“انتقال موروثی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی و تثبیت رهبری مجتبی خامنه‌ای در سایه جنگ و بحران داخلی”

دیاکو شفیعی

“انتقال موروثی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی و تثبیت رهبری مجتبی خامنه‌ای در سایه جنگ و بحران داخلی”

انتخاب “مجتبی خامنه‌ای” به عنوان سومین رهبر رژیم جمهوری اسلامی، بیش از یک هفته پس از کشته شدن “علی خامنه‌ای” در جریان حملات نظامی مشترک اسرائیل و ایالات متحده، بار دیگر ماهیت واقعی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را آشکار کرد؛ ساختاری که با وجود ادعاهای اولیه درباره نفی سلطنت و استقرار حکومت مردم، اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک نظام موروثی و بسته شباهت پیدا کرده است. تصمیم مجلس خبرگان برای سپردن رهبری به فرزند رهبر پیشین رژیم، نه تنها نشانه‌ای از بحران عمیق مشروعیت در راس قدرت است، بلکه بیانگر تلاش شتاب‌زده حاکمیت برای حفظ انسجام درونی در شرایطی است که ایران با جنگ خارجی، بحران داخلی و فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی مواجه شده است.

بر اساس بیانیه مجلس خبرگان، اعضای این نهاد در نشستی اضطراری مجتبی خامنه‌ای را با رای قاطع به عنوان رهبر جدید رژیم انتخاب کردند. این تصمیم در حالی اعلام شد که حملات نظامی اسرائیل و آمریکا علیه اهدافی در ایران وارد دهمین روز خود شده و همچنان ادامه دارد. کشته شدن “علی خامنه‌ای” در جریان این حملات، ساختار قدرت جمهوری اسلامی را با یکی از جدی‌ترین بحران‌های تاریخ خود روبه‌رو کرد؛ بحرانی که حاکمیت تلاش کرد با انتقال سریع قدرت به حلقه خانوادگی رهبر پیشین، از گسترش شکاف‌های درونی و فروپاشی نظم سیاسی جلوگیری کند.

اما آنچه امروز به عنوان انتخاب رهبر معرفی می‌شود، در نگاه بسیاری از ناظران و مخالفان حکومت چیزی جز تثبیت یک انتقال موروثی قدرت نیست. جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۵۷ با شعار مبارزه با سلطنت و پایان دادن به حکومت‌های خانوادگی بر سر کار آمد، اکنون خود به ساختاری تبدیل شده که در آن قدرت از پدر به پسر منتقل می‌شود. انتخاب مجتبی خامنه‌ای نه تنها با ادعاهای ایدئولوژیک این نظام در تضاد آشکار قرار دارد، بلکه نشان می‌دهد که حلقه بسته‌ای از نهادهای امنیتی، نظامی و سیاسی، تصمیم‌گیری‌های کلان ایران را بدون هیچ‌گونه پاسخگویی به جامعه در دست گرفته‌اند.

“مجتبی خامنه‌ای” طی سال‌های گذشته یکی از چهره‌های پرنفوذ اما پنهان در ساختار قدرت رژیم جمهوری اسلامی بود. گزارش‌های متعدد از نقش او در شبکه‌های امنیتی، سپاه پاسداران و حلقه نزدیک به بیت رهبری منتشر شده است. با این حال، او هیچ‌گاه سمت رسمی در ساختار حکومتی نداشت و به همین دلیل، ظهور ناگهانی او در راس هرم قدرت بیش از پیش این پرسش را مطرح کرده است که تصمیم‌های کلان در جمهوری اسلامی نه بر اساس سازوکارهای قانونی، بلکه در چارچوب شبکه‌ای بسته از قدرت و روابط خانوادگی اتخاذ می‌شوند.

این انتقال قدرت در شرایطی رخ می‌دهد که جامعه ایران طی سال‌های گذشته شاهد موج‌های گسترده‌ای از اعتراضات مردمی بوده است. بحران اقتصادی، فساد ساختاری، سرکوب سیاسی و محدودیت‌های گسترده اجتماعی، نارضایتی عمیقی در میان اقشار مختلف جامعه ایجاد کرده است. بسیاری از شهروندان ایرانی، رژیم جمهوری اسلامی را نه به عنوان نظامی مبتنی بر رای و اراده مردم، بلکه به عنوان ساختاری اقتدارگرا و غیرپاسخگو می‌بینند که بقای خود را بر پایه سرکوب داخلی و کنترل امنیتی جامعه استوار کرده است.

در چنین فضایی، انتقال قدرت به فرزند رهبر پیشین نه تنها کمکی به کاهش بحران مشروعیت نمی‌کند، بلکه می‌تواند شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر کند. برای بخش بزرگی از افکار عمومی، این تصمیم نشانه‌ای آشکار از آن است که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بیش از آنکه به خواست مردم توجه داشته باشد، در پی حفظ سلطه یک حلقه محدود از نیروهای سیاسی و امنیتی است.

از سوی دیگر، رهبری “مجتبی خامنه‌ای” در حالی آغاز شده که ایران با فشارهای بی‌سابقه خارجی نیز روبه‌رو است. حملات نظامی اسرائیل و آمریکا علیه اهدافی در داخل ایران که به کشته شدن “علی خامنه‌ای” انجامید، ایران را وارد مرحله‌ای تازه از تنش‌های منطقه‌ای کرده است. همزمان مقام‌های اسرائیلی پیش‌تر اعلام کرده بودند که هر فردی که به عنوان جانشین “علی خامنه‌ای” معرفی شود، ممکن است هدف اقدامات بعدی قرار گیرد؛ موضوعی که نشان می‌دهد رهبری جدید جمهوری اسلامی از همان ابتدا با تهدیدهای مستقیم امنیتی مواجه خواهد بود.

مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در یکی از شکننده‌ترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است. انتقال موروثی قدرت در سایه جنگ خارجی و بحران داخلی، نه نشانه ثبات سیاسی بلکه بیانگر تلاش یک نظام فرسوده برای بقا در شرایطی است که پایه‌های مشروعیت آن بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده است.

آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، نه صرفا یک تغییر در راس قدرت، بلکه مرحله‌ای تازه از بحران ساختاری در رژیم جمهوری اسلامی است؛ بحرانی که می‌تواند مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را به شکل بنیادینی تغییر دهد.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٩\٠٣\٢٠٢٦

شفیعی، دیاکو(٢٠٢٦): “انتقال موروثی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی و تثبیت رهبری مجتبی خامنه‌ای در سایه جنگ و بحران داخلی”. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

13/02/2026|دیدگاه‌ها برای تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان» بسته هستند

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی [...]

  • اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی

اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی

07/02/2026|دیدگاه‌ها برای اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی بسته هستند

اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، [...]

  • زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی

05/02/2026|دیدگاه‌ها برای زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟نقدی بر سمینار تیشک با حضور آقایان تهرانی و بوچانی بسته هستند

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟ نقدی بر [...]