نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس:

از حق تعیین سرنوشت تا بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت در ایران**

عادل درخشانی

نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس:

از حق تعیین سرنوشت تا بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت در ایران**

بحران سیاسی در ایران و کوردستان را نمی‌توان صرفاً به ناکارآمدی یک حکومت یا تعویض نخبگان فروکاست. آنچه امروز با آن مواجه‌ایم، بحرانی ساختاری و چندلایه است که ریشه در نوع مواجهه دولت با مسئله ملی، توزیع قدرت و تعریف «وحدت» دارد. برای فهم و عبور از این وضعیت، نیازمند چارچوبی تحلیلی هستیم که بتواند هم‌زمان سطوح مختلف واقعیت سیاسی را در نظر بگیرد. «نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی» تلاشی در همین راستاست.

این نظریه بر پیوند ارگانیک سه سطح تأکید می‌کند:

نخست، سطح کوردستان ایران و مسئله ملت کورد؛

دوم، سطح ساختار دولت–ملت در ایران؛

و سوم، سطح تحولات ژئوپولیتیکی خاورمیانه.

نادیده‌گرفتن هر یک از این سطوح، تحلیل را ناقص و راه‌حل را ناپایدار می‌کند.

سطح نخست: کوردستان ایران و ضرورت چارچوب مشترک سیاسی

در کوردستان ایران، مسئله اصلی نه فقدان آگاهی سیاسی و نه کمبود کنشگر، بلکه نبود یک افق مشترک و نهادمند برای تبدیل سرمایه اجتماعی به قدرت سیاسی پایدار است. تکثر احزاب و جریان‌ها، اگر در چارچوبی توافق‌شده مهار نشود، به رقابت‌های فرسایشی و اولویت‌یافتن منافع حزبی بر منافع ملی می‌انجامد.

در این سطح، ایده تدوین پیش‌نویس یک اقلیم ـ چه اقلیم کوردستان ایران و چه در شکل گسترده‌تر «اقلیم زاگروس» ـ واجد اهمیتی راهبردی است. این چارچوب می‌تواند به‌مثابه «چتر سیاسی» عمل کند؛ چتری که ذیل آن، رقابت حزبی مشروع باقی بماند اما در خدمت یک افق ملی تعریف‌شده قرار گیرد.

اقلیم زاگروس، با دربرگرفتن کوردها، لرها و عرب‌های اهواز، امکان گذار از سیاست هویتیِ منزوی به سیاست ائتلافیِ ساخت‌محور را فراهم می‌کند.

سطح دوم: ایران، تمرکزگرایی و منطق مکندگی–تپندگی مرکز

در سطح ایران، ریشه بحران را باید در منطق تمرکزگرایی جست‌وجو کرد؛ منطقی که «وحدت» را نه بر پایه توافق سیاسی، بلکه بر اساس انقیاد اداری، فرهنگی و امنیتی تعریف کرده است. در این منطق، پایتخت نه صرفاً مرکز تصمیم‌گیری، بلکه به‌مثابه «قلبی سیاسی» عمل می‌کند که حیات پیرامون را در چرخه‌ای نابرابر تنظیم می‌کند.

این قلب، در مرحله‌ی مکندگی، منابع اقتصادی، انسانی، نمادین و حتی سرمایه‌های فرهنگی پیرامون را به سوی خود جذب می‌کند؛ از نیروی کار و نخبگان گرفته تا ثروت، مالیات و مشروعیت سیاسی. اما در مرحله‌ی تپندگی، آنچه به پیرامون بازمی‌گردد، نه قدرت سیاسی، بلکه بودجه‌ای مشروط و حداقلی است که از مسیر بوروکراسی متمرکز تزریق می‌شود.

این تزریق هرگز خنثی نیست. همراه با آن، بسته‌ای از سیاست‌های فرهنگی، آموزشی و سیاسی مطلوب مرکز نیز به پیرامون تحمیل می‌شود؛ سیاست‌هایی که هدفشان نه توانمندسازی، بلکه همسان‌سازی و کنترل است. در چنین سازوکاری، پیرامون تنها در صورتی «سهم» دریافت می‌کند که در چارچوب هویتی و گفتمانی مرکز بازتعریف شود.

در نتیجه، بوروکراسی متمرکز نه ابزار اداره کشور، بلکه مکانیسمی برای بازتولید نابرابری، بی‌اعتمادی و بیگانگی سیاسی می‌شود. ملت‌ها در این ساختار، نه به‌عنوان سوژه‌های سیاسی، بلکه به‌مثابه حوزه‌های تابع و مصرف‌کننده تعریف می‌شوند.

در این بستر، گفتمان اقلیم زاگروس یک بدیل صرفاً فنی یا اداری نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای گسست از منطق مکندگی–تپندگی مرکز و بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت است. این گفتمان، تمرکز را نه شرط ثبات، بلکه مانع همزیستی مسالمت‌آمیز معرفی می‌کند و بر ضرورت توزیع قدرت و بازسازی توافق سیاسی درون ایران تأکید دارد.

سطح سوم: تحولات منطقه‌ای و ضرورت پیس‌لندها

خاورمیانه امروز در مرحله‌ای قرار گرفته که بی‌ثباتی دیگر صرفاً محصول جنگ‌های فعال نیست، بلکه نتیجه فروپاشی ظرفیت دولت‌های متمرکز برای مدیریت هم‌زمان بحران مشروعیت، تنوع هویتی و امنیت منطقه‌ای است. در این شرایط، هر گسل داخلی بالقوه به بحران ژئوپولیتیکی فرامرزی تبدیل می‌شود و منطقه به‌سمت آشفتگی زنجیره‌ای حرکت می‌کند.

در چنین وضعیتی، ثبات نه از مسیر تمرکز سخت و سرکوب تفاوت‌ها، بلکه از طریق شکل‌گیری «واحدهای ضربه‌گیر» تولید می‌شود؛ قلمروهایی که می‌توان آن‌ها را پیس‌لند نامید. پیس‌لندها نه دولت‌های جدیدند و نه مناطق بی‌حاکمیت، بلکه واحدهای سیاسیِ توافقی‌اند که با برخورداری از حکمرانی محلی، دموکراتیک و پاسخگو، مانع سرریز منازعات داخلی به سطح ژئوپولیتیک می‌شوند و نقش ستون‌های ثبات منطقه‌ای را ایفا می‌کنند.

در این چارچوب، یک اقلیم کوردی خودمختار در بستر دموکراسی در ایران می‌تواند کارکردی فراتر از مرزهای ملی داشته باشد. چنین اقلیمی، با تبدیل مسئله کورد از یک گسل امنیتی به یک سازوکار سیاسی، هم منطق نیابتی‌سازی را تضعیف می‌کند و هم الگویی برای مهار منازعه از طریق توزیع قدرت ارائه می‌دهد.

از این منظر، اقلیم کوردی نه تهدیدی برای ثبات منطقه، بلکه یکی از شروط لازم پایداری صلح در خاورمیانه متلاطم کنونی است.

حزب دموکرات کوردستان ایران و دو اصل بنیادین مبارزاتی

در میان احزاب سیاسی کوردستان ایران، حزب دموکرات کوردستان ایران جایگاهی متمایز دارد؛ نه صرفاً به دلیل قدمت تاریخی، بلکه به واسطه گفتمان سیاسی‌ای که طی دهه‌ها شکل داده است. این گفتمان بر دو اصل بنیادین استوار است که همچنان می‌توانند راهنمای بازسازی سیاست کوردی باشند.

نخست، حق تعیین سرنوشت به‌عنوان سنگ‌بنای یک نظام دموکراتیک و چندملیتی.

در اندیشه سیاسی حزب دموکرات، حق تعیین سرنوشت نه شعاری تجزیه‌طلبانه، بلکه شرط لازم دموکراسی واقعی است. این حق، به معنای امکان مشارکت آزادانه ملت‌ها در تعیین شکل حکومت، سطح خودمختاری و نوع رابطه با مرکز است. از این منظر، دموکراسی بدون به‌رسمیت‌شناختن حق تعیین سرنوشت، صرفاً به پوششی برای سلطه اکثریت بدل می‌شود.

دوم، تعریف رابطه ملت کورد با مرکز بر اساس توافق سیاسی، نه تابعیت یک‌سویه.

حزب دموکرات، رابطه کوردستان با دولت مرکزی را نه از موضع تبعیت، بلکه از موضع قرارداد سیاسی می‌فهمد. این نگاه، ملت کورد را نه «پیرامون تابع»، بلکه شریکی سیاسی می‌داند که همزیستی‌اش با دیگر ملت‌های ایران باید بر پایه رضایت، مذاکره و توافق نهادمند شکل گیرد. چنین درکی، بنیان نظری گذار از دولت متمرکز به ساختارهای ائتلافی و اقلیمی را فراهم می‌کند.

جمع‌بندی

نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی نشان می‌دهد که آینده کوردستان ایران، بدون بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت و بدون عبور از منطق تمرکزگرایی و مکندگی–تپندگی مرکز، قابل تصور نیست. گفتمان اقلیم زاگروس، اگر بر پایه اجماع سیاسی و اصولی چون حق تعیین سرنوشت و توافق سیاسی بنا شود، می‌تواند نه‌تنها افق تازه‌ای برای کوردها، بلکه الگویی نو برای بازسازی ایران فراهم کند.

در این مسیر، نقش حزب دموکرات ـ به‌عنوان حامل یک سنت فکری و سیاسی ائتلاف‌محور ـ می‌تواند نقشی کلیدی در تبدیل پراکندگی به همگرایی تاریخی ایفا کند.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٦\٠١\٢٠٢٦

درخشانی، عادل(٢٠٢٦):نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس: از حق تعیین سرنوشت تا بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت در ایران**. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر