نیشتمان؛

 بنیان ملت، تأسیس دولت

زاهیر محمدی

امروز ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، هشتاد و یک سال از تأسیس حزب دموکرات کوردستان می‌گذرد؛ حزبی که خود را وارث فکری و سیاسی جمعیت احیای کوردستان (ژ.ک) می‌داند و بر پایه‌های فکری، سیاسی و تشکیلاتی آن شکل گرفت. ژ.ک در تیرماه‌ سال‌ 1322، با انتشار نیشتمان به‌عنوان ارگان خود، بخشی مهم از زبان و اندیشه سیاسی نوین کورد را صورت‌بندی کرد؛ ازاین‌رو برای فهم ریشه‌های فکری حزب دموکرات و بخش مهمی از تاریخ ناسیونالیسم کورد، بازگشت به نیشتمان ضرورتی انکارناپذیر است.

این مقاله می‌کوشد نیشتمان را نه صرفا به‌عنوان یک نشریه سیاسی یا محصول فکری گروهی از روشنفکران كورد، بلکه به‌مثابه یکی از نخستین صورت‌بندی‌های منسجم ناسیونالیسم کورد و بازتاب اصالت فکری و سیاسی جامعه‌ای بی‌دولت بخواند. نیشتمان در تلاش بود از طریق ساختن مفاهیم جدید، از یک‌سو جامعه‌ای پراکنده را به یک «ما»ی ملی تبدیل کند و از سوی دیگر برای این ملت حق داشتن كشور و دولت مستقل را صورت‌بندی کند. از این منظر آنچه در نیشتمان دیده می‌شود، صرفا طرز تفکر چند روشنفکر نیست؛ بازتاب نگاه، تجربه و رؤیای مردمی است که خود را در جهان، ملتی استثمار شده‌ و بی‌دولت می‌دیدند و می‌کوشیدند برای این وضعیت زبان سیاسی تازه‌ای بسازند.  هدف این نوشتار خوانش نیشتمان از منظر رابطه میان ملت و دولت و نشان دادن این است که چگونه نیشتمان به‌ عنوان ارگان جمعیت ژ.ک، همزمان با برساختن ملت کورد، تصور دولت مستقل کوردستان را نیز به‌عنوان حق مشروع و راه رهایی از اسارت و فرودستی در ذهن و زبان سیاسی آن دوره صورت‌بندی کرد.

 

 مقدمه‌

مجله نیشتمان، ارگان جمعیت ژ.ک، را نمی‌توان صرفا نشریه‌ اولین سازمان متشكل سیاسی کورد در ایران دانست. بلكه‌ اهمیت تاریخی آن بیش از هر چیز در این است که در فاصله انتشار نخستین شماره در تیرماه ۱۳۲۲ تا شماره‌های ۷، ۸ و ۹ در بهار ۱۳۲۳، مجموعه‌ای از مفاهیم، تصاویر و استدلال‌های سیاسی را در کنار یکدیگر قرار داد که در نهایت به یک تصور نسبتا منسجم از ملت کورد و دولت کوردستان منتهی می‌شد. نیشتمان از یک سو می‌کوشید جامعه‌ای پراکنده، عشیره‌ای و گرفتار اختلافات درونی را به «ملت» تبدیل کند و از سوی دیگر، برای همین ملت، حق داشتن سرزمین و دولت مستقل را اثبات کند. از این رو رابطه ملت و دولت در نیشتمان رابطه‌ای دو سویه است: ملت باید ساخته شود تا دولت داشته باشد و دولت باید تشکیل شود تا ملت از وضعیت اسارت و فرودستی خارج شود.

این نکته اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا در اینجا نباید مفاهیم نیشتمان را با معنای کاملا متأخر و امروزی «دولت ـ ملت» یکسان گرفت. در نوشته‌های نیشتمان هنوز این اصطلاح به معنای نظری امروزین آن مطرح نیست؛ اما مجموعه مفاهیمی که مجله تولید و تکرار می‌کند ــ ملت، کوردستان، مام میهن، آزادی، استقلال، حق مشروع، اسارت، بیگانه، اتحاد و دولت ــ نشان می‌دهد که نیشتمان در عمل در حال صورت‌بندی نوعی پروژه ملت‌سازی و دولت‌سازی است. خود تعریف اهداف ژ.ک در نخستین شماره، این پیوند را به‌روشنی نشان می‌دهد: سازمان در برابر اختلاف، تفرقه، خودخواهی، پول‌پرستی و بیگانه‌پرستی می‌ایستد، می‌خواهد زنجیر و افسار اسارت و فرودستی را از گردن ملت کورد باز کند و از کوردستان پاره‌پاره «کوردستانی بزرگ» بسازد که کورد در آن آزاد زندگی کند (صص. : 43 ـ 44). در این راستا گام اول نیشتمان بنیان ملت است.  

  

1 ــ بنیان ملت

پروژه ملت‌سازی نیشتمان از جایی آغاز می‌شود که یکی از مهم‌ترین موانع شکل‌گیری ملت کورد را شناسایی می‌کند: غلبه هویت‌های کوچک‌تر بر هویت ملی. در این نگاه، مسئله تنها این نیست که کوردها از یکدیگر جدا هستند؛ مسئله این است که خود را هنوز در قالب‌هایی تعریف می‌کنند که از تبدیل شدن آنان به یک «ما»ی سیاسی بزرگ‌تر جلوگیری می‌کند. عشیره، طایفه، منطقه و منافع شخصی و گروهی در زبان نیشتمان به رقبای هویت ملی تبدیل می‌شوند.

به همین دلیل علی خسروی در شماره دوم در مقاله‌ای طولانی خطاب به عشایر كورد (جاف، پشتدری، منگور، مامش، دیبوکری، بیگزاده، کلهر و سنجابی) از آنان می‌خواهد این نام‌ها را در برابر هویت فراگیرتر کورد کنار بگذارند و به جای آن به‌ عنوان کورد خواستار حقوق ملی خود شوند (صص: 74 ـ 77). اهمیت این عبارت در آن است که نیشتمان صرفا از «اتحاد» به معنای همکاری میان عشایر سخن نمی‌گوید؛ بلکه می‌کوشد موضوع تعلق اجتماعی را تغییر دهد. فرد باید پیش از آنکه خود را جاف، منگور یا کلهر بداند، خود را کورد بداند.

این تغییر در واقع نوعی جابه‌جایی از هویت عشیره‌ای به هویت ملی است. ملت در اینجا چیزی از پیش آماده نیست که نیشتمان فقط آن را توصیف کند؛ ملت باید در زبان، ذهن و احساس اعضای جامعه ساخته شود. از این رو، نیشتمان را می‌توان یکی از ابزارهای مهم برساختن ملت دانست. مجله با نامیدن مخاطبان خود به عنوان «کورد»، با خطاب قرار دادن آنان به عنوان اعضای یک ملت واحد و با ایجاد تقابل میان «کورد» و «بیگانه»، مرزهای این هویت جدید را ترسیم می‌کند.

اما نیشتمان در کنار عشیره، موانع دیگری را نیز می‌بیند: تفرقه، اختلاف، خودخواهی، پول‌پرستی و بیگانه‌پرستی. بنابراین ملت‌سازی در نگاه نیشتمان تنها با تغییر نام و هویت تحقق پیدا نمی‌کند؛ نیازمند تغییر در رفتار و مناسبات اجتماعی نیز هست. برای نیشتمان در تعریف اهداف ژ.ک، این موانع داخلی تقریبا به اندازه سلطه خارجی اهمیت دارند؛ زیرا تا زمانی که جامعه کورد از درون پراکنده باشد، توان ساختن یک نیروی سیاسی واحد را نخواهد داشت  (ص : 43).

این مسئله در شماره پنجم با زبان دیگری تکرار می‌شود. هیمن در اشاره به گذشته تاریخی کورد و مقایسه آن با وضعیت امروز، می‌پرسد چگونه ملتی که در گذشته شجاع بوده، اکنون تا این اندازه زبون و عقب‌مانده و اسیر چهار دولت گشته است. پاسخ او روشن است:  نفاق و عدم اتحاد  (ص : 151).  بنابراین، اتحاد برای نیشتمان صرفا یک توصیه اخلاقی نیست؛ شرط تبدیل شدن جمعیت پراکنده به ملت است. اما این ملت كه‌ نیشتمان درصدد تشكیل آن است، ملتی پاره‌پاره‌ و تقسیم شده‌ میان ترك، عجم و عرب است كه‌ باید در گام اول متحد شود و بار دیگر وحدت سرزمینی خود را بازیابد.

نیشتمان از همان آغاز ملت کورد را در چارچوب مرزهای سیاسی ایران تعریف نمی‌کند، بلکه درکی گسترده‌تر از کورد و کوردستان ارائه می‌دهد؛ درکی که مرز دولت‌های موجود را خطهای جداكننده‌ ملت کورد از یكدیگر معرفی می‌كند. . این نگاه در ترکیب مطالب، نویسندگان و منابعی که مجله منتشر می‌کند به‌خوبی آشکار است. در شماره پنجم، انتشار شعرهای قانع و  ملا حسن قاضی از سلیمانیه‌ در کنار آثار نویسندگان داخل، نشان می‌دهد که نیشتمان خود را متعلق به  کوردستان بزرگ میداند (صص : 155 ـ 156). همین ارتباط در شماره‌های ۷، ۸ و ۹ در بازنشر مقاله‌ی شیخ سعید پیران از مجله هاوار تكرار می‌شود (ص : ۱9۷ ). این ارجاع صرفا نقل یک مقاله از نشریه‌ای دیگر نیست؛ نشانه وجود یک فضای فکری و مطبوعاتی مشترک در میان روشنفکران بخش‌های مختلف کوردستان است. حتی خبر عضوگیری ژ.ك در سلیمانیه و اشتیاق جوانان آنجا برای پیوستن به این جمعیت، نشان می‌دهد که سازمان و مجله مخاطب خود را در كوردستان بزرگ جست‌وجو می‌کرده‌اند (ص : ۱48). بنابراین کوردستان در نیشتمان پیش از آنکه یک واحد جغرافیایی با مرزهای دقیق سیاسی باشد، یک فضای مشترک ملی، فرهنگی و سیاسی است؛ فضایی که در آن شعر، مطبوعات، روشنفکران، مبارزان و  تشکیلات سیاسی ژ.ك می‌توانند فراتر از مرزهای دولت‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

این تصور در سه‌ شماره‌ پایانی نیشتمان به یک صورت‌بندی سیاسی روشن تبدیل می‌شود. در مقاله «مسکو، واشنگتن و لندن» نوشته‌ رحمان مهتدی  کورد به عنوان یکی از ملت‌های جهان معرفی می‌شود که همسایگان ترک، عرب و ایرانی آن را میان خود تقسیم کرده‌اند و همچون اسیر با آن رفتار می‌کنند؛ نویسنده این تقسیم را نه فقط تقسیم یک سرزمین، بلکه تلاشی برای ادغام تدریجی کورد و انکار ملت بودن او می‌داند. جلوگیری از خواندن و نوشتن به زبان کوردی و حتی واداشتن کورد به سخن گفتن به‌ زبانهای فارسی، تركی و عربی در مدرسه بخشی از همین فرایند معرفی می‌شود (ص : ۱9۸).

در مقاله «ما و جهالت» نیز سیاست استعمار و استبداد دولت‌های ترکیه، ایران و عراق عامل بسته شدن دروازه‌های مدنیت به روی کوردستان معرفی می‌شود (ص : 202). در مقاله «کوردستان بلعیده نمی‌شود» نیز همین سه دولت در کنار یکدیگر به عنوان قدرت‌هایی تصویر می‌شوند که کوردستان را میان خود تقسیم و منابع آن را می‌بلعند؛ در مقابل، نیشتمان بر تداوم مبارزه کورد برای حق خود تأکید می‌کند (ص : 194). بنابراین کوردستان بزرگ در نیشتمان را نباید صرفا یک تصور جغرافیایی یا آرزویی برای الحاق سرزمینی دانست؛ پیش از هر چیز صورت‌بندی سیاسی وحدت ملتی است که مرزهای سه دولت آن را از یکدیگر جدا کرده‌اند. نیشتمان با آوردن صدای نویسندگان و شاعران بخشهای دیگر كوردستان، با ارتباط و نقل مطالب از مجلات‌ هاوار، گلاویژ، تێگه‌یشتنی راستی و داركه‌ر و با قرار دادن ترکیه، ایران و عراق در یک روایت مشترک از تقسیم و اسارت کوردستان، در واقع مرزهای سیاسی موجود را از منظر ملت کورد بازتعریف می‌کند: آنچه برای دولت‌ها مرز است، برای نیشتمان خطی تحمیلی بر پیکر یک ملت واحد است. از همین‌جاست که کوردستان بزرگ به بخشی از تصور نیشتمان از ملت تبدیل می‌شود؛ ملتی که برای آن جغرافیای ملی پیش از مرزهای سیاسی موجود معنا دارد.

2 ــ تأسیس دولت 

اگر پروژه ملت‌سازی نیمه نخست اندیشه سیاسی نیشتمان است، دولت مستقل کوردستان مقصد نهایی این پروژه است. اهمیت نیشتمان دقیقا در همین پیوند میان ساختن ملت و ساختن دولت نهفته است. نیشتمان نمی‌خواهد کورد صرفا به ملتی آگاه از زبان، تاریخ و فرهنگ خویش تبدیل شود؛ مسئله اساسی‌تر آن است که این ملت از وضعیت پراکندگی، فرودستی و اسارت خارج شود و به یک فاعل سیاسی مستقل تبدیل گردد. به همین دلیل، از نخستین شماره، هدف نیشتمان رهایی ملت کورد از «اسارت و فرودستی» و ایجاد کوردستانی بزرگ است؛ کوردستانی که در آن هر کورد بتواند آزادانه زندگی کند. این هدف در کنار تأکید بر موانعی چون اختلاف، تفرقه، خودخواهی، پول‌پرستی و بیگانه‌پرستی قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که از نگاه نیشتمان، وضعیت کورد همزمان دو وجه دارد: ساختن ملت از درون و رهایی آن از سلطه بیرونی (ص : 43 ). بنابراین استقلال در گفتمان نیشتمان یک آرزوی انتزاعی یا هدفی صرفا احساسی نیست؛ پاسخی سیاسی به وضعیتی است که نشریه‌ آن را اسارت می‌نامد.

در شماره دوم، مناف كریمی در مقاله‌ خود این پیوند را صریح‌تر بیان می‌کند: کسب دوباره استقلال کوردستان، آزادی کورد و ستاندن حق مشروع خویش (ص : 94) كه‌ این مفاهیم در یک زنجیره مفهومی واحد قرار می‌گیرند.  چند سطر بعد نیز همین مقاله‌ وضعیت موجود را با تعبیر «اسارت و زیردست بودن همسایگان» توصیف می‌کند و خواست رهایی را به خواست استقلال پیوند می‌زند. به این ترتیب در منطق نیشتمان حق ملت کورد برای آزادی، بدون حق آن برای داشتن یک واحد سیاسی مستقل کامل نمی‌شود. دولت در اینجا ابزار تحقق آزادی است، نه موضوعی جدا از آن.

این دولت‌خواهی در نیشتمان پیش از آنکه به یک برنامه اجرایی تبدیل شود، به یک تصور سیاسی و گفتمانی تبدیل شده است. یکی از روشن‌ترین شواهد آن، شعر «جمهوری» در شماره پنجم است که صراحتا در جهت تشکیل دولت منتشر شده است ( ص : ۱57). اهمیت این اشاره فقط در خود واژه جمهوری نیست؛ اهمیت اصلی در زمان انتشار آن است: این شعر حدود دو سال و نیم پیش از تشکیل جمهوری کوردستان منتشر شده است. بنابراین ایده دولت پیش از تحقق تاریخی آن، در زبان سیاسی و ادبی نیشتمان حضور داشته است. در همین شماره، در کنار شعر جمهوری، مطالبی درباره وضعیت تاریخی کورد، اسارت و ضرورت رهایی و همچنین انتشار آثار شاعرانی از بخشهای دیگر كوردستان دیده می‌شود؛ یعنی دولت در چارچوب یک تخیل ملی گسترده‌تر قرار دارد.  این نکته را می‌توان در ارتباط با شماره ششم نیز پی گرفت؛ در این شماره، پس از بحث درباره آزادی، مقاله‌ای که از روزنامه عربی اللواء ترجمه شده، بر آزادی ذاتی کورد و حق او نسبت به سرزمینش تأکید می‌کند و همزمان به معاهده سور و حتی تعیین پایتخت کوردستان شمالی از سوی جامعه ملل اشاره دارد (ص : 180). بنابراین نیشتمان به تدریج برای دولت آینده کوردستان مجموعه‌ای از پایه‌های مشروعیت را فراهم می‌کند: ملت، سرزمین، آزادی، حق، استقلال و سابقه شناسایی بین‌المللی.

در این چارچوب، اشاره مکرر نیشتمان به صلاح‌الدین ایوبی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. تقریبا در سراسر دوره انتشار مجله، تصویر صلاح‌الدین بر جلد آن حضور دارد و هر شماره نیز با شعری در ستایش او همراه است؛ در شماره ششم نیز زیر تصویر او یك بیت شعر نوشته‌ میشود: صلاح‌الدین مایه مباهات کورد و حاکم ملك عرب (ص : 165). این انتخاب را نباید صرفا بزرگداشت یک شخصیت تاریخی دانست. صلاح‌الدین در گفتمان نیشتمان به یک شاهد تاریخی برای امکان دولت‌داری کورد تبدیل می‌شود. مجله با قرار دادن تصویر او در برابر چشم خواننده و تکرار شعر و ستایش او، گذشته‌ای را به یاد می‌آورد که در آن یک کورد توانسته است حتی بر «ملک عرب» نیز حکومت کند. بنابراین، صلاح‌الدین در اینجا فقط قهرمان گذشته نیست؛ پل میان گذشته و آینده سیاسی کورد است. معنای ضمنی این بازنمایی آن است که دولت‌داری با هویت کورد بیگانه نیست و کورد در گذشته نیز توانسته است به قدرت سیاسی حتی در مقیاس منطقه‌ای دست یابد. از این منظر، نیشتمان از حافظه تاریخی برای تولید امکان سیاسی استفاده می‌کند: گذشته نه برای حسرت خوردن، بلکه برای اثبات این ادعا به کار می‌رود که تشكیل دولت کوردستان چیزی ناممکن یا بی‌سابقه نیست.

همین منطق در ارجاع به معاهده سور و جامعه ملل وجه دیگری پیدا می‌کند. اگر صلاح‌الدین مشروعیت تاریخی دولت‌داری کورد را فراهم می‌کند، سور برای نیشتمان نوعی مبنای حقوقی و بین‌المللی برای حق تشکیل دولت فراهم می‌سازد. در شماره ششم اشاره به معاهده سور در کنار بحث استقلال و حق رهایی کورد آمده است  (ص :  181). در شماره‌های ۷، ۸ و ۹ این بحث به شکل گسترده‌تری دنبال می‌شود. نیشتمان بیداری کورد پس از جنگ جهانی اول را به معاهده سور پیوند می‌دهد، سپس از لغو آن در لوزان سخن می‌گوید و نقش آتاتورک و جامعه ملل را به نقد می‌کشد. در همین روایت، قراردادهای بعدی از جمله قرارداد ۱۹۲۵ و سعدآباد نیز در چارچوب روند تقسیم و بلعیدن کوردستان قرار می‌گیرند (ص : ۱9۵). اهمیت این استدلال در آن است که نیشتمان می‌خواهد مسئله دولت کورد را از سطح آرمان ملی به سطح حق سیاسی قابل استناد منتقل کند. کوردستان فقط سرزمین مورد علاقه کورد نیست؛ سرزمینی است که در روایت نیشتمان، سابقه طرح مسئله سیاسی آن در مناسبات بین‌المللی نیز وجود داشته است. بنابراین، سور برای نیشتمان به یک «خاطره حقوقی» تبدیل می‌شود؛ خاطره‌ای که می‌تواند ادعای دولت‌خواهی کورد را در برابر دولت‌های موجود تقویت کند.

از نگاه‌ نیشتمان دولت مستقل کوردستان به عنوان راه‌حل نهایی وضعیت اسارت كورد مطرح می‌شود. مقاله «کوردستان بلعیده نمی‌شود» دولت‌های ترکیه، عراق و ایران را قدرت‌هایی معرفی می‌کند که کوردستان را میان خود تقسیم کرده‌اند و منابع و توان آن را می‌بلعند؛ اما نویسنده تأکید می‌کند که نه لغو سور، نه سیاست‌های بعدی و نه توافق‌هایی مانند سعدآباد نتوانسته‌اند کورد را از پیگیری حق خود بازدارند. حتی درباره خوانین کورد نوشته‌ است که آنان باید بدانند  اگر دولت مستقل کوردستان تشکیل نشود، سرنوشتشان مثل گذشته‌ زندان خواهد بود و از همین رو بایستی برای آن مبارزه ‌کنند (ص : ۱94). اینجا دولت دیگر یک آرمان در کنار آرمان‌های دیگر نیست؛ شرط رهایی از یک وضعیت تاریخی است. همان پیوندی که در شماره دوم میان استقلال، آزادی و حق مشروع شکل گرفته بود، در شماره‌های پایانی به پیوند میان دولت مستقل و پایان اسارت تبدیل می‌شود.

 توصیف مکرر کوردستان به عنوان سرزمینی زیبا، گسترده و سرشار از منابع نیز کارکردی فراتر از ستایش میهن دارد. در شماره ششم، کوردستان وطن ملتی نجیب و شجاع و سرزمینی برخوردار از ثروت و منابع فراوان معرفی می‌شود؛ اما تفرقه باعث شده است بخش‌های مختلف آن در دست دیگران گرفتار شوند کوردستان با جغرافیایی پهناور و جمعیتی حدود نه میلیون نفر تصویر می‌شود و دولت‌های همسایه همچون قدرت‌هایی معرفی می‌شوند که آن را تقسیم و می‌بلعند (ص :  ۱8۲). بنابراین دولت مستقل در گفتمان نیشتمان فقط ضامن حفظ هویت نیست؛ راه بازگرداندن حاکمیت بر سرزمین و منابع آن به خود ملت کورد است.

 اگر همه این عناصر ــ ملت، کوردستان، مام میهن، آزادی، حق مشروع، استقلال، اسارت، صلاح‌الدین، سور و دولت مستقل ــ را در کنار یکدیگر قرار دهیم، منطق سیاسی نیشتمان روشن‌تر می‌شود. نیشتمان ابتدا می‌کوشد مردمی پراکنده را به ملت تبدیل کند؛ سپس برای این ملت یک سرزمین مشترك تعریف می‌کند؛ آنگاه با اتکا به تاریخ، حافظه و حقوق بین‌الملل، برای این ملت حق سیاسی می‌سازد و در نهایت دولت مستقل را به عنوان شکل تحقق این حق معرفی می‌کند. بنابراین، دولت در نیشتمان یک افزوده بر پروژه ملت‌سازی نیست؛ نتیجه منطقی آن است. همان‌گونه که ملت بدون آگاهی، اتحاد و تصور سرزمین نمی‌تواند به یک سوژه سیاسی تبدیل شود، این سوژه سیاسی نیز بدون دولت در منطق نیشتمان همچنان در وضعیت اسارت باقی می‌ماند. به همین دلیل، شاید بتوان پروژه نیشتمان را در ساده‌ترین صورت چنین خلاصه کرد: ساختن ملت برای پایان دادن به اسارت و ساختن دولت برای به رسمیت شناختن و تثبیت آزادی آن ملت.

 

منبع: كه‌ریمی، عه‌لی (2008)، نیشتمان، بڵاكه‌ره‌وه‌ی بیری كۆمه‌ڵه‌ی ژ.ك، سلێمانی، بنكه‌ی ژین.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ١٥\٠٨\٢٠٢٦

محمدی، زاهیر (٢٠٢٦): نیشتمان؛ بنیان ملت، تأسیس دولت. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس: از حق تعیین سرنوشت تا بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت در ایران**

نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس: از حق تعیین سرنوشت تا بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت در ایران

26/01/2026|دیدگاه‌ها برای نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس: از حق تعیین سرنوشت تا بازتعریف رابطه ملت‌ها با دولت در ایران بسته هستند

نظریه تحلیل پیچیده سه‌سطحی و گفتمان اقلیم زاگروس: [...]

  • درک نادرست دشمنان کورد (تحلیلی بر چرخه سرکوب، خیانت تاریخی و پایداری هویت مقاومتی کوردها)

درک نادرست دشمنان کورد (تحلیلی بر چرخه سرکوب، خیانت تاریخی و پایداری هویت مقاومتی کوردها)

21/01/2026|دیدگاه‌ها برای درک نادرست دشمنان کورد (تحلیلی بر چرخه سرکوب، خیانت تاریخی و پایداری هویت مقاومتی کوردها) بسته هستند

درک نادرست دشمنان کورد (تحلیلی بر چرخه سرکوب، [...]