“ملکشاهی” و بازمفصل‌بندی گفتمانِ کوردستان در ایلام

پەڕاو کرماشان

“ملکشاهی” و بازمفصل‌بندی گفتمانِ کوردستان در ایلام

رویدادهای این دور از اعتراضات در روژهلات کوردستان و خاصه ملکشاهی ایلام نکاتِ قابل تأملی را بازگو می‌کند که از حیث گفتمانی اهمیت بسیار دارند. روژهلات کوردستان در این دور از قیام علیه استبداد ایرانی تصمیم گرفت که مشارکتی مستقیم در خیابان نداشته باشد و دلایل آن هم تا حدودی مشخص است. اما ایلام و کرماشان به عنوان جنوبی‌ترین شهرهای روژهلات، مشارکتی بی‌سابقه داشتند و ملکشاهیِ ایلام اولین خون‌های این قیام خونین را متحمل شد. تحلیل‌ها به این سمت تمایل پیدا کردند که اولاً مشارکت ایلام و کرماشان، نوعی از ناهماهنگی و حتی تقابل با گفتمان کوردستان است و این شهرها می‌بایست همراستا با سایر شهرهای کوردستان، مشارکت فعالی نداشته باشند؛ دوماً عدم حمایتِ کوردستان از این شهرهای درحالِ مبارزه، می‌تواند به ایجاد شکاف‌های عمیقی منجر شود که هزینه‌های پرکردن یا غیرفعال‌کردن آن‌ها برای گفتمان کوردستان بسیار خواهد بود. مناقشات زیادی در خصوص این استدلال‌ها وجود داشت و دارد. اما پرسش اساسی این است که آیا این کنش‌ورزیِ به ظاهر ناهمخوانِ ایلامی‌ها منجر به شکاف در گفتمان کوردستان شده است یا برعکس، می‌تواند به عنوان نوعی از بازمفصل‌بندیِ این گفتمان فهم شود؟

چرا ملکشاهی و تقابل آن با گفتمان جمهوری اسلامی در استان ایلام مهم است و چرا ایلام در جنوب روژهلات، به اصلی‌ترین کانون طرد و انکار گفتمان سلطنت‌طلبی تبدیل شد و اهمیت آن در چیست؟ پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند فهمی انضمامی از بافت فرهنگی و سیاسی ایلام و خاصه ملکشاهی است. ملکشاهی به عنوان یکی از ایلات بزرگ استان ایلام همواره بیشترین اصطهکاک را با حکومت‌های مرکزی و قدرت داشته است؛ قیام شامحمد یاری در 1308 خورشیدی و اقدام برای تصرف شهر ایلام در رد استبداد رضاخانی سرآغاز این اصطکاکِ تاریخی بوده است. گفتمان جمهوری اسلامی اما این اصطکاک را به نوعی در ساختاریِ عقیدتی و ایدئولوژیک ادغام کرد. جنگ هشت ساله ایران و عراق مهمترین عامل در این ادغام ایدئولوژیک بود. ملکشاهی که در آن زمان بخشی از شهرستان مهران بود، بیشترین مقابلهٔ مستقیمِ جغرافیایی را با نیروهای بعث داشت و بنابر آمار رسمی حکومتی بالغ بر 8000 «ایثارگر» اکنون در این شهرستان وجود دارند؛ یعنی بیشترین میزان تراکمِ ایثارگری در استان ایلام مربوط به شهرستان ملکشاهی است.

پس از جنگ هشت ساله همین شرایط زمینه را برای ادغام هرچه بیشتر ملکشاهی در ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی فراهم آورد؛ یادوآره‌های شهدا و ایثارگران، بسیج ایلات و عشایر، اردوهای جهادی و راهیان نور و… ملکشاهی و مهران را به کانونِ ایدئولوژیکِ «دفاع مقدس» در ایلام تبدیل کرد. اکنون نیز شهرستان ملکشاهی به لحاظ مشارکت در ساختار امنیتی-حفاظتی و فرماندهی سپاهِ پاسدارن، یکی از متراکم‌ترین شهرستان‌های ایلام است. بنابراین شاید برای جمهوری اسلامی، ملکشاهی آخرین سنگری بود که در ایلام خالی می‌شد؛ اما در این دور از قیام علیه استبداد ایرانی، ملکشاهی اولین خون‌ها را متحمل شد و این خون‌ها مشخصاً تقابل با گفتمان جمهوری اسلامی آن هم در یکی از ایدئولوژیک‌ترین کانون‌ها در ایلام بود. خون‌های ریخته‌شده در ملکشاهی از این حیث مهم و ماندگارند که هم ضدیت با جمهوری اسلامی را نمایان کرد و هم به نوعی بازیابیِ استبدادستیزیِ تاریخی ملکشاهی را به دنبال خواهد داشت.

بنابراین ظهور یک نیروی مرکزگریزِ رادیکال آن هم در یکی از ایدئولوژیک‌ترین مناطقِ تحت اشغال جمهوری اسلامی و در یک شهر شیعه در روژهلات کوردستان، می‌تواند پیامدهای مهمی برای گفتمان کوردستان در پی داشته باشد؛ پیامدهایی که مسلماً کفهٔ مثبت آن سنگینی می‌کند! در اینجا مرکزگریزی، رد جمهوری اسلامی و متحمل‌شدن هزینه‌های سنگین در این مبارزه، همان دال‌هایی‌اند که گفتمان کوردستان سال‌هاست کنش‌ورزی خود را بر اساس آنها پیش برده است. در اینجاست که به نظر می‌توان وضعیت را اینگونه فهم کرد که این رخدادها می‌توانند نوعی از بازمفصل‌بندی در گفتمان کوردستان را در پی داشته باشد؛ بازمفصل‌بندی‌ای که دستاورد حداقلیِ آن می‌تواند تلاش برای ترمیم و غیرفعال‌کردنِ شکاف مذهبیِ شیعه/سنی در گفتمان کوردستان باشد.

از طرفی نیز در کلیت استان ایلام، چه در انقلاب ژینا و چه در این دور از اعتراض‌ها، عملاً هیچ شعاری در حمایت از پهلوی، سلطنت‌طلبی و رضاشاه داده نشد! ایلام به عنوان جنوبی‌ترین جغرافیای روژهلات همواره محل مناقشاتِ مذهبی، زبانی و سیاسیِ مشخصی در گفتمانِ کوردستان بوده است.

مذهب تشیع ایلامی‌ها را در موقعیتِ همپوشانی با جمهوری اسلامی قرار داده است، سنت‌های ادبیِ شفاهی و زیستِ اجتماعی-فرهنگیِ متفاوت، وضعیتِ گویشی-فرهنگی متفاوتی را برای آنها رقم زده است؛ و دوری از کانون مبازرات سیاسی-اجتماعی (خصوصاٌ مبازراتِ مسلحانهٔ احزاب کوردستانی)، فرهنگ سیاسیِ متفاوتی را در این منطقه به وجود آورده است. به‌نظر فهم همین نکات کافی باشد تا نوعِ کنش‌ورزیِ ایلامی‌ها در این دوره قابل درک شود! شاید مهمترین عامل در ناهماهنگیِ ایلام با گفتمان کوردستان در اعتراضات این دوره، نوعی از فقدان سازماندهیِ سیاسی-اجتماعیِ حزب‌محور باشد که در سایر نقاط روژهلات محسوس و تعیین‌کننده است. البته که دلایل آن می‌تواند متنوع و متکثر باشد.

نکتهٔ مهم این است که شرایطِ فوق‌الذکر این تصور را در گفتمان‌های مختلف ایجاد کرده بود که ایلام می‌تواند کانونِ حمایت از سلطنت‌طلبیِ ایرانی در روژهلات کوردستان باشد! تفاوت مذهبی با سایر نقاط کوردستان، فقر و محرومیت سیستماتیک و ساختاری و قطع امید از جمهوری اسلامی و همزمان حضور سلطنت به عنوان یکی از آلترناتیوهای اصلی در میدان مبارزه، ایلام را مستعدِ حمایت از سلطنت‌طلبی نشان می‌داد؛ اما در چند سال اخیر و خصوصاً در این دوره از اعتراضات هیچ نشانه‌ای از میل به سلطنت در کانون مبارزات ایلامی‌ها دیده نشد! انکار و طرد سلطنت‌طلبی یکی از دال‌های اصلیِ گفتمان کوردستان است و همین نکته می‌تواند به بازمفصل‌بندیِ گفتمان کوردستان در ایلام منجر شود و تنوع و تکثرِ فرهنگی، سیاسی، زبانی، مذهبی را در آن ادغام کند و درنهایت فرهنگِ سیاسیِ دموکراتیک‌ِ کوردستان را متنوع‌تر کند.

تمام این نشانه‌ها به ما می‌گوید که گفتمان کوردستان در ایلام دیگر یک گفتمان صرفِ فرهنگی نیست و لایه‌های سیاسی و رادیکال آن کاملاً در حال نمایان‌شدن است. در ایلام و در این دور از مبارزه، ما شاهد نوعی از بازترسیم خطوطِ گفتمانی در دو سطحِ متفاوت بودیم. سطح اول مربوط به کلیت جغرافیای ایلام است که کاملاً خطوط گفتمانی مشخصی را در ردِ گفتمان سلطنت‌طلبی ترسیم کرد (بُعدی کاملاً سیاسی)؛ در سطح دوم ملکشاهی با خون‌هایی که در آن ریخته شد گفتمان جمهوری اسلامی را نه‌تنها به چالش کشید، بلکه عملاً آن را طرد کرد (بُعدی سیاسی و رادیکال). بنابراین قیام این روزهای ایلام بیشتر از آنکه به ایجاد شکاف در کلیت گفتمان کوردستان منجر شود (همانگونه که برخی احزاب هشدار می‌دادند)، می‌تواند به شیوه‌ای غیرمستقیم به عنوان بازمفصل‌بندی این گفتمان در جنوب روژهلات کوردستان فهم شود. چگونگی این فهم به اراده و خواست سیاسی نیروهای درگیر در میدان مبارزه و نخبگان سهیم در شکل‌دهی به گفتمان کوردستان بستگی دارد. یک نیروی سیاسی می‌تواند فقط شکاف‌ها را ببیند و بر عمیق‌تر و فعال‌ترکردن آن‌ها تأکید تا درنهایت خودش را مشروع جلوه دهد، یک نیرو هم می‌تواند از این نقطه‌عطف تاریخی در روژهلات در جهت همگرایی و غنی‌ترکردن گفتمان کوردستان استفاده کند.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٩\٠١\٢٠٢٦

کرماشان، پەڕاو(٢٠٢٦): “ملکشاهی” و بازمفصل‌بندی گفتمانِ کوردستان در ایلام. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

زامبی ها می رقصند

26/12/2023|دیدگاه‌ها برای زامبی ها می رقصند بسته هستند

عضو هیات تحریریه بلاگ ژیانەوە زامبی [...]