قاسملو به مثابه یک مردمنگار
احمد محمدپور
(مدیر دپارتمان جامعەشناسی در دانشگاه بنتلی ماساچوست)
با اینکه بسیار دشوار است آنچه را که مدت ها بود در ذهن داشتم اینگونه به اختصار بیان کنم، اما به هر حال این چند نکته را با دوستانی که پیگیرند در میان میگذارم.
ترم گذشته این توفیق را داشتم که به بهانه درسی با عنوان «انسانشناسی پساسوسیالیسم» چندین بار کارهای دکتر قاسملو را مطالعه کنم؛ گرچه همه کارهای ایشان بیتردید از جهات مختلف اهمیتی فراوان دارند، اما من به عنوان کسی که در دو رشته جامعهشناسی و مردمشناسی تحصیل کردهام، دو کتاب ایشان را بسیار کلیدی و مهم یافتم. نخست «کردستان و کرد» (1965) و دیگری «کورته باس» (1984) که معنای تحتاللفظی آن به فارسی «بحث یا شرحوارهای کوتاه» است. تا جایی که سواد من میرسد دقت نظری و کاربست اصول روششناختی کتاب کرد و کردستان حتی با آثار کلاسیک کردشناسان کلاسیک آن دوره نظیر فردریک بارت و ادموند لیچ غیرقابل مقایسه است. کتاب بارت با عنوان «اصول سازمان اجتماعی در جنوب کردستان» (1953) که از جمله آثار اولیه و تا حدودی هم دوره با کار دکتر قاسملوست را بسیار سطحی، ضعیف و سرشار از ایرادات روششناختی یافتم. چنین ارزیابی را از کار ادموند لیچ، یعنی، «سازمان اجتماعی و اقتصادی کردهای رواندز» (1938) نیز دارم. برای من که به هر حال سالها با مردمنگاری کردستان سروکار داشتهام، دانش نظری و رویکرد روششناختی دکتر قاسملو کمنظیر است و شانه به شانه مردمشناسان برجسته و به ویژه مردمنگاران مارکسیست میزند.
مورد دوم، کتاب «کورته باس» است. همانطور که عنوان کردم ترم گذشته با نوشتههای مردمشناسان پساسوسیالیست نظیر «کاترین وِردِری» و «کارولاین همفری» و بسیاری دیگر ور میرفتم. در این میان برای آماده کردن کاری درباره اندیشه چپ در کردستان به مطالعه کارهای قاسملو، اوجالان و جلال تالبانی روی آوردم. مطالعه کورته باس و نیز شرحی که خود دکتر بر آن نوشته چنان تأثیری بر من گذاشت که نمیتوانم توصیفش کنم. دانش نظری ایشان درباره تفکر چپ از یک سو و تجربه زیسته ایشان در کشورهای چپ خود را در متنی ساده، روان، بی آلایش و به دور از ادبیات مرسوم و مطنطن چپهای این روزها نشان داده است.
کورته باس در واقع رساله ای کوچک است اما عمق و دامنه آن وسیع. هدف اصلی این کتاب به دست دادن خوانشی بومی از سوسیالیسم و در واقع اتصال تجربی سوسیالیسم، ناسیونالیسم و دموکراسی است؛ به ویژه که قاسملو در شرحی که بر آن نگاشته زوایای آن را بیشتر و بهتر روشن کرده است. از آن مهمتر و جالبتر اما سخنرانی دکتر قاسملو است درباره کورته باس که ظاهراً درمیان جمعی از همراهان و همحزبیهایش ایراد کرده است.؛ فایلی که من داشتم تنها صوتی است، نه تصویری، اما از تُن صدا و شیوه بیان دکتر چنین بر میآید که ایشان هم از چیزی آزرده خاطرند و هم با عدهای کم اطلاع در این باره به گفتگو نشستهاند. سخنرانی ایشان برای من هم بینهایت آموزنده بود و هم نوستالوژیک. وارد جزئیات نمیشوم اما این یاداشت بسیار کوتاه را با این جند جمله به پایان میرسانم که زمانیکه دکتر به نقد و ارزیابی جریانات سوسیالیستی و به ویژه «سوسیالیسم موجود» می پرداخت، بسیاری از احزاب و رهبران کرد (مانند دیگر جریانهای مشابه در ایران) هنوز رؤیای استالینیسم را در سر داشتند و مدینه فاضله خود را در یکی از تاریکترین اعصار تاریخ بشر میجستند.
صرفنظر از شخصیت قاسملو به عنوان یک رهبر با همه تواناییها و کاستیهایش، نقش ایشان در بین المللی کردن مسئله کُرد در دوره بعد از جنگ جهانی دوم، آشنا کردن و حتی آوردن رهبران و سیاستمداران بزرگ اروپایی به کوهستانهای کردستان، مستقل کردن جریان فکری ناسیونالیستی روژهلات از حزب توده و رها کردن آن از زیر نفوذ بارزانی، دستاوردهای غیرقابل انکاری هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
با همه اینها، برای من قاسملو هم یک مردمنگار بود و هم یک نظریه پرداز، شخصیتی که با گذشت چند دهه از فقدان ایشان، نمونهاش در جامعه امروزین کرد اگر نایاب نباشد، دستکم بسیار کمیاب است. مطالعه و واکاوی خدمات نظری و فکری ایشان از دید من چندین رساله دکترا میطلبد.
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ١٤\٠٧\٢٠٢٦
محمدپور، احمد(٢٠٢٦): قاسملو به مثابه یک مردمنگار. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
سایهروشنهای پراگ و طنینِ یک ترانه دکتر قاسملو در آینه خاطرات هۆمهر دزهیی
سایهروشنهای پراگ و طنینِ یک ترانه دکتر قاسملو [...]
همه راهها دیگر به بانه نمی رسید
همه راهها دیگر به بانه نمی رسید روایتی از [...]
قاسملو به مثابه یک مردمنگار
قاسملو به مثابه یک مردمنگار احمد محمدپور [...]




