رضا پهلوی، ظرفی برای تلاقی طیف‌های فاشیسم ایرانی/فارسی

دانا کهنەپوشی

بر مبنای نوع برخورد، اظهارنظر، موضع‌ گیری، خودبیانی، و در مجموع تجلیات رفتاری رضا پهلوی (فرزند شاە مخلوع ایران و شاهزادەی رؤیاهای سلطنت طلبان امروز ایران)، می‌توان بە سادگی بە این نتیجە رسید کە او دارای شخصیتی سست و متزلزل است، کە خودجوش توان خلق جریان سیاسی و بسیج عمومی را ندارد. سادگی رضا پهلوی بە اندازەای است کە، در فردای ایران و در شرایطی کە فاشیسم ایرانی بتواند یک مفر و در واقع مستمسکی محکم‌تر را برای ابقای حاکمیت متمرکز فارس بر ملت‌های دیگر در جغرافیای منحوس ایران بیابد، بسادگی او را حذف و نیست خواهد کرد. لذا در تحلیل جریانی کە با مرکزیت او در صحنەی سیاسی ایران ابراز وجود کردە است، موجودیت خود رضا پهلوی بعنوان یک شخص و نخبەی سیاسی تنها از این جهت حائز اهمیت است کە چگونە ظرفی برای طیف‌های مختلف فاشیزم فارسی/ایرانی خواهد بود. در این اثناء بە بررسی جریان‌های متفاوتی می پردازیم کەحلقەهایی را پیرامون او شکل دادەاند. متعاقبا بە تشریح نیت و خواست آنها نیز می‌پردازیم.

حلقە های شکل گرفتە در پیرامون رضا پهلوی را بر اساس سە سطح از نیات کنشگران آن می‌توان دستەبندی کرد: سطح گفتمان ایران گرایی/فاشیسم ایرانی، سطح پروژەهای سیاسی و اطلاعاتی، سطح نیات شخصی. در ادامە بە طور اجمالی بە هرکدام می‌پردازیم.

– سطح نیات شخصی؛

در این سطح اگر بە گفتگوها و ابراز نظرهای رضا پهلوی در یک بازەی زمانی حداقل بیست سالە نظر بیندازیم، متوجە می‌شویم کە بە شدت شخصیتی دوقطبی دارد. او بین نقشی کە بعنوان وارث سلطنت بە او تحمیل شدە از یک طرف  و تصور نامطلوبی کە از زندگی سیاسی در پس ذهن‌اش شکل گرفتە در طرف دیگر گرفتار آمدە است. این را از تعارض میان اینکە نمی‌خواهد آزادی خود را فدای آزادی مردم‌اش کند در مقایسە با اعلام نقش پدر خودخواندەی ملت او می‌توان دریافت. در این میان و با استناد بە کتاب‌ها و روایت‌های گوناگون از روابط خانوادگی او ظاهرا مادر رضا پهلوی یعنی فرح دیبا (پهلوی) بیشترین تاثیر را بر او دارد. لذا قابل درک است کە چگونە رضا پهلوی در نقش پسر خلف خانوادە انتظارات یک مادر را برآوردە می‌کند. این جنبە از ماجرا اگرچە بعدی جدی و اساسی از موجودیت سیاسی رضا پهلوی است اما در مقایسە با دو سطح دیگر اهمیت کمتری را داراست.

– سطح پروژەهای سیاسی و اطلاعاتی؛

 یک جنبەی بزرگتر از هویت سیاسی رضا پهلوی کە خود او بە هیچ وجە قادر بە ادارە و کنترل آن نیست، نقش او در زدوبندهای سیاسی بزرگتر است. زدوبندهایی کە لزوما رضا پهلوی قادر بە درک همەی جوانب آن نیست. چە بسا اگر آنها را درک می‌کرد بە احتمال زیاد از سودای قدرت دست می‌کشید. زیرا متضمن خطرهای جدی است. اما رضا پهلوی متعاقب یک روند خاص چرخش نخبگان سیاسی در خاورمیانە و بەویژە در ایران، و از سوی دیگر بە یمن تعلق بە خانوادە سلطنتی سابق، همیشە بعنوان یک آلترناتیو سیاسی مد نظر طرف‌های خارجی و حتی داخلی بودە است.

اسراییل بە جهت خصومت و رقابتی کە با جمهوری اسلامی ایران داشتە، از جملەی قدرتهای خارجی است کە از سال ٢٠٠٣ رسما با رضا پهلوی ارتباطاتی را برقرار کرد. در آن بازەی زمانی رضا پهلوی شخصا با آریل شارون و بنیامین نتانیاهو دیدار کرد. با وجود همە فراز و فرودها ارتباطات او با اسراییل باقی ماند. در جریان انقلاب ژینا این ارتباطات مجددا قوت گرفت و بە سطح حمایت سیاسی و رسانەای هم رسید. هرچند کە بعد از جنگ دوازدە روزە اسراییل با ایران مقامات اطلاعاتی اسراییل بە شکل‌های گوناگون تردید خود را نسبت بە توانایی‌های رضا پهلوی برای رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی ابراز کردند، اما کماکان نیز بعنوان یک ذخیرە او را نگە داشتەاند.

ایالات متحدە آمریکا کە قدرتمندترین رقیب ایران است، چنین بنظر می‌رسد کە دیدگاه‌اش در مورد رضا پهلوی تابعی از ارزیابی‌های اسراییل است. با این اضافە کە اخیرا و متعاقب اعتراضات دی ماە در ایران، دونالد ترامپ اعلام کرد کە رضا پهلوی مرد خوبی است اما باید رهبری ایران از داخل سر برآورد. چنین اظهار نظری مسلما حاکی از عدم اطمینان از توانایی‌های رضا پهلوی در مأموریت رهبری یک اپوزیسیون ایرانی است.

اما سوای قدرت‌های خارجی یک پدیدە جالب توجە‌تر نفوذ جمهوری اسلامی و عوامل آن در حلقەی پیرامونی‌های رضا پهلوی است. اگرچە صحت افشای نامەهایی از درون رژیم جمهوری اسلامی قابل تائید نیست، کە در کل دیدگاهی حداقل معتدل نسبت بە جریان سلطنت طلب و رضا پهلوی را بە نمایش می گذارند، اما کارکرد و موضع‌ گیری‌های رضا پهلوی و اطرافیان‌اش حداقل همبستگی معناداری با منافع و تاکتیک‌های سیاسی جمهوری اسلامی دارند. از انقلاب ژینا بە بعد، در هر بزنگاە مهمی کە پیش آمد، رضا پهلوی دقیقا همانگونە اظهار نظر کرد کە باب میل جمهوری اسلامی بود.

این را اگرچە می‌توان در اثناء ایدئولوژی عظمت طلبی فارسی/ایرانی و جنون تجزیە هراسی فارس نیز توجیە کرد، اما همخوانی‌های مکرر و مخصوصا با جزئیات رفتارها و مواضع پهلوی با منافع روز جمهوری اسلامی شائبەی نفوذ گستردەی عوامل جمهوری اسلامی در حلقەی پیرامونی‌های او را نیز قوت می‌بخشد. نکتەی جالب توجەتر در این بین این است کە رضا پهلوی بعد از کشتار خونین مردم بە دست جمهوری اسلامی، بە عمد روز بە روز چهرەای نامتساهل‌تر از خود بە نمایش می‌گذارد. چنین امری حتی توجیهات تاکتیکی و فرصت طلبانە ندارد. لذا در مجموع می‌توان چنین نتیجە گرفت کە چنین رفتاری از سوی رضا پهلوی در نتیجەی دو عامل اساسی بروز می‌کند. از یک سو، بە دنبال اشتباە مهلکی کە در فراخواندن مردم بە آمدن بە خیابان‌ها مرتکب و مسبب کشتار حداقل ٣٥ هزار نفر از مردم شد، تحت یک فشار روانی است کە تا حد بیشتری او را مستعد اشتباهات محاسباتی کردە است. از سوی دیگر اطرافیان او با توجیهات ایران پرستانە و فاشیستی سعی دارند اشتباە بزرگ خود را فرافکنی و تبدیل بە یک رتوریک سیاسی پوپولیستی کنند. قابل درک است کە در چنین شرایطی رضا پهلوی بیشتر و بیشتر مستعد نمایش چهرەای نامتساهل‌تر  و فاشیستی‌تر از خود باشد. در اینجا نیز در صورت وجود عوامل جمهوری اسلامی در پیرامون او می‌توانند بە بهترین نحو مقاصد خود را تعقیب نمایند.

– سطح گفتمان ایران گرایی/فاشیسم ایرانی؛

گفتمان ایران گرایی/فاشیسم ایرانی ارزش نهادینە شدەی همەی طیف‌های سیاسی مردم فارس است کە ثمرەهای سرکوب و غارت ملت‌های ایران بە مذاق‌شان خوش آمدە است. آنها اگرچە بە سبب شرایط غارتگرانەای کە ایجاد کردەاند در عمل چرخەی استبداد در حاکمیت ایرانی را تثبیت و تضمین کردەاند، اما خوشنود بە این هستند کە حس ایرانیت و توجیهات ملی گرایانەشان ارضا می‌گردد. در همین اثنا، در شرایط کنونی ایران کە قوم فارس هیچگونە آلترناتیو دیگری ندارد (بجز مجاهدین خلق کە بە جهت‌های مختلف اعتماد فاشیست‌های فارس را با خود ندارد)، شخصی همچون رضا پهلوی بعنوان یک مستمسک و درواقع تنها چارەی فاشیسم ایرانی برای احیا و ابقای موجودیت آن موضوعیت می‌یابد. اما در اردوگاە فاشیسم ایرانی طیف‌های گوناگونی دور رضا پهلوی را گرفتەاند. می‌توانیم موقتا این طیف‌ها را در دستەهای زیر نامگذاری کنیم:

الف. طیف اعتدالی‌ها،

کە باورمند بە توجیهات و دروغهای سیاسی متعارف هستند و از تحریک و جبهەبندی آشکار می‌پرهیزند. اشخاصی همچون شهریار آهی، علی رضا نوریزادە، محسن سازگارا و … در این طیف قرار می‌گیرند. این اشخاص سعی دارند تا با خدعە و بدور از تشنج شرایط انتقال قدرت بە پهلوی را فراهم کنند.

ب. طیف اصلاح طلبان،

اینان برخواستە از جریان اصلاح طلبی درون رژیم جمهوری اسلامی هستند کە واقعیت سقوط رژیم را پذیرفتەاند، اما حداقل در شرایط کنونی چارەای جز تمسک بە ایدئولوژی سلطنت طلبی ندارند. چهرەهای شاخص این طیف عبارتند از عطااللە مهاجرانی، مسعود بهنود، و ..  . اینان اگرچە ظاهرا ارتباطات مستقیم و رودررو با رضا پهلوی ندارند اما در سطح رسانەای و گفتمانی موجبات قدرت گرفتن رضا پهلوی را فراهم می‌آورند.

پ. طیف تندروها

اینان همفکران و نویسندگان دفترچەی مرحلەی اضطراری هستند. اگر بە ترکیب آنها نظر بیندازیم، هیچ شخصیت شناختە شدە و موجهی در بین آنها وجود ندارد. وجە مشترک همەی آنها رتوریک پوپولیستی، و ایدەهای فاشیستی است. اینان بە ظاهر برآنند و این اعتماد بە نفس را نیز دارند کە بە زور حرف خود را بر کرسی بنشانند. جالب توجە است کە در ظاهر اینان بیشترین نفوذ را بر شخص رضا پهلوی دارند. اما آنچە مورد سوال است مکانیزم این پیوند و اثرگذاری است. چگونە این حلقە شکل گرفت و بە رضا پهلوی خط می‌دهد! در اینجاست کە مجددا احتمال پیوندهایی سری و اطلاعاتی و نفوذهای چندجانبە مطرح می‌شود. 

در مجموع همەی این طیف‌ها و طیف‌های دیگر کە در فردای پس از فروپاشی جمهوری اسلامی بە آن ملحق می‌شوند، بە آسانی می‌توانند متحد شوند. چوم همە در اصل تمرکز و انحصار قدرت در دست فارس همداستان‌اند. جای شگفتی نیست اگر نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی در چارچوب چنین ایدئولوژی و توجیهاتی با رضا پهلوی بیعت کنند، و صد البتە کە بیعت خواهند کرد. اتفاقا این واقعیت نفوذ عوامل جمهوری اسلامی در حلقەی اطرافیان پهلوی را طبیعی‌تر و موجەتر نیز جلوە می‌دهد. البتە در صورت وقوع چنین امری ضعف سازماندهی جریان سلطنت طلب نیز تا حد زیادی جبران خواهد شد. در همین راستا، اقدامات و اظهارات رضا پهلوی کە مسلما بە او دیکتە می‌شوند اگرچە بە غایت ناپختە و غیر سیاسی بە نظر می‌رسند، اما بە جهت واقعیتی کە در بالا ترسیم شد، قابلیت تبدیل بە یک نیروی سیاسی را دارد.

رضا پهلوی و جریان انحصار طلب و فاشیستی ایرانی/فارسی در این راستا رقبایی سرسخت خواهد داشت. از یک سو ملت‌های درون جغرافیای موسوم بە ایران کە ازقضا سازماندهی و نیروی سیاسی خاص خود را دارند بە امیال و آرزوهای او تن در نمی‌دهند. و از سویی دیگر مجاهدین خلق کە بە هیچ وجە بە نظر نمی‌آید سر سازش با آنها داشتە باشد. اما آنچە مسلم است این است کە فاشیسم ایرانی/فارسی قادر بە درک واقعیت‌های میدانی نیست و عزم خود را جزم کردە تا بە جنگ سرنوشت محتوم‌اش برود. این را از خلال موجودیت سیاسی رضا پهلوی می‌توان استنباط کرد. تنها چیزی کە در این میان مشخص نیست میزان هزینەای است کە این فاشیزم می‌تواند بر هواخواهان‌اش و مردم فارس و ملت‌های دیگر تحمیل کند. شاید باید منتظر گذر زمان باشیم…

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٦\٠٢\٢٠٢٦

کهنەپوشی، دانا (٢٠٢٦):رضا پهلوی، ظرفی برای تلاقی طیف‌های فاشیسم ایرانی/فارسی. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز:

ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز: چگونه قدرت‌های منطقه‌ای و ارتش‌های بات، پلورالیسم جامعه ایران را خاموش می‌کنند

15/02/2026|دیدگاه‌ها برای ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز: چگونه قدرت‌های منطقه‌ای و ارتش‌های بات، پلورالیسم جامعه ایران را خاموش می‌کنند بسته هستند

ولیعهد دیجیتال و تله تمرکز: چگونه قدرت‌های منطقه‌ای [...]

  • تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان»

13/02/2026|دیدگاه‌ها برای تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی مقاله‌ی «ک.ک.ک یا جمعیت شوم کومله کمونیستی کردستان» بسته هستند

تقدیس ایران تاریخی و تلبیس كوردستان سیاسی بازخوانی [...]

  • اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی

اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی

07/02/2026|دیدگاه‌ها برای اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، ایلام و لرستان؛ در ورای ارتقا و بازتولید هویت‌پروری کوردی بسته هستند

اندک تأملی بر قتل‌عام اخیر مردم شهرهای کرماشان، [...]