از ژینا تا نیلوفر؛ از میدان مبارزە تا خطر فراموشی

کوچر پزشک

مرگ ژینا امینی تنها مرگ یک دختر جوان نبود؛ انفجار تاریخی زخمی بود که دهه‌ها بر بدن و زندگی زنان، به‌ویژه زنان کوردستان ایران، انباشته شده بود. ژینا را نمی‌توان از کوردستان جدا کرد و کوردستان را نمی‌توان از تاریخ طولانی سرکوب در جمهوری اسلامی جدا دانست. او یک زن کورد بود؛ زنی که نام کوردی‌اش «ژینا» بود و همان نام، خود به نمادی از زندگی تبدیل شد. اما حکومت حتی با زندگی و هویت او نیز مسئله داشت؛ همان‌گونه که سال‌هاست با هویت، زبان، فرهنگ و حق زندگی آزاد مردم کوردستان مسئله دارد.

وقتی ژینا در تهران جان باخت، کوردستان پیش از بسیاری از نقاط دیگر ایران فهمید که این فقط یک مرگ نیست. خیابان‌های سقز و شهرهای کوردستان خیلی زود به مرکز خشم و اعتراض تبدیل شدند، زیرا مردم کوردستان داستان سرکوب را بهتر از هر منطقه دیگری می‌شناختند. آنان سال‌ها با بازداشت، اعدام، امنیتی‌سازی، تبعیض و نظامی‌کردن زندگی روزمره روبه‌رو بوده‌اند. برای زنان کوردستان اما این سرکوب دوچندان بوده است: سرکوب به‌عنوان زن و سرکوب به‌دلیل تعلق به ملتی که جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده صدایش را کنترل کند.

«ژن، ژیان، ئازادی» پیش از آن‌که به زبان‌های دیگر ترجمه شود، از حافظه تاریخی مبارزه زنان کوردستان برخاست. این شعار نه یک جمله تزئینی و نه یک موج زودگذر شبکه‌های اجتماعی بود؛ بلکه خلاصه‌ای از چندین دهه مبارزه زنان کورد برای کرامت، هویت و حق تعیین سرنوشت بود. هنگامی که نام ژینا به جهان رسید، بسیاری برای نخستین‌بار با این حقیقت روبه‌رو شدند که مبارزه زنان در کوردستان تنها مبارزه علیه تبعیض جنسیتی نیست؛ این مبارزه در تقاطع جنسیت، هویت، زبان، سرکوب سیاسی و تبعیض ملی قرار دارد.

جمهوری اسلامی تلاش کرد مرگ ژینا را به یک حادثه محدود تبدیل کند. تلاش کرد نام او را کنترل کند، خانواده‌اش را زیر فشار بگذارد و اجازه ندهد یک قبر به مرکز اعتراض تبدیل شود. اما اشتباه حکومت همین بود که تصور کرد می‌تواند حافظه جمعی مردم را مانند یک پرونده امنیتی ببندد. ژینا دیگر تنها متعلق به خانواده امینی نبود؛ او به نام نسلی تبدیل شد که دیگر حاضر نبود به اجبار، تحقیر و دروغ عادت کند.

اما هزینه این ایستادگی سنگین بود. کوردستان بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های سرکوب تبدیل شد. زنان و دختران کورد نه‌تنها در صف نخست اعتراض بودند، بلکه هدف مستقیم بازداشت، تهدید و فشار قرار گرفتند. حکومت می‌دانست که حضور زنان در این جنبش یک اتفاق معمولی نیست؛ زیرا زنی که از ترس عبور کند، تنها خود را آزاد نمی‌کند، بلکه ساختار خانواده، جامعه و سیاست را نیز به چالش می‌کشد.

از مرگ ژینا تا مرگ نیلوفر، یک واقعیت تلخ همچنان ادامه پیدا کرده است: جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته با زنان آزاد کنار بیاید. هر زن مستقلی که از حق خود دفاع می‌کند، در نگاه ساختار سرکوب به یک مسئله امنیتی تبدیل می‌شود. زن در این نظام باید مطیع باشد، باید سکوت کند، باید درباره بدن و زندگی خود طبق دستور حکومت تصمیم بگیرد و اگر مقاومت کرد، با ابزارهای قانونی، امنیتی و اجتماعی مجازات شود.

اما زنان کوردستان ایران تجربه‌ای متفاوت و تاریخی‌تر دارند. آنان سال‌هاست آموخته‌اند که سکوت، امنیت نمی‌آورد. بسیاری از زنان کورد زندگی کرده‌اند در حالی که پدر، برادر، همسر یا فرزندشان قربانی سرکوب سیاسی بوده است. بسیاری با خاطره زندان، اعدام و مهاجرت اجباری بزرگ شده‌اند. به همین دلیل، حضور زنان کوردستان در جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» یک اتفاق ناگهانی نبود؛ این حضور ادامه تاریخی بود که سال‌ها زیر خاکستر باقی مانده بود.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباه‌ها در روایت جنبش «زن، زندگی، آزادی» این است که ریشه‌های کوردی آن نادیده گرفته شود. زمانی که شعار «ژن، ژیان، ئازادی» به یک شعار جهانی تبدیل شد، برخی تلاش کردند آن را از تاریخ و جغرافیای خود جدا کنند؛ گویی این شعار ناگهان در یک لحظه از هیچ به وجود آمده است. اما حقیقت این است که جهان صدایی را شنید که سال‌ها در کوردستان زنده بود.

این مسئله به معنای انحصار یک جنبش نیست؛ بلکه به معنای احترام به حقیقت تاریخی آن است. همان‌گونه که نمی‌توان نقش زنان ایران را در این جنبش انکار کرد، نمی‌توان ریشه‌های کوردی شعار و نقش تعیین‌کننده کوردستان در آغاز و گسترش اعتراضات را نیز حذف کرد. جنبشی که بر پایه آزادی و عدالت شکل گرفته، نباید خود قربانی حذف تاریخی و مصادره سیاسی شود.

امروز پرسش این است: از ژینا تا نیلوفر چه بر سر «ژن، ژیان، ئازادی» آمده است؟
پاسخ شاید تلخ باشد، اما روشن است: جنبش سرکوب شد، اما از بین نرفت. حکومت توانست خیابان‌ها را برای مدتی کنترل کند، اما نتوانست جامعه را به گذشته بازگرداند. زن ایرانی و به‌ویژه زن کوردی که یک‌بار در برابر قدرت ایستاد، دیگر همان زن پیش از ژینا نیست. چیزی در ذهن جامعه تغییر کرده است و این تغییر را نمی‌توان با زندان و گلوله از بین برد.

اما جنبش با خطر دیگری نیز روبه‌رو است: فراموشی. خطر این است که ژینا به یک تصویر تبدیل شود و زنان دیگری که پس از او جان خود را از دست داده‌اند، به چند خبر کوتاه و سپس سکوت. خطر این است که نام نیلوفر و نام بسیاری از زنان دیگر تنها برای چند روز تکرار شود و سپس جامعه به زندگی عادی خود بازگردد.

این همان چیزی است که حکومت به آن امید دارد: خسته‌شدن جامعه، پراکندگی اعتراض و فراموش‌شدن قربانیان.

مبارزه سیاسی تنها در لحظه حضور در خیابان نیست. حفظ حافظه نیز یک مبارزه سیاسی است. زنده نگه‌داشتن نام زنان قربانی، پرسیدن درباره مسئولیت حکومت و ثبت حقیقت، بخشی از مقاومت در برابر ماشین فراموشی است.

«ژن، ژیان، ئازادی» اگر قرار است آینده داشته باشد، باید بیش از یک شعار باقی بماند. باید به یک پروژه سیاسی و اجتماعی تبدیل شود؛ پروژه‌ای که در آن آزادی زنان از آزادی جامعه جدا نباشد و مبارزه علیه تبعیض جنسیتی از مبارزه علیه تبعیض ملی، سیاسی و فرهنگی جدا نشود.

آزادی زن در کوردستان ایران بدون پایان‌دادن به سیاست امنیتی‌سازی جامعه ممکن نیست. همان‌گونه که آزادی واقعی در ایران بدون به‌رسمیت‌شناختن حقوق همه ملت‌ها، زبان‌ها و هویت‌ها کامل نخواهد شد. نمی‌توان از آزادی سخن گفت و در همان حال از زن کورد انتظار داشت هویت خود را فراموش کند؛ نمی‌توان از عدالت سخن گفت و تاریخ سرکوب کوردستان را نادیده گرفت.

از ژینا تا نیلوفر، زنان کوردستان ایران بار دیگر بهای سنگین حقیقتی را پرداخته‌اند که حکومت حاضر نیست آن را بپذیرد: بدن زن ملک حکومت نیست، زندگی انسان ملک حکومت نیست و آزادی را نمی‌توان برای همیشه زندانی کرد.

ژینا را کشتند، اما نتوانستند نام او را دفن کنند. سرکوب کردند، اما نتوانستند «ژن، ژیان، ئازادی» را از حافظه جامعه پاک کنند. امروز هر نام تازه‌ای که به فهرست قربانیان افزوده می‌شود، تنها یک تراژدی شخصی نیست؛ یک کیفرخواست علیه ساختاری است که هنوز برای حفظ قدرت خود، زندگی انسان را قربانی می‌کند.

و کوردستان، همان‌گونه که بارها در تاریخ خود نشان داده است، فراموش نخواهد کرد.

از ژینا تا نیلوفر، راه هنوز ادامه دارد؛ راهی پر از هزینه، خشم، اشک و مقاومت. اما شاید مهم‌ترین تفاوت امروز با گذشته این باشد که زنان دیگر تنها موضوع سیاست نیستند؛ آنان خود به بازیگران اصلی سیاست تبدیل شده‌اند.

و این همان تغییری است که هیچ حکومت سرکوبگری از آن نمی‌ترسد، مگر آن‌که بداند پایان سکوت، آغاز پایان قدرت مطلق است.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٨\٠٩\٢٠٢٦

پزشک، کوچر(٢٠٢٦): از ژینا تا نیلوفر؛ از میدان مبارزە تا خطر فراموشی. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت)

نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت)

02/01/2026|دیدگاه‌ها برای نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت) بسته هستند

نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های [...]