماییم. مأموریت الهی ما از «درهدریژ» گرفته تا شهرک معلم، الهیه، مسکن و کوچه به کوچه کرماشان، هرسین، شاهآباد، گیلانغرب، قصرشیرین، کنگاور، سرپل ذهاب، صحنه، سنقر کلیایی، روانسر، جوانرود، ثلاث باباجانی و جایجای دیگرِ زیستگاه «ایادی دشمن» را در بر گرفته و در ایلام و لرستان اهداف خود را تکامل خواهد بخشید.
٤-همانطور که اجداد ما برای عبرت ماندن، بهزنجیرکشیدن شما را در پیشانی سخت بیستون ثبت کردند، ما نیز در کتیبههای سبک جدید و در هر گذرگاهی حک مینماییم.
ما نهتنها از همنژادان گذشته خویش، بلکه از هیتلر نیز سبک نوین را آموختیم. بسانِ آنچه در خیابانها و شهرهای آلمان نقش بست، نمایی از قدرت خدامحور (خودخوانده) را در جوار بیستون برای آیندگان برپا خواهیم ساخت. همانطور که خمینی در تهران به ما پیام داد، «جوی خون» به راه خواهیم انداخت. اگر چنین یادبودی برای نسلهای بعد از هیتلر در آلمان مایه شرمساری تاریخ شد، برای ما نمونهای از پایبندی به ایمان و ولایت فقیه است.
توان ما در بهخاکووخون کشیدن ایلام توسط سپهبد امیراحمدی (قصاب لرستان) که در اذهان و تاریخِ گذشته ورد زبانهاست، میبایست در اذهان نسل امروز و معارضان ما زنده بماند و به فراموشی سپرده نشود. اگر داریوش به تاریخ پیوسته است، افکار او در مخیله ما حاکمان تهران زنده و بازتولید میشود. هیچگونه فرعونی را نباید یارای برابری با ما در هیچ نقطهای از جهان باشد؛ و این نصیحتی است که نهتنها کردستانیان، بلکه یکایکِ بهبیراههرفتگانِ خودی را نیز شامل خواهد شد.
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٧\٠٢\٢٠٢٦
بابایی، صدیق(٢٠٢٦): اندک تأملی بر قتلعام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان، در ورای ارتقا و بازتولید هویتپروری کوردی
. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
قطبیسازی در دیاسپورای ایرانی
قطبیسازی در دیاسپورای ایرانی سیروس ملکوتی [...]
درک نادرست دشمنان کورد (تحلیلی بر چرخه سرکوب، خیانت تاریخی و پایداری هویت مقاومتی کوردها)
درک نادرست دشمنان کورد (تحلیلی بر چرخه سرکوب، [...]
کوردستان معیار ماست: اتحاد کوردها ضامن پیروزی در برابر کلونیالیسم
کوردستان معیار ماست: اتحاد کوردها ضامن پیروزی در [...]
بازی در دوگانە پهلوی- جمهوری اسلامی
بازی در دوگانە پهلوی- جمهوری اسلامی افشین [...]
“فعلا فقط عبور از جمهوری اسلامی” همچون ابزاری هژمونیک برای حذف آلترناتیوها؛
"فعلا فقط عبور از جمهوری اسلامی" همچون ابزاری [...]
در حاشیه انقلاب؛ قاسملو و بدیل دموکراتیک در حصار اقتدارگرایی ایران
در حاشیه انقلاب؛ قاسملو و بدیل دموکراتیک در [...]







