نفت، سریعیترن موتور اقتصاد ایران و ناامنترین تکیەگاه آن
مشخصات نشر
- نویسنده
- سوران محمدی
- منتشرشده در
- مقالات پیش انتشار
- ناشر
- مرکز مطالعات کوردستان-تیشک
- مؤسسه
- مرکز مطالعات کوردستان-تیشک
- تاریخ
- 18/10/2026
- زبان
- فارسی
محمدی، سوران (2026). نفت، سریعیترن موتور اقتصاد ایران و ناامنترین تکیەگاه آن. مقالات پیش انتشار، مرکز مطالعات کوردستان-تیشک.
اقتصاد، سیاست خارجی و بحرانهای ساختاری ایران در افق سه ساله، پس از جنگ ۲۰۲۶
سوران محمدی
مقدمه
تا همین چند ماه پیش، بحث درباره آینده اقتصاد ایران معمولاً سه مسیر را کنار هم میگذاشت: توافق با آمریکا و کم شدن تحریمها، ادامه فشار و تقابل، یا تغییر ساختار سیاسی. از فوریه ۲۰۲۶ این سه مسیر دیگر فقط تئوریک نیستند. آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، جنگی شروع شد که هنوز به نتیجه نرسیده، و هر سه مسیر حالا در همین میدان با هم رقابت میکنند. این نوشته وضعیت را تا ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۱ مهر ۱۴۰۵) در نظر میگیرد. تحولات منطقه سریع است و متن زمان انتشار ممکن است تغییراتی با وضع موجود داشتە باشد.
با این حال، هیچکدام از آن مسیرها بهتنهایی نشان نمیدهد ایران به کجا میرود. اقتصاد کشور به درآمد نفت گره خورده، سیاست خارجیاش زیر سایه رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی است، و همزمان با کمبود آب، ناترازی انرژی، زیرساختهای فرسوده و سرمایهگذاری ضعیف روبهروست. برای نگاه به سه سال آینده، بهتر است دو دسته را از هم جدا کنیم: چیزهایی که میتوانند وضع را سریع تغییر بدهند، و مشکلاتی که حتی بعد از یک تحول سیاسی بزرگ هم سر جایشان میمانند. نفت و جنگ به دسته اول تعلق دارند؛ آب، برق و زیرساخت به دسته دوم.
۱. جنگ ۲۰۲۶ و نقطه شروع تازه
در فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، رهبر جمهوری اسلامی کشته شد و زیرساختهای هستهای و نظامی هدف قرار گرفت. آتشبسی با میانجیگری پاکستان و تفاهمنامهای در ژوئن جنگ گسترده را متوقف کرد، اما دو طرف بعد از آن بارها به نقض آتشبس متهم شدند و حملههای محدود رد و بدل شد.¹ بر اساس گزارش واشنگتن تایمز، تفاهمنامه در ژوئیه سر کنترل تنگه هرمز فروپاشید و از آن زمان توافق دیپلماتیکی در کار نبوده است؛ ایران این روزها پیشنهاد تازه آمریکا را از طریق میانجیهای قطری و پاکستانی بررسی میکند.²
محور اختلاف را میشود در چند چیز خلاصه کرد. ایران اواخر سپتامبر پیشنهاد داد که اگر آمریکا محاصره دریایی بنادرش را بردارد، تحریم فروش نفت را معلق کند و آتشبسی شامل لبنان را بپذیرد، تنگه هرمز را باز کند و ظرف هفت روز به مذاکره هستهای برگردد.³ دونالد ترامپ این پیشنهاد را رد کرد.² به گزارش الجزیره، مسئله اصلی تهران تحریمها، داراییهای بلوکهشده، محاصره و جنگ در منطقه است.⁴ رئیس سازمان انرژی اتمی ایران هم گفته کشور غنیسازی را کنار نمیگذارد، و ترامپ اعلام کرده تا انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر حمله تازهای نمیکند، ولی محاصره را نگه میدارد.⁵
نتیجه برای اقتصاد روشن است. پرسش سه سال آینده دیگر فقط این نیست که «تحریمها برداشته میشوند یا نه». پرسش این است که به چه ترتیبی: اول آتشبس، بعد تنگه هرمز، بعد محاصره، بعد تحریم. هر پیشبینی اقتصادی که این ترتیب را نادیده بگیرد روی هوا ساخته شده.
۲. نفت
ایران جزو بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز دنیاست و دولت هنوز بخش مهمی از منابع مالیاش را از صادرات انرژی تأمین میکند. برای همین، در هر توافق احتمالی، نفت از نخستین چیزهایی است که باید دنبالش کرد. فقط این بار شرط اول تغییر کرده: پیش از آنکه بپرسیم تحریمها چقدر سبک میشوند، باید بپرسیم آیا نفت ایران اصلاً میتواند به بازار برسد، چون آمریکا بنادر ایران را محاصره کرده و تنگه هرمز محل بحران است.³
اگر مانعها برداشته شود و صادرات بالا برود، دولت ارز بیشتری به دست میآورد. این پول، اگر درست خرج شود، میتواند بازار ارز را آرام کند، واردات ضروری را تأمین کند، از فشار بودجه بکاهد و دسترسی به مواد اولیه را آسانتر کند. ولی پول نفت خودبهخود توسعه نمیآورد. مهم این است که چه بر سرش میآید. اگر صرف واردات مصرفی، پخش رانت و هزینههای جاری شود، نتیجهاش بهبودی کوتاهمدت است و با اولین افت قیمت یا بازگشت تحریمها مشکلات قدیمی سر برمیآورند. اگر بخشی از آن به برق و آب، حملونقل، آموزش، فناوری و صنایع مولد برسد، میشود ظرفیتهایی ساخت که بعد از تمام شدن پول هم بمانند. فاصله رونق موقت با توسعه پایدار دقیقاً همینجاست.
اقتصادی که برای پرداخت هزینههایش به فروش منابع طبیعی تکیه کرده، همیشه به نوسان بازار جهانی وصل است. اقتصادی که درآمد منابعش را به سرمایه انسانی، زیرساخت و تولید رقابتی تبدیل کند، کمکم میتواند از این وابستگی بیرون بیاید. رفع تحریم فرصت میسازد، اما اینکه این فرصت به توسعه برسد به کیفیت حکمرانی، شفافیت مالی و نحوه تخصیص منابع بستگی دارد.
۳. بازار جهانی نفت
برگشتن نفت ایران به بازار فقط روی اقتصاد داخلی اثر نمیگذارد. عربستان، امارات، عراق، روسیه و تولیدکنندگان دیگر هم در همین بازار برای حفظ سهم و درآمدشان رقابت میکنند. اگر صادرات ایران بهطور محسوس بالا برود، عرضه جهانی زیاد میشود و، اگر بقیه شرایط ثابت بمانند، قیمتها زیر فشار میروند. اندازه این اثر به حجم واقعی صادرات، وضع تقاضای جهانی، تصمیم رقبا و شرایط ژئوپلیتیکی بستگی دارد.
بانک جهانی در گزارش «پیامدهای اقتصادی رفع تحریمهای ایران» (ژوئیه ۲۰۱۵) برآورد کرده بود که اگر در نهایت یک میلیون بشکه در روز نفت ایران به بازار اضافه شود و تولیدکنندگان دیگر واکنش راهبردی نشان ندهند، قیمت جهانی نفت در سال ۲۰۱۶ حدود ۱۴ درصد پایین میآید.⁶ این عدد به فرضهای همان سالها برمیگردد و پیشبینی بازار امروز نیست. در شرایط کنونی قیمتها اصلاً در مسیر آن سالها نیستند: برنت در ۸ اکتبر حدود ۱۰۳ دلار بود.⁵ نکتهای که از آن مطالعه میماند هنوز به کار میآید: برای سنجیدن اثر بازگشت نفت ایران باید واکنش راهبردی سایر صادرکنندگان را هم حساب کرد. آنها ممکن است تولیدشان را کم کنند تا قیمت نیفتد، یا برای نگه داشتن سهم بازار وارد رقابت شدیدتری شوند.
پس سود ایران از بازگشت به بازار فقط به حجم صادرات بستگی ندارد؛ قیمت هم مهم است. فروش بیشتر در بازاری که قیمتش افتاده، لزوماً ارز بیشتری نمیآورد. اگر هم تقاضای جهانی کم شود یا اقتصادهای بزرگ به رکود بروند، صادرات ایران با سقفهای سختتری روبهرو میشود. ایران نمیتواند آیندهاش را روی صادرات نفت بنا کند، چون هم حجم و هم قیمت فروش به عواملی بستگی دارند که در دست تهران نیست.
۴. چین
چین در هر سناریوی آینده ایران بازیگر مهمی میماند، ولی نقشش را نباید بزرگ کرد. در سالهای تحریم، چین اصلیترین مشتری نفت ایران بود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا میگوید ایران در ۲۰۲۱ با وجود تحریم نفت بیشتری فرستاد و مقصد اصلی آن چین بود،⁷ و تحلیلی در ۲۰۲۳ از سهمی تا ۹۰ درصد برای چین نوشته که از راه شبکهای از پالایشگاههای مستقل کوچک تأمین میشد.⁸ اما همین وابستگی دو لبه دارد. بانک جهانی گزارش داده که وقتی روسیه نفتش را با تخفیف سنگین به چین میفروخت، ایران هم ناچار شد تخفیف بدهد.⁹ مشتریِ تنها، قیمت را هم خودش تعیین میکند.
سیاست خارجی چین بر محاسبه منافع خودش بنا شده. شاید در مقطعی برای نگه داشتن رابطه با ایران هزینهای بپردازد، ولی دلیلی نیست که منافع ایران را بر روابط گستردهترش با آمریکا، اروپا یا کشورهای خلیج فارس ترجیح بدهد. در شرایط جنگ و محاصره، پرسش عملیتر این است که آیا اصلاً نفتی هست که از مسیر دریا به چین برسد.
اگر ایران با غرب به توافق برسد، میتواند دایره شرکای تجاری و سرمایهگذارانش را بزرگتر کند، شرکتهای چینی با رقابت شرکتهای دیگر روبهرو میشوند و ایران در مذاکرات تجاری انتخابهای بیشتری دارد. اما این فرصت وقتی به نتیجه میرسد که محیط حقوقی و اقتصادی کشور قابل پیشبینی باشد. رفع تحریم تضمین نمیکند سرمایهگذار خارجی بیاید؛ ثبات مقررات، امنیت سرمایه، امکان انتقال پول و چشمانداز بازدهی هم تعیینکنندهاند. چین نه ناجی ایران است و نه کسی که با نزدیک شدن تهران و غرب کنار میرود؛ شریکی است مهم که بر اساس منافع خودش تصمیم میگیرد.
۵. روسیه
روسیه هم در معادله آینده ایران جای مهمی دارد. تحریمهای غرب، اختلاف هر دو کشور با واشینگتن و همکاری در بعضی حوزههای امنیتی و اقتصادی، تهران و مسکو را به هم نزدیک کرده است. بانک جهانی در ۲۰۲۲ نوشت که تجارت و سرمایهگذاری بیشتر میان این دو میتواند اثر تحریم را کم کند، ولی همانجا هشدار داد که نفت ایران در بازار چین ممکن است با نفت تخفیفخورده روسیه رقابت کند.⁹ منافع مشترک در چند حوزه یعنی یکی بودن منافع در همه جا نیست.
روسیه خودش از تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز است. اگر صادرات بیشتر ایران بر قیمت جهانی اثر بگذارد یا رقابت بر سر سهم بازار را تند کند، با منافع اقتصادی روسیه تعارض پیدا میکند. بالا رفتن قیمت نفت در جنگ کنونی هم به نفع تولیدکنندگانی مثل روسیه است؛ گزارشها از معافیت موقت بخشی از تحریمهای انرژی روسیه خبر دادهاند.⁵ این به معنای پایان همکاری دو کشور نیست: در حملونقل، انرژی، تجارت منطقهای و مسائل امنیتی هنوز منافع مشترک وجود دارد. آنچه عوض میشود قدرت انتخاب ایران است.
اگر تهران بتواند رابطهاش با غرب را عادیتر کند و همزمان همکاری با روسیه و چین را حفظ کند، فضای بیشتری برای موازنه خواهد داشت و کمتر به یک شریک وابسته میماند. سیاست خارجی موفق بر وفاداری کامل به یک قدرت بنا نمیشود؛ بر رابطه با چند طرف و حفظ استقلال تصمیمگیری بنا میشود.
۶. آمریکا و اسرائیل
رابطه ایران با آمریکا و اسرائیل دیگر فقط «متغیر امنیتی» نیست؛ میدان جنگ است. این رابطه بر هزینههای دفاعی، تصمیم سرمایهگذاران، قیمت انرژی و رابطه ایران با همسایهها اثر میگذارد. سه پرونده در مرکز بنبستاند. اول، برنامه هستهای: ایران میگوید غنیسازی را کنار نمیگذارد⁵ و الجزیره از مطالبات تازه آمریکا خبر داده است.⁴ دوم، تنگه هرمز و محاصره دریایی.² سوم، لبنان: ایران آتشبسی میخواهد که آن را هم در بر بگیرد.³
محدود شدن برنامه هستهای، به شرط راستیآزمایی معتبر و پایبندی طرفین، میتواند بخشی از نگرانیها را کم کند. اما توان موشکی، سیاستهای منطقهای و رابطه با گروههای مسلح هم از اختلافهای قدیمیاند. در طرف مقابل، شکست مذاکره خطر از سرگرفته شدن جنگ را بالا میبرد، با هزینهای سنگین برای اقتصاد ایران و ثبات منطقه.
با کشته شدن رهبر پیشین، پرسش تغییر ساختار سیاسی از حاشیه به متن آمده، ولی تا این لحظه ساختار حکومت کار میکند و از راه میانجیها مذاکره میکند.² تغییر حکومت هم لزوماً رقابت با اسرائیل را فوراً تمام نمیکند. حکومت جدید ممکن است سیاست خارجی دیگری داشته باشد، ولی تغییر پایدار رابطه به تصمیم دو طرف، تضمینهای امنیتی و اعتماد متقابل بستگی دارد. هر دولت تازهای در ایران، با هر ساختاری، در ابتدا باید با امنیت داخلی، انسجام نیروهای نظامی، وضع اقتصاد و تثبیت اقتدار خودش سروکله بزند. بنابراین توافق تهران و واشینگتن صلح منطقه را تضمین نمیکند، و تغییر حکومت هم الزاماً به عادی شدن سریع رابطه با اسرائیل نمیانجامد.
۷. کشورهای خلیج فارس
برای عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان، آینده ایران فقط موضوع سیاست خارجی نیست و مستقیماً به امنیت انرژی، تجارت دریایی، سرمایهگذاری و ثبات منطقه ربط دارد. بیثباتی گسترده یا فروپاشی نهادهای دولتی در ایران آثارش را از مرزها فراتر میبرد: اختلال در مسیرهای دریایی، خطر درگیری، مهاجرت گسترده و تهدید زیرساختهای انرژی. تحلیل مؤسسه استیمسون میگوید روابط ایران با کشورهای عرب خلیج فارس در جنگ کنونی به پایینترین سطح خود رسیده و ایران میکوشد جنگ را به این کشورها هم بکشاند تا آنها و آمریکا را از ادامه حمله بازدارد.¹⁰ عربستان از آن طرف، برای رسیدن به هدفهای اقتصادی بلندپروازانهاش به ثبات منطقه نیاز دارد.¹⁰
با این حال، کشورهای خلیج فارس یک بلوک واحد نیستند. این شکاف تازه هم نیست: در ۲۰۱۹ عربستان و امارات از فشار حداکثری آمریکا حمایت کردند، در حالی که عمان، کویت و قطر مسیر دیگری رفتند،¹¹ و پژوهشی از چتمهاوس در ۲۰۱۸ هم از رفتار دوپهلو و تفاوتهای عمیق میان آنها نوشته بود.¹² در جنگ ۲۰۲۶ هم همین تفاوتها دیده میشود. به نوشته استیمسون، عمان جنگ را از ابتدا غیرقانونی خواند و از کمک نظامی یا لجستیکی به آمریکا خودداری کرد، در حالی که ایران با امارات به سمت رویارویی رفته است.¹⁰ باید فرق گذاشت میان استقبال از تغییر رفتار خارجی ایران و استقبال از فروپاشی ساختار سیاسی آن؛ این دو لزوماً یک چیز نیستند.
۸. بحران آب
بحران آب با نرخ ارز یا حجم صادرات نفت فرق دارد: با یک توافق سیاسی یا تزریق پول نمیشود بهسرعت برگردانَد. ایران اقلیم خشک و نیمهخشک دارد و با دورههای خشکسالی، برداشت گسترده از آبهای زیرزمینی، مدیریت ناکارآمد منابع و فشار الگوهای تولید و مصرف روبهروست.
بانک جهانی در گزارش «پایش اقتصادی ایران: مدیریت عدمقطعیتهای اقتصادی» (بهار ۲۰۲۲) تصویر نگرانکنندهای از این وضع داده است. شاخص تخلیه منابع آب ایران در آن گزارش ۱٫۰۸ برآورد شده، در حالی که روش گزارش از ۰٫۷۵ به بالا را نشانه مشکل میداند. کشاورزی حدود ۹۲ درصد آب کشور را مصرف میکند و در حدود ۷۷ درصد از قلمرو ایران بیش از ظرفیت از آبهای زیرزمینی برداشت شده است.⁹ همین گزارش با مدلسازی نشان میدهد اگر دسترسی به آب ۲۰ درصد کم شود و گرما بر عملکرد محصول هم اثر بگذارد، تولید ناخالص داخلی تا ۲۰۵۰ حدود ۷ درصد، یعنی نزدیک ۳۰ میلیارد دلار، از سطح پایه ۲۰۱۶ پایینتر میرود.⁹ این یک سناریوست، نه پیشبینی قطعی. همه این ارقام مربوط به ۲۰۲۲ هستند و برای توصیف امروز باید با دادههای تازهتر سنجیده شوند، اما تصویر کلی روشن است. بحران آب را نمیشود به خشکسالی یک سال یا کمبارانی یک فصل نسبت داد. بخش بزرگی از آن ساختاری است و به شیوه مدیریت، الگوی کشت، بهرهوری کشاورزی و قیمتگذاری آب و انرژی ربط دارد.
حتی کارآمدترین حکومت هم نمیتواند اثر چند دهه برداشت بیرویه را در یک سال جبران کند. بازسازی ذخایر زیرزمینی در بسیاری از مناطق زمان زیادی میبرد و مصرف باید اساساً تغییر کند: عوض کردن الگوی کشت، محدود کردن چاهها، سرمایهگذاری در آبیاری کارآمد، اصلاح سیاستهای حمایتی و کمک به کشاورزانی که معیشتشان به روشهای پرمصرف وابسته است. این سیاستها حتی اگر از نظر علمی لازم باشند، هزینه اجتماعی و سیاسی دارند. کشاورز، شهر و صنعت همه آب میخواهند و وقتی منابع تنگتر میشود، رقابت میان استانها، بخشهای اقتصادی و گروههای اجتماعی بالا میگیرد. نتیجه میتواند افت تولید کشاورزی، گران شدن غذا، مهاجرت داخلی، بیکاری و اعتراض باشد.
انتقال آب از حوضهای به حوضه دیگر هم شاید در کوتاهمدت بخشی از نیاز را جواب بدهد، ولی اگر ظرفیت منبع مبدأ، تقاضای واقعی و پیامدهای زیستمحیطی نادیده گرفته شود، دعواهای تازه میسازد. پس راهحل فقط سد و چاه و طرح انتقال نیست؛ باید میان منابع واقعی و میزان مصرف تعادل برقرار شود. حتی در بهترین سناریوی سیاسی، آب میتواند یکی از سقفهای اصلی رشد ایران در دهه آینده بماند.
۹. برق و انرژی
همه ابعاد بحران برق را نمیشود به گردن تحریم انداخت. تحریمها دسترسی به فناوری، قطعات، منابع مالی و سرمایه خارجی را سختتر کردهاند. گزارشی از گالفنیوز میگوید ایران دومین ذخایر گاز جهان را دارد، اما تحریم سرمایهگذاری را محدود کرده، میدانهای گازی توسعهنیافته مانده و خطوط برق نیاز مبرم به نوسازی دارند.¹³ اما فرسودگی زیرساخت، بهرهوری پایین، رشد تقاضا، ساختار قیمتگذاری و مشکل تأمین سوخت هم در ناترازی انرژی سهم دارند.
مشکل برق فقط تعداد نیروگاهها نیست. شبکه انتقال و توزیع، ظرفیت ذخیرهسازی و مدیریت بار، نگهداری تجهیزات و توان تأمین سوخت نیروگاهها هم مهماند. بخش بزرگی از برق ایران، طبق برخی گزارشها حدود ۸۰ درصد، از نیروگاههای گازی میآید،¹⁵ پس مشکلات گاز مستقیم به برق میرسد. زمستان ۲۰۲۴ برای اولین بار در دههها خاموشی چرخشی زمستانی اعمال شد، چون در فصل سرد گاز خانهها در اولویت بود و نیروگاهها سوخت کم آوردند.¹⁴ بانک جهانی هم هشدار داده که آبوهوای شدیدتر تقاضای برق را بالا میبرد و تولید برقآبی را کم میکند.⁹
اگر موانع کم شود، تأمین تجهیزات، جذب سرمایه، انتقال فناوری و اجرای پروژههای جدید آسانتر میشود. اما ساخت نیروگاه و توسعه شبکه زمان میبرد، و حتی با توافق و شروع سرمایهگذاری، اثر کامل آن بر کم شدن خاموشیها ممکن است چند سال طول بکشد. در کنار ظرفیت تازه، بهرهوری هم اهمیت دارد: کم کردن تلفات شبکه، نوسازی تجهیزات، مدیریت مصرف، تنوع منابع انرژی و اصلاح تدریجی ساز و کار اقتصادی این بخش. البته اصلاح قیمت انرژی بدون حمایت هدفمند از خانوارهای کمدرآمد هزینه اجتماعی سنگینی دارد، پس سیاست انرژی باید میان پایداری اقتصادی، عدالت اجتماعی و امنیت تأمین برق تعادل پیدا کند. رفع تحریم راه اصلاح را باز میکند، اما جای سرمایهگذاری مداوم، مدیریت کارآمد و اصلاحات ساختاری را نمیگیرد.
۱۰. سرمایهگذاری خارجی
انتظار رایج این است که توافق ایران با غرب سرمایه خارجی زیادی بیاورد. این انتظار تا حدی قابل فهم است، چون کم شدن محدودیتهای مالی و تجاری هزینه فعالیت شرکتهای خارجی را پایین میآورد. ولی بین رفع تحریم و ورود سرمایه گسترده فاصله هست. حتی در خوشبینانهترین برآورد ۲۰۱۵، بانک جهانی انتظار داشت سرمایهگذاری مستقیم خارجی در چند سال به حدود ۳ تا ۳٫۵ میلیارد دلار برسد؛ دو برابر سطح آن سال، اما هنوز کمتر از اوج ۲۰۰۳.⁶ سرمایهگذار فقط به سود نگاه نمیکند؛ ریسک حقوقی، ثبات مقررات، امکان انتقال سود، امنیت قراردادها، وضع بانکها و احتمال برگشتن تحریم را هم میسنجد. بعد از جنگی که زیرساخت و امنیت منطقه را زیر سؤال برده، این ملاحظهها سنگینتر هم شدهاند.
اگر توافق بشود ولی چشمانداز سیاسی و اقتصادی نامطمئن بماند، شرکتها احتمالاً در ابتدا به تجارت محدود، قرارداد کوتاهمدت یا سرمایهگذاری کمریسکتر بسنده میکنند. اگر توافق همراه با اصلاحات اقتصادی، شفافیت بیشتر و ثبات حقوقی باشد، جذب سرمایه بلندمدت محتملتر میشود. سرمایه خارجی هم خودبهخود توسعه متوازن نمیآورد؛ اگر به بخشهای استخراجی و بازده سریع محدود بماند، اثرش بر اشتغال پایدار، فناوری داخلی و بهرهوری کم میماند. هدف باید جذب سرمایهای باشد که ظرفیت تولید را بالا ببرد، دانش منتقل کند، شغل پایدار بسازد و زیرساخت را توسعه بدهد.
۱۱. سه سال آینده
اگر این عوامل را کنار هم بگذاریم، از نقطهای که امروز ایستادهایم سه مسیر دیده میشود. اینها پیشبینی قطعی نیستند؛ سناریوهاییاند که به تحولات سیاسی، تصمیمهای اقتصادی و وضع بازار جهانی بستگی دارند.
توافق و برداشته شدن موانع
این مسیر به ترتیبی نیاز دارد که امروز هنوز روی میز است: آتشبس، باز شدن تنگه هرمز، برداشته شدن محاصره، و بعد معافیت یا لغو تحریم نفتی. اگر این اتفاق بیفتد، صادرات نفت بالا میرود، دسترسی به ارز بهتر میشود و بخشی از محدودیتهای تجاری برداشته میشود. این میتواند در کوتاهمدت به اقتصاد فرصت نفس کشیدن بدهد: انتظارات تورمی کم شود، واردات برخی کالاها و تجهیزات آسانتر شود و زمینه سرمایهگذاری فراهم آید. اما بدون اصلاحات مالی و ساختاری، این بهبود به رونقی موقت تبدیل میشود، چون بحران آب، ناترازی برق، بهرهوری پایین و مشکلات بانکی با امضای توافق از بین نمیروند. فرق را نحوه استفاده از فرصت میسازد.
ادامه جنگ، محاصره و تحریم
ایران ناچار میشود به راههای محدودتر تجارت و فروش نفت و به همان شرکای فعلی تکیه کند. هزینه واردات، تأمین مالی و دسترسی به فناوری بالا میرود و سرمایهگذاری بلندمدت سختتر میشود. قیمتهای جهانی بالا به نفع کسانی است که میتوانند بفروشند؛ ایرانِ زیر محاصره ممکن است از این بالا بودن سودی نبرد. شدت پیامدها به طول جنگ، میزان خسارت به زیرساخت، سیاستهای اقتصادی دولت و تحولات منطقه بستگی دارد، پس مسیر اقتصادی لزوماً ثابت نیست؛ اما محدودیتهای ساختاری و هزینههای مبادله قطعاً سنگینتر میشوند.
تغییر ساختار سیاسی
این میتواند فرصتی برای بازتعریف سیاست خارجی، اصلاح نهادهای اقتصادی و تغییر رابطه ایران با دنیا باشد، ولی نتیجهاش به شیوه انتقال قدرت، حفظ یا بازسازی نهادهای دولتی، وضع امنیت داخلی و توافق نیروهای سیاسی روی مسیر آینده بستگی دارد. اگر تغییر با بیثباتی طولانی، درگیری داخلی یا از هم پاشیدن توان اجرایی دولت همراه شود، منابع طبیعی فراوان هم جلوی افت تولید، خروج سرمایه و اختلال خدمات عمومی را نمیگیرد. اگر انتقال قدرت خدمات اساسی و ثبات حقوقی را حفظ کند و نهادهای پاسخگو بسازد، اصلاح اقتصادی و عادی شدن روابط خارجی محتملتر میشود. در هر دو حالت، مشکل آب، برق، زیرساخت فرسوده و بهرهوری پایین بهعنوان میراث اقتصاد ایران میمانند، و هر ارزیابی از این سناریو باید فرصتها را از هزینههای دوره گذار جدا کند.
جمعبندی
آینده ایران در سه سال پیشرو فقط با این پرسش روشن نمیشود که توافقی با آمریکا شکل میگیرد یا نه، و همهچیز را هم نمیشود به احتمال تغییر حکومت یا ادامه وضع موجود تقلیل داد. جنگ ۲۰۲۶ ترتیب پرسشها را عوض کرده: اول باید راه دریا باز شود، بعد تحریمها و بعد بحث درباره سرمایه و رشد. نفت در کوتاهمدت پول و فضای نفس میدهد. رابطه متنوعتر با چین، روسیه، اروپا و خلیج فارس قدرت انتخاب ایران را بالا میبرد و کم شدن تنشهای خارجی هزینههای اقتصادی و امنیتی را پایین میآورد. اما هیچکدام بهتنهایی توسعه پایدار نمیسازند.
اقتصادی که پول نفتش را به سرمایه مولد تبدیل نکند، همچنان به نوسان بازار جهانی وصل میماند. کشوری که بیش از ظرفیت طبیعی آب مصرف کند، حتی با سرمایه خارجی به سقف میخورد. و کشوری که زیرساخت انرژیاش را نو نکند، با رفع تحریم هم به برق و گاز پایدار نمیرسد. عادی شدن رابطه با دنیا هم وقتی بیشترین اثر را دارد که با ثبات حقوقی، شفافیت مالی، پاسخگویی نهادها و سیاست اقتصادی قابل پیشبینی همراه باشد.
در نهایت سه پرسش میماند. اول اینکه آیا کشور میتواند جنگ و تنش خارجی را پایان بدهد و دسترسیاش به بازار و فناوری جهانی را بیشتر کند. دوم اینکه آیا پول نفت و سرمایهگذاری را به زیرساخت، تولید، آموزش و بهرهوری تبدیل میکند. سوم اینکه آیا توان و اراده حل بحرانهایی را دارد که نه با یک توافق شروع شدهاند و نه با تغییر حکومت تمام میشوند. جواب این سه پرسش مشخص میکند ایران فقط دورهای از بهبود موقت را تجربه میکند یا راهی پایدارتر پیدا میکند.
نفت میتواند موتور اقتصاد ایران باشد، اما اگر جای اصلاحات را بگیرد، همان چیزی میشود که اقتصاد را به نوسان بازار جهانی و تصمیمهای کوتاهمدت وابسته نگه میدارد. ثروت طبیعی وقتی مزیت واقعی است که به ظرفیت تولید، زیرساخت پایدار و رفاه عمومی برسد.
یادداشتها و منابع
- Council on Foreign Relations. Global Conflict Tracker: Conflict With Iran.
https://www.cfr.org/global-conflict-tracker/conflict/confrontation-between-united-states-and-iran
- Washington Times (12 Oct 2026). Iranian officials will respond to latest U.S. proposal after review.
- CBS News (12 Oct 2026). Live Updates.
https://www.cbsnews.com/live-updates/iran-war-us-trump-saudi-arabia-houthi
- Al Jazeera (7 Oct 2026). US sets new demands for Iran deal: What are they?
https://www.aljazeera.com/news/2026/10/7/us-sets-new-demands-for-iran-deal-what-are-they
- GlobalSecurity (10 Oct 2026). Iran War 2026, Day 225 Update (که گزارشهای JINSA، الجزیره و CBS را جمع کرده است).
https://www.globalsecurity.org/military/ops/iran-war-oprep.htm
- Devarajan, S. & Mottaghi, L. (2015). MENA Quarterly Economic Brief, Issue 5, July 2015: Economic Implications of Lifting Sanctions on Iran. World Bank.
http://hdl.handle.net/10986/22294
https://www.worldbank.org/en/region/mena/publication/mena-quarterly-economic-brief-july-2015
- U.S. Energy Information Administration. Country Analysis Executive Summary: Iran.
https://www.eia.gov/international/content/analysis/countries_long/Iran/pdf/iran_exe.pdf
- Energy Intelligence (Sept 2023). Iran Oil Export Boom Hinges on China Demand.
https://www.energyintel.com/0000018a-af25-df62-a5da-afaf3d570000
- World Bank (2022). Iran Economic Monitor, Spring 2022: Managing Economic Uncertainties. بخشهای استفادهشده: صفحههای ۸ و ۲۰ (روسیه و چین، برق)، صفحه xi و ۲۴–۲۶ (آب).
https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/37792
- Stimson Center. تحلیل درباره روابط ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در جنگ ۲۰۲۶.
https://www.stimson.org/?p=122963
- Al-Monitor (July 2019). Iran divide: Gulf, GCC, escalation.
- Vakil, S. (2018). Iran and the GCC: Hedging, Pragmatism and Opportunism. Chatham House.
https://www.chathamhouse.org/sites/default/files/publications/research/2018-09-13-iran-gcc-vakil.pdf
- Gulf News. Why Iran’s blackouts keep happening despite vast gas reserves.
- Iran Times (Nov 2024). گزارش درباره خاموشیهای زمستانی.
https://iran-times.com/?p=24761
- Iran International (Nov 2024). Iran needs power cuts to avert winter crisis.
مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در شبکههای اجتماعی
