فراخوانی که سوژهاش را فرانمیخواند؛ ژینا، “هممیهنان” و زبان عاریهای احزاب کورد
بهروز شجاعی
از همین ابتدا بگویم که من از اعتصاب ۲۵ شهریور حمایت میکنم. نقد من متوجه زبانی است که به آن فراخوانده است. فراخوان کنشی گفتاری است و تنها ابزارش کلمه است. پس نقد زبان آن نقد خودِ فراخوان است.
به نظر من این متن یک لغزش نگارشی نیست، بلکه یک عارضه است. حقیقت سیاسی یک متن اغلب همان جایی بیرون میزند که نویسنده کنترلش را از دست داده است، یعنی در شکافها، ناسازگاریها و سکوتهایش. این فراخوان در همین نقاط نشان میدهد که جنبش سیاسی کورد در روژهەلات، حتی وقتی روایت کاملاً در دست خود اوست، هنوز با زبانی سخن میگوید که نه از آنِ خود اوست و نه به سود او.
ایدئولوژی افراد را با صدا زدن به سوژه تبدیل میکند. فراخوان با دو خطاب آغاز میشود: “مردم مقاوم و انقلابی کوردستان! هممیهنان مبارز!”
این دو خطاب همعرض نیستند. دومی اولی را میبلعد. خوانندهی کوردی که با شنیدن “مردم کوردستان” برمیگردد، یک ثانیه بعد در خانوادهای ملی جا داده میشود که مرزهایش همان مرزهای دولتی است که علیهاش اعتصاب میکند.
کارآمدترین شکل ناسیونالیسم پرچم و سرود نیست، واژههای کوچک و روزمرهای مثل “ما” و “هممیهنان” است. این واژهها استدلال نمیکنند، پیشفرض میگیرند. ائتلافی از احزاب کورد که در سالگرد ژینا مخاطبانش را “هممیهنان” میخواند، پیش از هر استدلالی، مناقشهبرانگیزترین پرسش سیاست کوردی، یعنی پرسش از “میهن”، را به سود همان دولت حل کرده است.
در پاراگراف نخست آمده است: “ژینا – ژن، ژیان، ئازادی”. در پایان متن همان شعار اینگونه نوشته شده است: “ژینا – زن، زندگی، آزادی”.
شعار در همان متن ترجمه شده است. این کل مسیر مصادرهی جنبش است که در دو صفحه تکرار شده است. شعار به کوردی و بر مزار ژینا در سقز فریاد زده شد، سپس فارسی شد، و در شکل فارسیاش به نشان جهانی “انقلاب ایران” بدل شد. این بار ائتلاف احزاب کورد این ترجمه را با دست خود انجام میدهد. این کار ربطی به دسترسی مخاطب فارسزبان ندارد، چون او “ژن، ژیان، ئازادی” را میشناسد. آنچه رخ داده جایگزینکردن است.
هر که چارچوب حافظهی جمعی را در اختیار دارد، خود حافظه را در اختیار دارد، و این فراخوان چارچوب را داوطلبانه واگذار میکند. متن هیچ اشارهای به تبار شعار در مبارزهی زنان کورد نمیکند. واژگانش، یعنی “هممیهن”، “خیزش سراسری”، “گذار” و “آزادیخواهان ایران”، از قاموس اپوزیسیون مرکزگرا آمدهاند. زبان ظرف نیست، افق است. کسی که با واژگان دیگری سخن میگوید، دیر یا زود در افق او هم میاندیشد.
فهرست فراخوان این است: ژینا، فقر، گرانی، بیکاری، اعدام، بازداشت فعالان، زنان، کارگران، معلمان، محیطزیست، و تنشهای ایران با آمریکا و اسرائیل. زنجیرهی مطالبات هرچه بلندتر شود، نامی که در رأس آن قرار دارد تهیتر میشود. زن کوردی که دولت او را کشت، به نماد عام “نارضایتی” بدل میشود.
در قتل ژینا دو محور ستم، یعنی جنسیت و ملیت، در یک بدن به هم رسیدند. فراخوان هر دو را کمرنگ میکند. محور ملی در فهرست بحرانها حل میشود و محور جنسیتی به یک قلم در کنار “فعالان محیطزیست” تقلیل مییابد.
نامی که تهی شده به کسی تعلق میگیرد که توان پر کردنش را دارد. در میدان سیاست ایران، آن نیرو احزاب کورد نیستند، اپوزیسیون مرکزگراست. تقسیم کار روشن است: کوردها نماد را تولید و تهی میکنند و دیگران معنایش را برداشت میکنند.
حتی در جملهی مربوط به تنشهای منطقهای، “ایران” فاعل است و کوردستان فقط جمعیتی است که پیامدهای جنگهای آن را تحمل میکند، یعنی همان جایگاهی که دولت برایش تعیین کرده است.
“خلق کورد همواره پیشاهنگ مبارزات آزادیخواهانه بوده است.” پیشاهنگ جمعیتی را به سوی هدفی میبرد که بیرون از خود او تعریف شده است. اینجا هدف “آزادی ایران” است و کوردها وسیلهی رسیدن به آن. ستایش عنوان افتخاری یک نقش ابزاری است.
تاریخ این نقش را پیشتر نوشته است. کوردستان در انقلاب ۱۳۵۷ شرکت کرد و در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸فرمان جهاد علیه آن صادر شد. در ۱۴۰۱کوردستان و بلوچستان سنگینترین بها را پرداختند، اما در روایت مسلط همه چیز به “زن، زندگی، آزادی” و “مهسا” تبدیل شد.
الگو ثابت است: پیرامون خون میدهد و مرکز روایت میکند. این شکلی نمادین از استعمار درونی است. سرمایهی سیاسی در پیرامون استخراج و در مرکز به روایت تبدیل میشود. کدام ملت خود را فقط “پیشاهنگ” آزادی دیگران میداند؟ فقط ملتی که هنوز جرئت نکرده آزادی خودش را نام ببرد.
فعلهای متن را بشمارید: “به گوش جهانیان رساند”، “پیامی رسا”، “به نمایش بگذاریم”، “اثبات کرده و اعلام نماییم”، “بازتابدهنده”. اینها فعل بازنماییاند، نه فعل کنش. اعتصاب سراسری در کوردستان پیام نیست. تعلیق موقت “وضع عادی” دولت در یک سرزمین است و لحظهای که جامعه برای خودش آشکار میکند چه توانی دارد. تقلیل آن به “پیام” یعنی سیاستزدایی از آن. ملتی که مخاطب اصلیاش “جهانیان” باشند و نه خودش، در جایگاه دادخواه باقی میماند.
تکرار صفت “مدنی” هم از همین جنس است. این تأکید به نگاهی اطمینان خاطر میدهد که کوردها را پیشاپیش “تجزیهطلب” و “تهدید امنیتی” میبیند. فراخوان منطق امنیتیسازی دولت را درونی کرده است: سوژهی کورد تهدید فرض میشود، مگر آنکه ثابت کند “مدنی” و “هممیهن” است. این زبان مقاومت نیست، دفاع در برابر اتهامی است که در این متن هنوز کسی مطرح نکرده است. خودسانسوری هم امنیت نمیخرد. حکومت برای برچسب زدن به مدرک نیاز ندارد.
“ملت کورد”، “خلق کورد”، “مردم کوردستان”، “ملت ما”، “عموم مردم ایران” و “هممیهنان” لایههای زبانهای سیاسی متفاوتاند: چپ انقلابی، ناسیونالیسم کلاسیک، زبان سرزمینی و اپوزیسیون سراسری. متن وصلهای است که واژهی هر جریان در آن هست، اما هیچ نقطهی ثقلی ندارد که معنای این واژهها را تثبیت کند. به همین دلیل “اتحاد و ارادهی خلق” عملاً بیمعناست. ارادهای که سوژهاش مشخص نیست، فقط یک عبارت است.
این ناهمخوانی مشکل واقعی ائتلاف را آشکار میکند: بر سر یک تاریخ به توافق رسیده، نه بر سر یک “ما”. اگر این احزاب حتی بر سر اینکه کوردستان فاعل سخن خودش است توافق ندارند، با مصالحه روبهرو نیستیم، با خلأ روبهروییم.
من از یک فراخوان مناسبتی مانیفست نمیخواهم. اما متن از “گذار از این مرحله و گذر از رژیم” سخن میگوید و نمیگوید گذار به کجا. در متنی که مخاطبانش را “هممیهنان” مینامد، این سکوت خودبهخود با گزینهی پیشفرض پر میشود: همان دولت-ملت موجود، منهای جمهوری اسلامی. دستور زبان متن پیش از طرح پرسش به آن پاسخ داده است. حتی در نام ائتلاف، “کوردستانِ ایران”، کوردستان مضاف است و ایران مضافالیه.
این فراخوان نه بیش از حد تند است و نه بیش از حد نرم. مشکلش این است که عاریهای است. فراخوان بهتر لازم نبود رادیکالتر باشد. کافی بود ژینا را زن کوردی بنامد که دولت او را کشت، شعار را به زبانی که در آن زاده شد حفظ کند، و کوردستان را فاعل مبارزهی خودش بداند. از همین جایگاه میتوانست با دیگر مردمان ایران همبستگی کند، بهعنوان شریک و نه “هممیهن”.
همبستگی میان سوژهها ممکن است، اما میان یک سوژه و سایهی خودش ممکن نیست. زبانی که ما را پیش از آنکه سخن بگوییم در “ما”ی دیگری حل میکند، زبان وحدت نیست، زبان جذب است. جنبشی که در سالگرد ژینا نتواند به زبان خودش سخن بگوید، نباید تعجب کند اگر فردا دیگران به جایش سخن بگویند.
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ١٥\٠٩\٢٠٢٦
شجاعی، بهروز(٢٠٢٦): فراخوانی که سوژهاش را فرانمیخواند؛ ژینا، “هممیهنان” و زبان عاریهای احزاب کورد. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
قاضی محمد در میدان انتخاب تاریخ
قاضی محمد در میدان انتخاب تاریخ زاهیر [...]
اعتراضات، سرکوب و آینده نامعلوم ایران؛ نگاهی به کوردستان ایران
اعتراضات، سرکوب و آینده نامعلوم ایران؛ نگاهی به [...]
بحران بیسابقه رهبری و فروپاشی در رژیم جمهوری اسلامی
بحران بیسابقه رهبری و فروپاشی در رژیم جمهوری [...]
کوردستان میان دو رژیم مرکزگرا و تجربهای از سرکوب مداوم
کوردستان میان دو رژیم مرکزگرا و تجربهای از [...]
شبحی بر فراز رسانهها سایه افکنده است — شبح پهلوی
شبحی بر فراز رسانهها سایه افکنده [...]
كردستان در آستانه تحولات سياسی
كردستان در آستانه تحولات سياسی کوچر پزشک [...]







