قطبیسازی در دیاسپورای ایرانی
سیروس ملکوتی
قطبیسازی در دیاسپورای ایرانی
جامعهی ایرانی، بهویژه در دیاسپورا، وارد مرحلهای پیچیده و ناپایدار شده است. مرحلهای که در آن تصور نزدیکی به فروپاشی جمهوری اسلامی بهتدریج از سطح گمان فردی فراتر رفته و به نوعی درک عمومی بدل شده است. فارغ از اینکه این تصور تا چه اندازه با واقعیتهای عینی قدرت در داخل ایران منطبق باشد، خودِ شکلگیری چنین ادراکی پیامدهای سیاسی مشخصی را بوجود می اورد.
یکی از این پیامدها، ورود یا بازفعالشدن نیروها و کنشگرانی است که پیشتر یا در حاشیهی میدان سیاسی قرار داشتند، یا نسبت به منازعهی قدرت بیتفاوت بودند. این ورود لزوما بهمعنای همگونی انگیزهها یا اهداف نیست، اما در عمل به تشدید رقابتهای سیاسی و بازآرایی صفبندیها انجامیده است. ورودی که با خود گرایشی را در ناحقی های سیاسی دامن میزند . آنهم بدلیل تقابل دو کارنامه مبارزاتی از سویی و کارنامه مبهم و حتی همزیستی گرایانه با حکومت ، که به پیشی گرفتن فرافکنی ها دامن میزند .
در این بستر، آنچه بیش از همه خودنمایی میکند، تشدید جدال بر سر نمایندگی و رهبری است. جدالی که نه فقط ناظر به هدایت اعتراض یا اپوزیسیون، بلکه بهطور ضمنی معطوف به تصاحب سرمایهی نمادین قدرت سیاسی آینده است. همین پیوند میان رهبری امروز و قدرت فردا، سطح قطبیسازی را به بالاترین حد خود رسانده و منطق حذف و جذب را جایگزین گفتوگو و تکثر کرده است. بویژه اینکه برآمد قطبهای کنونی از مسیر گفتمان سیاسی شکل نگرفته اند.
تا زمانی که یکی از این قطبها نتواند موقعیت خود را تثبیت کند، جامعهذبهویژه در دیاسپورا در وضعیت نوعی گروگانگیری سیاسی باقی خواهد ماند. وضعیتی که در آن کنشگران مستقل یا ناهمسو، همزمان تحت فشار طرد، تهدید، و یا دعوت به کرنش برای پیوستن قرار میگیرند. نکتهی مهم این است که مخالفت با یک قطب مسلط، الزاما بهمعنای وابستگی به قطب رقیب نیست، اما فضای دوقطبیشده چنین امکانی را بهرسمیت نمیشناسد.
این جدال هنوز نتوانسته بهطور کامل در درون جامعهی ایران بازتاب یابد و بیش از آنکه واقعیت اجتماعی داخل کشور را منعکس کند، در قالبی جنینی و اغراقشده در دیاسپورا بروز یافته است. در این میان، پیشتازی جریانهای سلطنتطلب بهدلایل سازمانی، رسانهای و حمایت بیرونی نقش مهمی در شکلدهی به این نمایش سیاسی داشته است.
با اینحال، میتوان استدلال کرد که نشانههای کنونی انحصارطلبی و گرایشهای اقتدارگرایانه در میان قطبهای مختلف، لزوما تصویر دقیقی از آرایش قدرت در فردای سیاسی ایران ارائه نمیدهد. نه جامعهی متکثر ایران امروز و نه نظام بینالملل، آمادگی پذیرش یک ساختار تکصدایی مبتنی بر حذف سیستماتیک دیگر نیروها را ندارند. از این منظر، میتوان این وضعیت را بیش از آنکه برآمده از ارادهی اجتماعی در داخل ایران دانست، نتیجهی رقابت برای تثبیت موقعیت در فرآیندهای گزینشی و شناسایی بیرونی بهویژه از سوی قدرتهای جهانی ارزیابی کرد؛ فرآیندی که ماهیتی موقتی، ناپایدار و بهشدت مناقشهبرانگیز دارد.
در تداوم درک میدان سیاست در چگونگی آرایش درونی آن لازم است به نکته ای در شناخت قطب متقابل طرفداران سلطنت نگاهی بیندازیم :
در ارزیابی فرآیند قطبیسازی در دیاسپورای ایرانی، لازم است بر نامتقارنبودن این قطبیسازی تأکید شود. از یکسو، جریان طرفدار سلطنت بهعنوان قطبی نسبتا منسجم، دارای نماد، روایت سیاسی و چهرهی محوری مشخص عمل میکند. در مقابل، آنچه غالبا بهعنوان قطب مقابل معرفی میشود، هنوز واجد انسجام ساختاری یا سلسلهمراتب روشن نیست و بیش از آنکه یک قطب بهمعنای دقیق کلمه باشد، مجموعهای ناهمگون از نیروها و گرایشهای سیاسی متفاوت را در بر میگیرد.
این مجموعه شامل طیفی از گروههای اتنیکی، سازمانهای اپوزیسیون مانند مجاهدین و شورای ملی مقاومت، بخشهایی از اصلاحطلبان خارج از قدرت، جریانهای متنوع چپ (از ضد امپریالیستهای رادیکال تا سوسیالدموکراتها) و اشکالی از ملیگرایی سیاسی است. وجه مشترک این نیروها نه یک پروژهی ایجابی مشترک، بلکه عمدتا نگاه انتقادی یا منفی به قطب سازمانیافتهتر سلطنتطلبان است. نگاهی که دلایل آن از مخالفت ایدئولوژیک تا رقابت سیاسی و بیاعتمادی تاریخی را در بر میگیرد.
حفظ تضادها و تناقضات درونی در این مجموعه، مانع از تبدیل آن تا این مرحله به یک قطب منسجم شده و همین امر موجب میشود که قطبیسازی موجود، بیش از آنکه بر پایهی دو آلترناتیو روشن استوار باشد، بر محور یک بازی نامتقارن میان یک قطب تثبیتشده و یک ائتلاف منفی سیال شکل بگیرد.
همه این نمودها در بستری فاقد گفتمان سیستماتیک سیاسی از سویی و از سوی دیگر ذهنیت و ادبیات پروپاگاندا هستی یافته اند .
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٢\٠١\٢٠٢٦
ملکوتی، سیروس(٢٠٢٦): قطبیسازی در دیاسپورای ایرانی. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
توهم گذار ایران به دموکراسی و سرنوشت ملتهای محصور در یک جغرافیای ساختگی
توهم گذار ایران به دموکراسی و سرنوشت ملتهای [...]
بازداشت، شکنجه و سرنوشت تلخ پس از آزادی معترضان در ایران
بازداشت، شکنجه و سرنوشت تلخ پس از آزادی [...]
ناسیونالیسم كورد؛ تولد ملت در حافظه و خیابان
ناسیونالیسم كورد؛ تولد ملت در حافظه و خیابان [...]
کشتار به مثابه متن: از تجربەی نزیسته تا واقعیتی اجتماعی
کشتار به مثابه متن: از تجربەی نزیسته تا [...]
“ملکشاهی” و بازمفصلبندی گفتمانِ کوردستان در ایلام
"ملکشاهی" و بازمفصلبندی گفتمانِ کوردستان در ایلام [...]
کالبدشکافی زیست دموکراتیک ( تبارشناسی استبداد در پهلویسم)
کالبدشکافی زیست دموکراتیک ( تبارشناسی استبداد در پهلویسم) [...]







