کوردستان معیار ماست: اتحاد کوردها ضامن پیروزی در برابر کلونیالیسم

اسکندر جعفری

کوردستان معیار ماست: اتحاد کوردها ضامن پیروزی در برابر کلونیالیسم

در بزنگاه‌های تاریخی، وقتی قدرت در مرکز دچار بحران می‌شود. چه با به‌قدرت‌رسیدن نیروهایی چون مجاهدین و چه با بازگشت پسر دیکتاتور سابق، برای ملت‌های محروم از حقوقشان، پنجره‌ای کوتاه اما تعیین‌کننده گشوده می‌شود. زیرا آن زمان، در تهران خلا قدرت به وجود می‌آید و این، یک فرصت مناسب برای ملتهای تحت ستم است. این لحظه‌ها، فرصت تعیین سرنوشت‌اند. اما فقط برای آنانی که آماده‌اند. تجربه‌ی تلخ ما کوردها نشان داده است که “فرصت” بدون “اتحاد” نه‌تنها به رهایی نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند ما را یک گام دیگر به عقب برگرداند.

امروز نیز خطر تکرار گذشته کم نیست. زمزمه‌هایی از توافق‌های پنهانی، وعده‌های امنیتی درباره‌ی حفاظت از مرزهای “ایران” و بده‌بستان‌هایی که بی‌هیچ پشتوانه‌ی مردمی انجام می‌شوند، می‌توانند بار دیگر مطالبات تاریخی کوردها را قربانی “ثبات”ی کنند که هرگز برای ما ثبات نیاورده است. تجربه می‌گوید هرگاه بخشی از نخبگان، بی‌اتکا به اراده‌ی جمعی، نقش تضمین‌کننده‌ی نظم مرکز را پذیرفته‌اند، نتیجه‌اش تضعیف حق تعیین سرنوشت بوده است.

راه‌حل کوردها فقط اتحاد است. در ۱۲۰ سال گذشته، تقریباً هر بار که فرصتی طلایی پیش روی کوردها قرار گرفته، اختلافات درونی، رقابت‌های شخصی و خیانت‌های کوچک و بزرگ آن را نابود کرده است. نام‌ها مهم نیستند؛ الگو تکرار می‌شود. پروژه‌ی ملی شکست می‌خورد چون اتحاد جای خود را به پراکندگی می‌دهد. این حقیقت تلخ را باید بی‌پرده گفت: هیچ نیروی خارجی، هیچ تغییر در تهران، به‌تنهایی نجات‌بخش کوردها نخواهد بود.

اتحاد اما به معنای حذف تفاوت‌ها نیست. اتحاد یعنی توافق بر سر حداقل‌های غیرقابل‌چانه‌زنی:

حق تعیین سرنوشت ملت کورد، برابری حقوقی، کرامت انسانی و مشارکت واقعی در تصمیم‌گیری.

هر فرد، حزب یا جریانی که خواهان همبستگی با کوردهاست، باید پیش از هر چیز به این حق بنیادین احترام بگذارد. همبستگی‌ای که حق تعیین سرنوشت را نادیده بگیرد، نه اتحاد، که بازتولید سلطه است.

فرانتس فانون، فیلسوف و متفکر ضداستعماری، به‌روشنی نشان داد که استعمار فقط با زور نظامی ادامه نمی‌یابد؛ بلکه با شکاف‌انداختن میان ملت‌های تحت ستم زنده می‌ماند. به‌مضمون اندیشه‌ی او، ملت استعمارشده زمانی شکست می‌خورد که نتواند خود را به‌مثابه یک “ما”ی واحد بازشناسد. تفرقه، راه را برای نخبگان وابسته و سازش‌کار باز می‌کند؛ همان‌هایی که به نام عقلانیت و نظم، پروژه‌ی رهایی را عقیم می‌گذارند.

فانون هشدار می‌دهد که نبودِ اتحاد، ملت استعمارشده را نه در جا نگه می‌دارد، بلکه به عقب می‌راند. زیرا دستاوردهای نیم‌بند، بدون پشتوانه‌ی همبستگی، به‌سرعت مصادره می‌شوند و شکست‌های تازه‌ای می‌سازند. استعمارِ نو دقیقاً از همین خلأ تغذیه می‌کند: از اختلافات داخلی، از ترس‌ها، و از معامله‌های پنهانی.

امروز، مسئولیت تاریخی ما بسیار سنگین است و می‌تواند فرصت تاریخی را به یک تغییر بنیادین تبدیل کند. اگر امروز، در آستانه‌ی تحولات احتمالی، کوردها نتوانند با صدایی واحد سخن بگویند، فردا دوباره باید درباره‌ی “فرصت از دست‌رفته” مقاله بنویسیم. اتحاد، یک انتخاب اخلاقی صرف نیست؛ شرط بقا و پیش‌روی است. بدون آن، هر تغییر سیاسی در مرکز، می‌تواند به بازتولید همان ساختارهای سرکوبگر گذشته بینجامد. این‌بار با چهره‌ای تازه.

تاریخ به ما مهلت‌های زیادی نداده است. اگر این‌بار، اراده‌ی جمعی بر منافع فردی غلبه کند و حق تعیین سرنوشت به خط قرمز مشترک بدل شود، فرصت می‌تواند به دستاورد تبدیل شود. در غیر این صورت، همان‌گونه که فانون هشدار می‌داد، تفرقه نه‌تنها رهایی را به تعویق می‌اندازد، بلکه زنجیرها را محکم‌تر می‌کند.

از دیدگاه کوردستانی، مسئله صرفاً اصلاح ساختار قدرت در تهران نیست؛ مسئله، ماهیت دولت-ملت ایرانی است که از بدو شکل‌گیری مدرن خود بر انکار، سرکوب و یکسان‌سازی ملت‌های غیرفارس بنا شده است. این ساختار، چه در شکل سلطنت، چه جمهوری اسلامی و چه نسخه‌های “لیبرال‌–مرکزی” آینده، حامل نوعی فاشیسم پنهان یا آشکار است: فاشیسمی که زبان، هویت و اراده‌ی سیاسی کورد را تهدیدی علیه تمامیت می‌داند.

کلونیالیسم ایرانی فقط در تانک و زندان خلاصه نمی‌شود؛ در کتاب‌های درسی، در رسانه‌ها، در روایت رسمی تاریخ و در تبدیل کوردستان به حاشیه‌ای امنیتی بازتولید می‌شود. به همین دلیل، هر پروژه‌ای که استقلال یا دست‌کم حق تعیین سرنوشت واقعی کوردستان را به تعویق بیندازد، عملاً در خدمت تداوم استعمار داخلی است. حتی اگر خود را دموکراتیک یا گذارطلب بنامد.

استقلال کوردستان نه یک شعار احساسی، بلکه پاسخ تاریخی به یک سده سرکوب سیستماتیک است. این استقلال تنها زمانی ممکن می‌شود که کوردها، فارغ از اختلافات حزبی و ایدئولوژیک، بر سر یک نقشه‌ی راه مشترک به توافق برسند: کوردستان به‌مثابه یک سوژه‌ی سیاسی مستقل، نه پیوستِ بحران‌های مرکز. اتحاد، در این معنا، ابزار مقاومت در برابر فاشیسم ایرانی و شرط خروج از چرخه‌ی کلونیالیسم است.

اگر امروز کوردها بتوانند با صدایی واحد، ضد فاشیسم، ضد استعمار و با افق استقلال سخن بگویند، آنگاه تحولات آینده نه تهدید، که امکان خواهند بود. در غیر این صورت، تاریخ بار دیگر از کنار ما عبور خواهد کرد و ما، باز هم، تنها شاهد خواهیم بود.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٠\٠١\٢٠٢٦

جعفری، اسکندر (٢٠٢٦): کوردستان معیار ماست: اتحاد کوردها ضامن پیروزی در برابر کلونیالیسم. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

زامبی ها می رقصند

26/12/2023|دیدگاه‌ها برای زامبی ها می رقصند بسته هستند

عضو هیات تحریریه بلاگ ژیانەوە زامبی [...]