تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی

بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

زاهیر محمدی

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی

بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

این نوشتار با هدف بازخوانی و تحلیل گفتمانی یکی از متون مهم مطبوعاتی دهه ۱۳۲۰ ایران نوشته شده است؛ متنی که می‌توان آن را از نخستین صورت‌بندی‌های صریح و منسجم گفتمان رسمی ایرانی در مواجهه با ناسیونالیسم كورد دانست. مقاله‌ی مورد بررسی، نه صرفا یک واکنش سیاسی به رویدادی مقطعی، بلکه سندی تاریخی است که ساختار مفهومی، زبان و منطق طرد در قبال ناسیونالیسم كورد را در لحظه‌ای حساس از تاریخ معاصر ایران آشکار می‌کند. هدف این مقاله آن است که بدون دخل و تصرف در محتوای متن اصلی، نشان دهد چگونه در همان آغاز، الگویی از نام‌گذاری، اخلاقی‌سازی، امنیتی‌سازی و تهدید شکل گرفت که تاكنون نیز ادامه‌ دارد.

در پنجم آبان‌ماه ۱۳۲۴، تنها چهار روز پس از انتشار اعلامیه موجودیت حزب دموکرات کوردستان، مجله «شباهنگ» در شماره اول از سال دوم انتشار خود مقاله‌ای با عنوان «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان» منتشر کرد؛ نشریه‌ای که مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز آن دکتر ذبیح‌الله صفا بود. جایگاه علمی و نهادی صفا ــ به‌عنوان استاد و رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، مقام فرهنگی در وزارت فرهنگ و چهره‌ای مرجع در تاریخ‌نگاری ادبی ایران ــ سبب می‌شود انتشار چنین متنی در نشریه تحت مدیریت او، صرفا موضع‌گیری یک رسانه حاشیه‌ای تلقی نشود، بلکه بازتاب بخشی از ذهنیت مسلط ایرانی آن دوره به شمار آید.

این نوشتار در پی آن است با ارجاع به این مقاله، ساختار مفهومی ذهنیت ایرانی در قبال ناسیونالیسم کورد را بازسازی کند و نشان دهد چگونه در همان لحظه آغازین، الگویی از فهم، نام‌گذاری و طرد شکل گرفت که در دهه‌های بعد نیز تداوم یافت. از این منظر، مقاله شباهنگ صرفا پاسخی به یک رویداد سیاسی نیست، بلکه متنی بنیان‌گذار در تثبیت چارچوبی است که ناسیونالیسم کرد را نه به‌مثابه مطالبه‌ای سیاسی، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای امنیتی و تهدیدی علیه کلیت ملت تعریف می‌کند.

این مقاله در مقطعی نوشته شده‌ است که هنوز جمهوری کوردستان تأسیس نشده بود، اما چند سال از فعالیت جمعیت ژ.ک در کوردستان می‌گذشت و اعلام موجودیت حزب دموکرات کردستان كه‌ تداوم سازمانی و فکری ژ.ک بود، فضای سیاسی ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرده بود. بنابراین مقاله‌ ك.ك.ك یا جمعیت شوم كومله‌ كمونیستی را باید واکنشی پیش‌دستانه در برابر امکان نهادینه‌شدن یک صورت‌بندی نوین از ناسیونالیسم كورد دانست؛ واکنشی که پیش از تحقق عینی جمهوری كوردستان به مقابله گفتمانی با آن پرداخت.

 مقاله که در صفحه‌ پایانی مجله منتشر شده و در یازده پاراگراف تنظیم شده است، با نوعی موضع‌گیری دفاعی نسبت به عنوان خود آغاز می‌شود؛ نویسنده در همان ابتدا می‌کوشد عنوان را به‌مثابه مفهومی عام برای هرگونه «خیانت» و «ناجوانمردی» نسبت به ایران تثبیت کند و از این رهگذر، چارچوبی اخلاقی ــ سیاسی برای داوری درباره موضوع مقاله بسازد. در این چارچوب، مخالفان نه صرفا رقیب سیاسی بلکه عناصری فاقد شأن انسانی معرفی می‌شوند، امری که نشان‌دهنده بهره‌گیری از زبان نفی و غیرانسان‌ساز در گفتمان متن است. مقاله جمعیت «ژ.ک» را ساخته و پرداخته نیروهای بیگانه می‌داند و مشروعیت آن را وابسته به حضور «اجانب» قلمداد می‌کند، به‌گونه‌ای که با خروج آنان، موجودیت این جمعیت نیز پایان می‌یابد. نویسنده با ارجاع به مرامنامه ژ.ک، به‌ویژه تأکید آن بر رهایی از استعمار و دیکتاتوری و اتحاد کردستان، این مفاهیم را نشانه‌ای از «توطئه خارجی» تفسیر می‌کند و آن را دلیلی کافی برای بی‌اعتباری سیاسی آن می‌شمارد. بنیان‌گذاران این جریان که پیش‌تر با عنوان «کومله» فعالیت داشته‌اند، به‌عنوان ماجراجویانی معرفی می‌شوند که در بستر مناطق تحت نفوذ شوروی دست به سازمان‌دهی زده‌اند.

 در ادامه، انگیزه‌های شکل‌گیری این جمعیت نه بر پایه مطالبات اجتماعی یا سیاسی، بلکه بر مبنای حرص، طمع و منافع مادی گروهی «راهزن» تبیین می‌شود؛ روایتی که سعی دارد هرگونه خاستگاه مردمی یا ایدئولوژیک را انکار کند. سرانجام، مقاله با تأکید بر قداست و تمامیت ایران و این گزاره که این سرزمین «قابل خیانت نیست»، به جمع‌بندی می‌رسد و با شعاری صریح علیه دشمنان ایران پایان می‌یابد؛ پایانی که بیش از آنکه تحلیلی باشد، کارکرد بسیج‌گرانه و احساسی در چارچوب ذهنیت ایرانی متن دارد.

نخستین و شاید بنیادی‌ترین ویژگی مقاله شباهنگ، نه فقط در متن آن بلکه در خود عنوان آن نهفته است: «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان». کاربرد هم‌زمان دو صفت «شوم» و «کمونیستی» در عنوان، پیشاپیش چارچوب تفسیری متن را تعیین می‌کند. «شوم» بار ارزشی و اخلاقی دارد و پیش از هر استدلالی، موضوع را در قلمرو شر و نحوست قرار می‌دهد؛ «کمونیستی» نیز در فضای سیاسی سال ۱۳۲۴، واژه‌ای به‌شدت بارگذاری‌شده و هراس‌آور بود که دلالت‌های امنیتی و ایدئولوژیک سنگینی داشت. بدین‌ترتیب، عنوان مقاله پیش از ورود به هر بحثی، کومله‌ ژ.ك و به‌تبع آن ناسیونالیسم كورد را در پیوند با تهدیدی ایدئولوژیک و نیرویی نامشروع صورت‌بندی می‌کند. این انتخاب واژگانی نشان می‌دهد که عملیات گفتمانی حذف، از همان سطح نام‌گذاری آغاز می‌شود.

در متن نیز این راهبرد ادامه می‌یابد. کاربرد نظام‌مند عبارات تحقیرآمیز همچون «اجامر»، «اوباش»، «راهزن» و «ماجراجویان پست» سازمانی سیاسی را که دارای برنامه و اهداف معین معرفی می‌شود، به سطح انحراف اخلاقی و اجتماعی تقلیل می‌دهد. این زبان صرفا هیجانی یا عاطفی نیست؛ بلکه کارکردی ساختاری دارد. هنگامی که یک جریان سیاسی با صفاتی چون «شوم» و «راهزن» توصیف شود، دیگر نیازی به بررسی منطقی مطالبات آن باقی نمی‌ماند، زیرا در چارچوبی قرار گرفته که اساسا بیرون از حوزه مشروعیت تعریف شده است. در چنین سازوکاری، منازعه از عرصه سیاست به قلمرو اخلاق و جرم انتقال می‌یابد و اختلاف نظر سیاسی به خیانت و فساد تعبیر می‌شود. عنوان مقاله، به‌عنوان آستانه ورود به متن، این فرایند را از همان ابتدا تثبیت می‌کند و نشان می‌دهد که حذف رقیب نه نتیجه استدلال، بلکه پیش‌فرض گفتمانی نویسنده است.

در کنار این طرد اخلاقی، مقاله به شکل هم‌زمان به تقدیس ایران و استقلال و تمامیت ارضی آن می‌پردازد. ایران در این متن نه فقط یک نظام سیاسی، بلکه موجودیتی تاریخی و مقدس تصویر می‌شود که ریشه در شکوه باستانی  پارس دارد و برادران كرد، همنژادان آریایی پارس معرفی میشوند. چنین روایتی، وحدتی ازلی و طبیعی را مفروض می‌گیرد و هرگونه مطالبه‌ی ناسیونالیستی كورد را گسستی نابخردانه از این پیوستگی تاریخی جلوه می‌دهد. بدین‌ترتیب، دفاع از تمامیت ارضی به ارزشی مطلق تبدیل می‌شود که هر امر دیگری، حتی طرح مطالبات سیاسی و فرهنگی، باید در برابر آن خاموش گردد.

مقاله همچنین با برجسته‌سازی نقش «اجانب»، ناسیونالیسم كورد را پدیده‌ای برساخته و وابسته معرفی می‌کند. اشاره به سفر برخی اعضای كومله‌ ژ.ك به آذربایجان شوروی و بازگشت آنان با سلاح، در راستای تثبیت همین روایت وابستگی است. در این صورت‌بندی، منشأ داخلی و زمینه‌های اجتماعی و سیاسی شکل‌گیری جنبش رهایی ناسیونالیسم كورد نادیده گرفته می‌شود و بحران به «توطئه خارجی» فروکاسته می‌گردد. این تکنیک گفتمانی، مسئولیت ساختاری دولت را حذف و مسئله را امنیتی می‌کند.

از دیگر عناصر مهم متن، جداسازی مردم كورد از سازمان سیاسی ژ.ك است. نویسنده با خطاب قراردادن «برادران کرد» می‌کوشد میان توده مردم و رهبران کومله ژ.ك فاصله بیندازد و گروه اخیر را اقلیتی راهزن و خائن معرفی کند. این تفکیک، هم امکان حفظ روایت وحدت ملی را فراهم می‌کند و هم مشروعیت سازمان‌یابی سیاسی مستقل را از میان می‌برد. مردم كرد را پذیرفته‌ است، اما تنها در صورتی که در چارچوب تعریف‌شده از ملیت ایرانی باقی بماند.

بخش پایانی مقاله با تهدید به «انتقام ملت» و وعده مجازات همراه است. چنین لحنی، که حذف و کیفر را به ضرورتی اخلاقی تبدیل می‌کند، در سطح گفتمانی زمینه‌ساز طرد کامل دیگری سیاسی است. وقتی رقیب نه مخالف، بلکه «وابسته‌ و «ناپاک» خوانده شود، برخورد شدید با او نه تنها مجاز، بلکه موجه جلوه داده می‌شود. این زبان حذف‌گر، در بطن خود امکان خشونت ساختاری را حمل می‌کند، هرچند در پوشش دفاع از قانون و میهن بیان شود.

اهمیت مقاله‌ی شباهنگ در آن است که نوعی الگوی پایدار مواجهه با ناسیونالیسم كورد را صورت‌بندی می‌کند؛ الگویی که عناصر آن تا امروز در اشکال مختلف بازتولید شده است: تبدیل اختلاف سیاسی به مسئله‌ای اخلاقی، ارتقای تمامیت ارضی به سطح ارزشی مطلق و غیرقابل مناقشه، فروکاستن ناسیونالیسم كورد به طرح و اراده‌ی بیگانگان، و نهایتا مشروع جلوه‌دادن زبان تهدید و مجازات به‌عنوان را حل نهایی. این چارچوب نشان می‌دهد که نزاع مورد بحث صرفا مربوط به یک مقطع  زمانی نیست، بلکه به لایه‌ای عمیق‌تر از حافظه و عادت گفتمانی سیاست در ایران تعلق دارد؛ حافظه‌ای که در آن، ناسیونالیسم كورد غالبا در جایگاه «مسئله امنیتی» تعریف شده است، نه «موضوعی سیاسی برای گفت‌وگو».

از این منظر، بازخوانی آن متن صرفا کاری تاریخ‌نگارانه نیست، بلکه تلاشی برای فهم سازوکار بازتولید یک نگرش مرکزگرا در قبال كوردستان است. تا زمانی که نسبت میان ناسیونالیسم كورد و مرکزگرایی ایرانی در چارچوب دوگانه‌ی وفاداری/خیانت و وحدت/تجزیه تعریف شود، امکان شکل‌گیری راه‌حل‌های دموکراتیک و پایدار محدود خواهد ماند. عبور از این بن‌بست، مستلزم فاصله‌گرفتن از منطق طرد و ابلیس‌سازی و بازتعریف این نسبت در قالبی حقوقی، سیاسی و مبتنی بر پذیرش اراده‌ی ملی ملت كورد است.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ١٣\٠٢\٢٠٢٦

محمدی، زاهیر(٢٠٢٦):تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی، بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان». بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • سیاست واکنشی یا انباشت قدرت؟ بازاندیشی راهبرد ناسیونالیسم کورد در تحولات كنونی ایران

سیاست واکنشی یا انباشت قدرت؟ بازاندیشی راهبرد ناسیونالیسم کورد در تحولات كنونی ایران

12/01/2026|دیدگاه‌ها برای سیاست واکنشی یا انباشت قدرت؟ بازاندیشی راهبرد ناسیونالیسم کورد در تحولات كنونی ایران بسته هستند

سیاست واکنشی یا انباشت قدرت؟ بازاندیشی راهبرد ناسیونالیسم [...]

  • نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت)

نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت)

02/01/2026|دیدگاه‌ها برای نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت) بسته هستند

نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های [...]