گۆڤاری تیشک ژمارە ٧٣ 

لە ماڵپەڕی ناوەندی لێکۆڵینەوەی کوردستان – تیشک بڵاوکراوەتەوە: 02.06.2026

پروفسور کنیاز ابراهیم میرزویف – برگردان از روسی: د.کامران امین آوه : ادبیات کُردی: گامه‌ها و گرایش‌های بالندگی. گۆڤاری تیشک، ٢٧، ٧٣، ل. ٩–٧. https://doi.org/10.69939/TISHK0073

DOI 10.69939/TISHK0073

کنیاز ابراهیم میرزویف، زبان شناس و خاورشناس برجسته کُرد، در اول ماه مه ۱۹۴۷ در روستای ریگانلو، شهرستان ماسیسِ ارمنستان به دنیا آمد. او دانش آموختۀ دانشکدۀ زبان‌شناسی دانشگاه دولتی ارمنستان (به نام «خ. آبوویان») بود. کنیاز میرزویف، دارندۀ دکترا در علوم زبان‌شناسی و رتبۀ پروفسوری، ریاست گروه زبان‌های خاورِ دانشگاه آموزش ملی آبای قزاقستان، هموند فرهنگستان علوم بین‌المللی مدرسه عالی و علوم اجتماعی جمهوری قزاقستان بود.

کنیاز میرزویف، هموند شورای مجمع خلق قزاقستان، رئیس انجمن “به‌ربانگ” کُردهای جمهوری قزاقستان و نایب رئیس اتحادیه بین‌المللی انجمن‌های اجتماعی کُردها، بنیان‌گذار و مدیر مدرسۀ کُردشناسی قزاقستان، سردبیر مجلۀ ادبی، هنری، علمی و اجتماعی “نوبار”، هموند هیات مدیرۀ اتحادیۀ نویسندگان قزاقستان و نمایندۀ انجمن بین‌المللی «قلم» در قزاقستان و آسیای میانه، همچنین هموند چندین سازمان پژوهشی کُرد در جهان، از جمله پاریس، بروکسل، برلین و فرهنگستان علوم کُردستان عراق و غیره بود.

ادبیات کُردی: گامه‌ها و گرایش‌های بالندگی
پروفسور کنیاز ابراهیم میرزویف
برگردان از روسی: د. کامران امین آوه

 زندگی نامۀ نویسنده

 کنیاز ابراهیم میرزویف، زبان شناس و خاورشناس برجسته کُرد، در اول ماه مه ۱۹۴۷ در روستای ریگانلو، شهرستان ماسیسِ ارمنستان به دنیا آمد. او دانش آموختۀ دانشکدۀ زبان‌شناسی دانشگاه دولتی ارمنستان (به نام «خ. آبوویان») بود. کنیاز میرزویف، دارندۀ دکترا در علوم زبان‌شناسی و رتبۀ پروفسوری، ریاست گروه زبان‌های خاورِ دانشگاه آموزش ملی آبای قزاقستان، هموند فرهنگستان علوم بین‌المللی مدرسه عالی و علوم اجتماعی جمهوری قزاقستان بود.

کنیاز میرزویف، هموند شورای مجمع خلق قزاقستان، رئیس انجمن “به‌ربانگ” کُردهای جمهوری قزاقستان و نایب رئیس اتحادیه بین‌المللی انجمن‌های اجتماعی کُردها، بنیان‌گذار و مدیر مدرسۀ کُردشناسی قزاقستان، سردبیر مجلۀ ادبی، هنری، علمی و اجتماعی “نوبار”، هموند هیات مدیرۀ اتحادیۀ نویسندگان قزاقستان و نمایندۀ انجمن بین‌المللی «قلم» در قزاقستان و آسیای میانه، همچنین هموند چندین سازمان پژوهشی کُرد در جهان، از جمله پاریس، بروکسل، برلین و فرهنگستان علوم کُردستان عراق و غیره بود.

پروفسور میرزویف، نویسندۀ بیش از ۳۰۰ اثر، از جمله۱۱ تک‌نگاری بود. نخستین کتاب درسی “زبان کُردی” (برای کلاس‌‌های ۲ تا ۹) و مجموعه‌های آموزشی و روش شناسی نسل نوین به زبان کُردی، همچنین کتاب‌های «روابط تاریخی – فرهنگی قزاقستان با کشورهای خاور دور در زمینۀ زبان‌شناسی تطبیقی» (به صورت کار مشترک نگارندگان، در دو جلد)، «کُردها: ارزش‌های معنوی و اخلاقی» (آلمان، پالماریوم،  ۲۰۱۵)، «کُردها: تاریخ و زمان معاصر» از نوشته های اوست. دو جلد از کتاب های او، به نام «کُردها در برخوردگاه تاریخ» ـ جلد ۱، و «کُردها: تاریخ و زمان معاصر. میراث فرهنگی کُردها» ـ جلد ۲ (آلماتا، ۲۰۱۶) به مناسبت ۲۵ سالگی همایش مردم قزاقستان منتشر شدند.

میرزویف به زبان‌های تُرکی، فارسی، قزاقی، روسی، آذربایجانی، ارمنی و کُردی  چیرگی داشت. او که سروده ها و ترجمه های بسیاری هم به زبان کُردی دارد، از زمرۀ شخصیت‌های بلندپایۀ قزاقستان بشمار می رفت و در سال های زندگی علمی، جایزه های بسیاری دریافت کرده بود؛ از آن جمله اند: مدال‌های دولتی قزاقستان؛ نشان «حرمت»[1] مدال طلای  شورای خلق‌های قزاقستان «یگانگی»[2] ، نشان لومونوسف، مدال “برای خدمت به توسعۀ علوم جمهوری قزاقستان”، نشانِ «ی. آلتین‌سارین» (۲۰۱۳)، مدال «محمود کاشغری – ۱۰۰۰».

کنیاز میرزویف در روز هشتم اگوست ٢٠٢١ در سن ٧٤ سالگی در قزاقستان درگذشت.

 

ادبیات کُردی: گامه‌ها و گرایش‌های بالندگی

تجربۀ ادبیات جهانی نشان می‌دهد که ادبیات ملی در پیوند با روند عام هنری می تواند رشد کند. هر ادبیات ملی، که بازتابی است  از یگانه بودن ویژگی های  ملی و ذهنیت یک ملت، در همان حال´ سهم خود را در روند ادبیات جهانی ایفا می‌کند.

ادبیات کُردی´ از نظر سیر و سرنوشت و راه های رشد خود´ بی‌همتاست، گرچه برخی ویژگی‌های سبکی و ژانری آن به ادبیات اوراسیا و کشورهای خاورمیانه بسیار نزدیک است، زیرا در پیوند و همکنشی دیرپا با آنها شکل گرفته و بالیده است.

پیوستگی ادبیات کُردی با ادبیات آذربایجان اهمیت تاریخی دارد. پیوندهای ادبی کُردی و آذربایجانی پر بَر و بار و چندجانبه‌اند و دستاورد نزدیکی معنوی دو ملت بشمار می رود. آذربایجانی‌ها و کُردها´ راه دشواری را پیموده اند؛ آنها سده‌ها همدوش و یار و یاور یکدیگر بوده اند. دوستی آنها در پیکار با دشمنان خارجی، در جبهه‌های پیکار برای آزادی استوار تر شد و در گذر سده‌ها پایدار مانده است. در این رابطه، تاریخ داده‌های بسیار سرشاری را دل خود نگه داشته است. در جنبش گستردۀ «خرمدینان» و در پیکارهای بابک برضد چیرگی عرب‌ها در سدۀ نهم میلادی، کُردها از همرزمان دلیر آذربایجانی‌ها بودند.

 کُردها بطور مستقیم در برپایی یک دولت مستقل در گسترۀ آذربایجان شرکت داشتند. در سدۀ دهم و یازدهم میلادی، امیران کُرد از دودمان شدادیان در قلمروی آذربایجان می‌زیستند و گنجه، پایتخت آن زمانه را آباد کردند.

قطران تبریزی، شاعر نامدار آذربایجان در سدۀ یازدهم، سروده هایی در ستایش از پادشاهان شدادی سروده است. به گفتۀ فرهنگ‌وند[3]  حمید ارسلی: «در سدۀ یازدهم، شهر گنجه مرکز دودمان کُرد شدادیان بود. این دودمان کارهای مهمی برای توسعۀ اقتصادی و فرهنگی شهر انجام داد. پایتخت بودن گنجه تأثیر مهمی بر رشد ادبیات و هنر گذاشت. شاعر پرآوازۀ تبریزی، قطران تبریزی، در دربار شدادیان به شهرت رسید و در همین‌جا شماری از قصیده ها، غزل‌ها، رباعی ها و قطعه های زیبای خود را سرود. هرچند به شهر زادگاهش بازگشت، اما آنجا نتوانست ماندگار شود و دلتنگی برای گنجه´ او را دوباره به این شهر کشاند”. شاعر و دانشمند به گنجه بازگشت و در زمان لشکری دوم، بیش از ۱۵ قصیده در ستایش او سرود. آفریده هایش´ که با دربار شدادیان پیوند دارد، یکی از برگ های گیرای تاریخ روابط ادبی و فرهنگی کُردها و آذربایجانی‌ها است. آغاز تاریخ پیوندهای اجتماعی و فرهنگی دو ملت را می‌توان از همین دورۀ مهم دانست و گواهان فراوان تاریخی و ادبی´ حکایت از داد و ستد گسترده آنها در همه پهنه‌های زندگی دارد.

ادبیات آذربایجان جایگاه برجسته‌ای در ادبیات خاورنزدیک و میانه در سدۀ دوازدهم میلادی داشت. شکوفایی و گرایش‌های انسان‌دوستانه آن با نام‌های خاقانی شیروانی و نظامی گنجوی گره خورده است. در پژوهش‌های ادبی، این دوره´ «نوزایی آذربایجان» خوانده می‌شود که زمان شکوفایی پیوندهای فرهنگی کُردها و آذربایجانی‌ها است. نوزایی ادبی آذربایجان´ بر ادبیات کُردیِ  سده‌های میانه ـ بر گرایش آن به انسان‌گرایی، بر چرخش آن بسوی بیان «احساسات قلبی» و بر پرداختن به شور و شوق روحی قهرمانان´ تاثیر مستقیم بر جای گذاشت.

کاردانی بسیار و ژرفای  فلسفی شعرهای افضل‌الدین خاقانی نقش مهمی در شکل‌گیری  احمد ملا جزیری داشت که مکتب شعری خود را بنیان نهاد. در جهان‌بینی، بینش هنری – زیبایی‌شناسانه و موضوع های عاشقانۀ دو شاعر، نزدیکی نظام‌مند حس می‌شود. جزیری´ سرایندۀ اشعار غنایی و هم‌دورۀ خاقانی و روستاولی، خود با آن‌ها آشنا بود و آفرینشگرانه از توانمندی شعر خاقانی بهره برده است.

همچنین، هنگام سخن گفتن از اثرگذاریِ بارآور ادبیات آذربایجان در سدۀ دوازدهم بر ادبیات کُردی، نمی‌توان نام نظامی گنجوی را از نادیده گرفت. شاید در سراسر تاریخ چند صد ساله، نتوان هیچ استاد بیان هنری کُرد یافت که از این شاعر هوشمند تاثیر نپذیرفته باشد. از جمله، این تأثیر در منظومه‌های حماسی شاعر سدۀ چهاردهم، فَقی تَیران، و در شاهکار جاودانۀ «مم و زین»، آفریدۀ شاعر و هنرمند کبیر احمد خانی (۱۵۹۱–۱۶۵۲)، و نیز در منظومه «لیلی و مجنون» حارث بدلیسی (سده هجده) خود نمایی می کند ـ اثری که حتی گاه به‌عنوان ترجمۀ کار نظامی ارزیابی می‌شد.

جالب است که آ. ژابا، خاور شناس روس، «لیلی و مجنون» بدلیسی را ترجمه ای به همین نام از منظومه نظامی می‌دانست.

 اما به حق باید گفت که به باور م. ب. رودنکو، منظومۀ حارث بدلیسی ترجمه نیست، هر چند تحت تأثیر نظامی سروده شده است: «… نمی‌توان منظومۀ حارث بدلیسی را صرفاً ترجمۀ کُردی اثر نظامی نامید. حارث بدلیسی به هیچ‌ یک از پیشینیان خود اشاره نمی‌کند و هیچ اطلاعی دربارۀ منابع نگارش منظومه ارائه نمی‌دهد. در فصل‌های آغازین، او می‌گوید که علت نگارش این منظومه گویا درخواست دختری کُرد بوده است که خواسته بود منظومه «لیلی و مجنون» از فارسی به کُردی ترجمه شود».

نظامی اندیشمندی ژرف نگر و نژاده بود که اندیشه هایش از مفاهیم نوزایی اروپا در زمینۀ انسان‌دوستی، عشق والا، فداکاری و ضرورت مبارزۀ فعال برای برقراری عدالت، خیلی پیشی گرفته بود. هر نسل´ کارهای او را همچون پدیده‌ای زنده و امروزین می‌بیند. میراث اش الهام‌بخش شاعران، نویسندگان و اندیشمندان بسیاری بوده و در گسترش اندیشه‌های اجتماعی و فلسفی نقشی مهم داشته است. او نخستین کسی بود که در شعر و هنر´ مسائل مربوط به بهروزی و خوشبختی انسان را مطرح کرد، و از این رو، بسیاری از شاعران و اندیشمندان، با دامنه بخشیدن به اندیشه‌های انسان‌دوستانه این اندیشمند بزرگ، درونمایه آثار او را سرشارتر ساختند.

نمایندگان ملت‌های خاورمیانه و نزدیک که آثار خود را به زبان‌های تُرکی، فارسی، عربی، اردو، کُردی، قزاقی و جز آنها آفریده‌اند، بیش از هزار اثر دربارۀ موضوع هایی در پیوند با کارهای نظامی، و تعداد بی‌شماری شبیه و همتا از خود بر جای گذاشته‌اند. همچنان بسیاری از نویسندگان، نقاشان، موسیقی‌دانان و پیکرتراشان به آفریده های او روی می آورند و از آنها الهام می‌گیرند.

سالِ تولدِ نظامی را ۱۱۴۱ میلادی می‌دانند. نام کامل شاعر «الیاس، پسر یوسف، پسر زکی موید» است. جایگاه ویژۀ کُردها در گنجه، دلیل کوچ پدر نظامی از شهر قم به این شهر شد. به‌گفتۀ پاری از پژوهشگران´ از آنجا که مادر نظامی ـ رئیسه ـ کُرد تبار و دختری از سرکرده های یکی از دودمان های کُرد بود، با دودمان شدادیان، که پیش از اتابکان درسده‌های ۱۰ و ۱۲ میلادی بر گنجه حکومت می‌کردند، ارتباط داشت.

پدر و مادر شاعر´ در کودکی اش درگذشتند و سرپرستی‌او را دایی‌اش، «خواجه عمر» برعهده گرفت و او را به مدرسه دینی گنجه فرستاد؛ مدرسه ای که در آن´ نسبت به زمان خود´ دانش های چشمگیری اندوخت.  شاعر آداب و رسوم کُردها، زندگی، فرهنگ عامه، تاریخ و باورهایشان را به‌خوبی می‌شناخت. بعدها در منظومۀ «لیلی و مجنون» با مهری فراوان از مادرش یاد کرد. نظامی، شهرتی که شاعر برگزید، به معنای «نظم دهنده سطرها» یا «سامان دهندۀ واژه‌ها» است. این واژه از ریشه عربی «نظم» می‌آید که به «رشته مروارید» و نیز به سخن سنجیده اشاره دارد.

مطالعۀ تطبیقی کارهای نظامی و ح. بدلیسی نشان می‌دهد که «لیلی و مجنون» اثر شاعر کُرد، ترجمه نیست، گرچه تأثیر اثر اندیشمند بزرگ [نظامی] در آن آشکار است. پژوهش های گوناگون بر تبارمندی کار بدلیسی تأکید دارند. فرهنگ‌وند (آکادمیسین) ی. ا. برتلس، در کنار منظومه‌های هم‌نام نظامی و فضولی، به کار حارث بدلیسی نیز اشاره کرده است.

شخصیت‌های علمی و فرهنگی کُرد دلبستگیِ ویژه‌ای به ادبیات آذربایجان نشان ‌می‌دادند. شاعر برجسته، احمد خانی، که به سرنوشت تلخ مردم خود به گونه ای ژرف می‌اندیشید، توجه به آثار هنرمندان پیشرو ملت‌های همسایه و بهره‌گیری از تجربۀ آنها را بسیار مهم می‌دانست. از نکته های چشمگیر این روابط ادبی، نزدیکی میان منظومه «مم و زین» خانی و «لیلی و مجنون» فضولی است. سبک ویژه، تبارمندی ملی، زبان پربار و میهن دوستی والا، اثر خانی را در شمار شاهکارهای جاودانۀ ادبیات خاورمیانه قرار داده است.

 گرایش به سنت‌های خاور زمینی، به‌ویژه گیرایی شعر فضولی، امری طبیعی و منطقی بود. در آن زمان، کارهای شاعر آذربایجانی میان روشنفکران کُرد، که با زبان‌های عربی، فارسی و تُرکی آشنا بودند، محبوبیت فراوان داشت. احمد خانی، که به چندین زبان چیره بود، ادبیات هنری را با‌دقت مطالعه می‌کرد. موضوع «مم و زین» که از روایت عامیانه  کُردی  برگرفته شده و «لیلی و مجنون» فضولی، بهترین گواه بر این [گرایش] است.

سبک غنایی و رمانتیسم، سترگی عشق راستین و تصویر های بی‌همتای شعر فضولی، شاعر کُرد را به خود جذب کرده و الگوی سبکی‌اش شد. همان‌طور که لیلیِ قهرمان فضولی و زینِ قهرمان خانی، با شمع، پروانه، ابر و ماه درد دل می‌کنند و از سرنوشت خویش ناله سر می دهند و رنج دوری را تاب می آورند، مم نیز چون مجنون´ دلباخته ای رنج‌دیده است. هر دو زوج ـ لیلی و مجنون، مم و زین ـ سرانجام به هم نمی‌رسند و به نماد جاودان عشق بدل می‌شوند.

قهرمانان منظومه´ والا و یکتا و سرشار از عشقی رمانتیک هستند. سبک غنایی – رمانتیک منظومه، به رخ نمایی ویژگی‌های قهرمانان، احساس و اندیشه‌ای که همچون بلور پاک است، یاری می‌رساند.

عشق حماسی یکی از محبوب‌ترین گونه های (ژانرهای) شعری خاورمیانه است و سنت‌های شعری در داستان احمد خانی نیز بازتاب یافته‌اند. در این میان، فضولی چون راهبری نیکخواه با مشعلی در دست، همراه اوست. شعرهای عالی رمانتیک، آنها را به هم نزدیک می‌کند. لازم به اشاره است که پیوندهای هنری شعر کلاسیک آذربایجان و کُردستان دربرگیرندۀ برجسته‌ترین کارهای هر دو ملت است که ویژگی‌های تاریخی –تیپولوژیک [نوع‌شناختی] رشد هنری آنها را بازتاب می‌دهد. تاریخ‌نگار و دولتمرد برجسته کُرد، شرف‌خان بدلیسی (۱۵۴۳–۱۶۰۱/۲) نقش مهمی در استوارسازی این پیوند‌ها ایفا کرد.

بدلیسی که در سال‌های ۱۵۵۱ تا ۱۵۵۵ همراه با شاهزاده ها در دربار شاه طهماسب صفوی آموزش دید و پرورش یافت، سراپای زندگی‌اش با آذربایجان پیوند خورده بود. توانایی‌های نمایانش در سال های جوانی، در سال ۱۵۵۵، مورد توجه امیر سالیان، محمودآباد و شیروان قرار گرفت. در سال ۱۵۸۳ شاعر به نگارش کار پرآوازۀ «شرف‌نامه» پرداخت؛ متنی که از دیدگاهِ بررسی تاریخ آذربایجان نیز اهمیت دارد.

 تاریخ نگار برجستۀ کُرد، عبدالرزاق دنبلی (۱۷۶۲–۱۸۲۷) ـ نویسندۀ کارهای ارزشمندی دربارۀ تاریخ ایران و آذربایجان ـ نقش مهمی در ارتباط فرهنگی آذربایجانی‌ها و کُرد‌ها ایفا کرده است.

کتاب «[تذکره]نگارستان دارا» نه تنها سرچشمه ای ارزشمند از نظر داده‌های تاریخی به شمار می‌رود، بلکه از  نظر تاریخ آذربایجان نیز کاری یگانه است. گزارش‌های پر و پیمان این نوشته دربارۀ دوران خانات آذربایجان در سدۀ هفدهم، به ‌ویژه خانات قره‌باغ، بسیار درخور توجه است. این کتاب با دیباچۀ پردامنۀ دکتر عبدالرسول خیام‌پور آغاز می‌شود که در آن، داده های تازه‌ای از زندگینامه نویسنده و چاپ‌ کارهای او آمده است. همچنین در کار دیگر عبدالرزاق دنبلی به نام «تاریخ دنبلی» برگ های پرشماری به ویژه به تاریخ آذربایجان پرداخته است.

رستم‌خان دنبلی، دانشورِ سدۀ نوزدهم، از دودمان سرشناس کُرد دنبلی، در رساله‌های تاریخی – فلسفی خود به مسائل رشد ادبیات آذربایجان می‌پردازد. نوشتۀ او «شرحی از گذشته»´ نه‌تنها برای تاریخ‌پژوهان، بلکه برای پژوهشگران ادبیات معاصر نیز درخور توجه است. او به سرچشمه های تاریخی و کارهای فردوسی، سعدی، مولوی، قطران تبریزی، عطار، باباطاهر، خاقانی و دیگر بزرگان ادب بازمی گردد.

روابط ادبی و فرهنگی آذربایجانی – کُردی  در سدۀ‌‌ نوزدهم با کوچیدن بخشی از کُردها به قفقاز جنوبی توان بیشتری گرفت. پس از امضای سازشنامه های گلستان و ترکمانچای، که برپایۀ آن آذربایجان شمالی به سرزمین روسیه پیوست، خانواده‌ها و دودمان های کُردِ ایران و ترکیه´ در نخجوان، گنجه و قره‌باغ ساکن شدند.

شباهت‌ موجود میان فرهنگ عامۀ آذربایجانی و کُردی بسیار چشمگیر است. داستان‌هایی همانند «عاشیق غریب»، «اصلی و کرم»، «کوراوغلو»، «لیلی و مجنون» که در اصل آذربایجانی هستند، با بازآفرینی روایت‌‌های خود ویژه، به گستردگی در میان کُردها بازار گرمی یافت. از نظر درونمایه´ میان منظومۀ «مم و زین» و داستان آذربایجانی «اصلی و کرم» همانندی های بسیاری وجود دارد.

از نظر همانندی های موضوعی و تصویری میان روایت های آذربایجانی و کُردی´ داستان «عاشیق غریب» شگفت‌انگیز است. در کار پرآوازۀ «کوراوغلی» نیز زندگی و شیوه گذران مردم بازتاب یافته است. کُردها دربارۀ قهرمانان این منظومه‌ها ــ از جمله قاچاق نبی و همسرش هاجر ــ ترانه‌ها، افسانه‌ها و سروده های بی نهایت لطیف و شاعرانه آفریده‌اند.

خویشاوندی آوازها و داستان‌های مردم آذربایجان و کُرد´ بازنمای پیوند معنوی آنها است.  نماد روشن آن را در داستان «کوراوغلی» می توان دید؛ یادمانی با شکوه از ملت برادر که رواج و گسترش وسیعی یافته است. چنان که پیداست، گونه‌‌های گوناگون گرجی، ارمنی، تُرکی، ترکمنی، ازبکی و غیره از آن وجود دارد. شخصیت قهرمان و شجاع کوراوغلی در فرهنگ تودۀ مردم کُردها هم جایگاه چشمگیری دارد. سیمای قهرمانی  کوراوغلی برای مردم کُرد خویشاوند و آشناست و شخصیت‌های کُردی در داستان، همدلی ژرفی نسبت به این حماسه می آفرینند. در قصۀ «کوراوغلی و شبان‌‌های کُرد»، در افسانه‌ها، شعرها، ترانه‌ها و حتی لالایی‌ها با عشق و دلبستگی از کوراوغلوی قهرمان یاد می‌شود. بازتاب این مناسبات دو سویۀ تاریخی را می‌توان در عنوان موغام‌ها[4] و ترانه‌های مردمی آذربایجان دید: «کُرد – شهنار»، «بیات – کُرد»، «کُرد – افشاری»، «کُردها»، «آغیر کُردی»، «کورد قیزی».[5]

در آذربایجان، نخستین نوشتار دربارۀ ادبیات کُردی از آنِ جعفر خندان است. شایان توجه است که فرهیختۀ آذربایجانی آن نوشتار را به هژار ـ شاعر برجسته کُرد معاصرـ اختصاص داده است. نوشتار یادشده با عنوان «شاعر بااستعداد کُرد، هژار” در سال ۱۹۴۵ در شمارۀ پنجم مجلۀ «شفق» (نشریه ماهانۀ شعبۀ تبریز انجمن روابط فرهنگی ایران) چاپ شد. جعفر خندان، آن زمان که هژار تازه فعالیت ادبی خود را آغاز کرده بود، شعرهای اولیه او را به زبان آذربایجانی ترجمه کرد. این امر که شاعر جوان مورد توجه و ستایش قرار گرفت، نقش سازنده‌ای بر سرنوشت او داشت. دربارۀ هژار بعدها نوشتار هایی به زبان آذربایجانی انتشار یافت. در سال 1961، انتشارات آذرنشر کتاب سروده های او را با عنوان «ترانه‌های کُردی» به همراه پیش درآمدِ بلند بالایِ رحیم قاضی، کُردشناس، به زیر چاپ برد و در آن، هژار چونان هنرمندی برجسته و امروزین معرفی شد.

در دهۀ ۱۹۶۰ پژوهش‌هایی پیرامون شاعران برجسته کُرد در آذربایجان انجام گرفت. فعالیت انستیتوی ملل خاور نزدیک و میانه آکادمی علوم جمهوری آذربایجان اتحاد سوسیالیستی شوروی به گسترش و ژرفش بررسی تاریخ و ادبیات کُرد یاری رساند.

یکی از این شاعران کُرد که زندگی و کارهایش در آذربایجان بطور همه جانبه مورد بررسی قرار می‌گیرد، عبدالله گوران است . چنانکه، حسین علی‌شانوف رسالۀ دکتری خود را دربارۀ کارهای او نوشت و در سال ۱۹۶۹ تک نگاری  «شعر شاعر معاصر کُرد، عبدالله گوران» را منتشر کرد. ح. علی‌شانوف دربارۀ جایگاه گوران در ادبیات کُردی  چنین می‌نویسد:

«پس از جنگ جهانی دوم، واقع‌گرایی در پهنۀ ادبیات کُردی رشد بیشتری یافت. در این دوره، کارهای عبدالله گوران بیش از همه به چشم می نشست. امروزه گوران به ‌عنوان یک هنرمند نوآور، در اوج بالندگی در شعر معاصر کُردی  قرار دارد.»

در پژوهش‌ها، نوآوری در کارهای ع. گوران و به‌ ویژه نوآوری از جنبۀ اجتماعی، برجسته شده است. در یک تک‌نگاری، زندگی و گذرراه های هنری این شاعر، همچنین اصول هنری – زیباشناختی اش که به غنای شعر کُردی  یاری رسانده است، بررسی می‌شود.

 در میان آثار فرهیختگان آذربایجانی دربارۀ ادبیات کُردیِ سدۀ‌ بیستم، باید به کتاب «شاعر مردم»، نوشتۀ شامیل عسگروف، اشاره کرد؛ او از رسالۀ دکترای خود با عنوان “شعر شاعر معاصر کُرد ـ جگرخون” دفاع کرد (عسگروف. ش؛ «شاعر مردم»، باکو، ۱۹۶۸).

شعر «جگرخون» بر بستر سنت‌های ادبیات پیشروی امروزین کُرد و چونان بازتابی اصیل از این ادبیات بررسی شده است. به گفتۀ نویسندۀ کتاب، “جگرخون آوازه‌خوان آرمان‌های بزرگ، پیکار و میهن‌پرستی است و در همان حال هنرمندی تواناست و کارهای او – آیینۀ زندگی مردم است.» پژوهشگر روند شکل‌گیری دیدگاه‌های اجتماعی شاعر را پی می‌گیرد و به بازنمایی ویژگی‌های شعر او می پردازد؛ هم از نظر محتوایی و هم از نظر شکلی. چیرگی پژوهشگر [ش. عسکروف] به زبان کُردی این امکان را به او می دهد که دیده های خود را با سند و دلیل آوری ترسیم کند. با این بررسی، ما تصویری کامل از شاعر بدست می‌آوریم. پژوهشگر به حق نتیجه می‌گیرد که «شیخموس جگرخون، یکی از والاترین و پیشرو ترین شاعران معاصر کُرد، شایسته خوانش و بررسی ژرف است. تصور شعر معاصر کُردی بدون جگرخون دشوار است». نگاه دقیق داشتن به شاعران نامدار کُرد سدۀ‌ بیستم – هژار و جگرخون – در آذربایجان پیش از هر چیز به این دلیل است که کارهایشان پدیده‌ای نو در ادبیات بشمار می رود. در شعر‌های اصیل آنها´ مبارزۀ ملت‌های خاور برای آزادی و پیشرفت اجتماعی بازتاب یافته است.

باید از فعالیت‌های ز. [زمرد] شفیع‌اوا – رحیم‌اوا و ا. آپیوا در گسترۀ پژوهش ادبیات کُردی یاد کرد. شفیع‌اوا´ در کار خود «ژانر منظومه در شعر معاصر کُردی»[6] به بررسی بالندگی شعر حماسی و رابطۀ آن با سنت‌ها و احساس جهان‌بینی ملی[7]  می‌پردازد. نویسنده´ ویژگی مهم شعر حماسی معاصر کُردی را در تنوع موضوعی و بازنمایی زندگی و آداب و رسوم مردم می‌داند. شعر[معاصرکُردی]، بر پایۀ واقعیت‌های زندگی ناسازگار و معاصر، با واقع‌گرایی اصیل و وسعت حماسی بازنمایی واقعیت‌ها متمایز می‌شود. همه‌ی این ویژگی‌ها، به باور ز. شفیع‌اوا، امکان سخن گفتن از نوآوری در شعر حماسی کُردی را فراهم می‌آورد.

آپی‌اوا در نوشتار «مترجم روح ملت»، داده های گسترده‌ای درباره فرهنگ عامۀ کُردی و گفته‌های کنشگران علمی و ادبی نام آور پیرامون گنجینه‌‌‌های ملی را گرد آورده است. این فرهیختۀ ادیب‌پژوه، نسخه‌های گردآوری‌شدۀ فرهنگ عامه را واکاوی می‌کند و ویژگی‌های سَبکی و محتوایی آن را روشن می‌سازد. توجه ویژه‌ای به هم‌آوایی خطوط ویژه فرهنگ عامۀ کُردی  و آذربایجانی می کند.

بدین‌سان، دلبستگی ژرف ادبیات‌پژوهی آذربایجان به ادبیات کُردی، نوشتارهای فرهیختگان بزرگ آذربایجانی دربارۀ تاریخ ادبیات کُردها، سنت‌ها و مسائل آن، بخشی مهم از پهنۀ همکاری فرهنگی دو ملت را تشکیل می‌دهد. ادبیات‌پژوهان آذربایجانی، غنای فکری و محتوایی ادبیات کُردی  و حرکت آن در راستای واقع‌گرایی اصیل را ارج فراوان می‌نهند.

گرایش‌های اساسی در پژوهش‌های علمی در آذربایجان و میراث چندجانبه‌ی ادبیات‌پژوهی، مطالعه‌ی ادبیات کُردی را به مرحله‌ای نوین ارتقا داده، به روشن سازی مسائل مهم آن یاری می‌رسانند. تک‌نگاری‌هایی درباره‌ی ع. گوران.، ع. هژار و ش. جگرخون را باید به‌عنوان گام‌هایی مهم در راستای شناخت آثار آنان و بنیان‌گذاری تاریخ علمی ادبیات کُردی ارزیابی کرد.

موضوع کُرد و ترسیم قهرمان مثبت، جایگاه شایسته‌ای را در ادبیات آذربایجان اشغال می‌کند. نویسندگان آذربایجانی، کُردها را به ‌عنوان قهرمانان، پیکارگران و میهن پرستانی تزلزل‌ناپذیر نشان می‌دهند که در جستجوی آرمان‌ها و ارزش‌های اخلاقی والا هستند.

ما در کارهای نویسندگان و نمایشنامه نویسان آذربایجانی که درونمایۀ تاریخی دارند، با قهرمانان کُرد روبه‌رو می‌شویم. م. س. [محمد سعید] اُردوبادی در یکی از بهترین رمان‌های تاریخی خود به نام «شمشیر و قلم»، که به زندگی نظامی گنجوی می پردازد ، درونداستان های زیادی را وارد می‌کند که در رابطه با کُردها است.

همان گونه که پیداست، مادر شاعر و اندیشمند بزرگ آذربایجانی، کُرد بوده است. در رمان «شمشیر و قلم»، یکی از شخصیت‌ها ــ حاکم گنجه، امیر اینانج ــ که دل خوشی از شاعر جوان ندارد، از او می‌پرسد:

ـ «چرا مخالف خلافت هستی؟»

شاعر در پاسخ می‌گوید:

ـ «این´ خلافت نیست که عموهای من زیر سایه‌اش زندگی می‌کنند، بلکه این خلافتی است که زیر سایه شمشیر عموهای من به حیات خود ادامه می‌دهد.»

در فراسوی این گفته ها معنای ژرفی نهفته است. در ادامه، نویسنده با اشاره به ارج و آبرویی که صلاح  الدین ایوبی، فرزند بزرگ ملت کُرد، از آن برخوردار بوده، می‌نویسد:

«خبر درگذشت فرمانروای بی‌باک و شکست‌ناپذیر خاور، صلاح‌الدین ایوبی، سبب دگرگونی‌های بنیادینی در خاور زمین شد”.

جالب آن‌که´ در رمان، شخصیت‌های آذربایجانی حتی یک‌بار هم در پهنۀ کارزار با قهرمانان کُرد رویاروی نمی‌شوند.

شاعر ملی آذربایجان، ص.[صمد] ورغون، به روشنی احساس عشق شاعرانه خود را به ملت کُرد بیان کرده است. انترناسیونالیسم´ بخشی از ویژگی های سامان مند شخصیت هنری و قریحۀ شاعرانۀ او بود.  سرنوشت فاجعه بار ملت کُرد همواره دل شاعر را به درد می آورد.

در شعر آذربایجانی [ورغون]´ مهروزی راستین قلبی نسبت به کُردها بازتاب یافته است.

چهره پردازی «دختر زیبای کُرد»، چونان نماد سادگی و بی آلایشی احساسات، در شعر شاعران آذربایجانی به یک سنت تبدیل شده است.

روابط آذربایجانی و کُرد خصلتی دوجانبه و پایدار دارد. همان‌طور که موضوع های کُردی از دیرباز در ادبیات آذربایجان بازتاب یافته، نمایندگان ادبیات کُردی  نیز کوشیده اند در کارهای خود احساسات نیک منشانۀ خویش را نسبت به ملت آذربایجان بیان کنند.

ادبیات کُردی ماورای قفقاز، ادبیات نوشتاری نوپا به شمار می‌رود. آغاز آن با آفرینش‌های شاعران و نویسندگانی چون ع. شامیلوف، ح.  جندی، ا. آودال، و. نادری، ج. جلیل، ج. گنجو، آ. شارو، و. باکو و دیگران پاگرفت.

در ادامه، نویسندگان و شاعران توانای تازه‌ای چون م. رشید، ک. مراد ، ت. برو، ج. اسد، ک. چیاچیانی، ش. حسن، س. ایبو، آ. عبدالرحمان، ف. اوسوب، س. شامو، آ. بوییک، آ. شمسی، و. آشو، آ. سردار، چ. راش و دیگران گام به این گستره گذاردند.

روزنامۀ «راه نو» (“ریا تازه”)، که از سال ۱۹۳۰ در ایروان منتشر می‌شود، در رشد ادبیات کُردی نقش بی مانندی ایفاء کرده است. این روزنامه در پایه‌گذاری و دامنگستری فرهنگ ملی نقش‌آفرین بوده و بر شکل‌گیری مناسبات اجتماعی نوین و نوسازی زندگی و گذران کُردها تأثیری سودمند داشته است. تاریخ شکل‌گیری و گسترش ادبیات کُردی در ماورای قفقاز تا اندازه‌ای در کانون توجه جامعه قرار گرفت. در برگ های این روزنامه نخستین نمونه‌های ادبیات نوین و نیز ارزیابی ادبی کُردی  پدیدار شد.

بر برگ های روزنامۀ «راه نو»، بررسی همه‌جانبۀ پیوندهای چندجانبه ملت‌های آذربایجان و کُرد به روشنی بازتاب یافت. در آن روزنامه، پژوهش‌های ارزشمندی دربارۀ ادبیات آذربایجان و نیز نوشتارهای کارهای هنری منتشر ‌گردید.

این روزنامه دستاوردهای آذربایجان را تبلیغ می‌کرد و در نوشته های به چاپ رسیدۀ خود´ پیشرفت اجتماعی ـ سیاسی این جمهوری، سنت‌ها و دوره های پیکار رهایبخش آن را بازنمایی می کرد. ما با حق شناسی، نقش آن در بازتاب روابط آذربایجانی ها و کُرد ها در دوران نو را یادآور می‌شویم. بازتاب گسترده دگرگونی‌های اجتماعی ـ فرهنگی در آذربایجان، گرایش‌های اصلی در بالندگی زبان هنری کُرد  و آوازه گری دستاوردهای ادبیات آذربایجانی به زبان کُردی از جاافتاده ترین شکل‌های پیوند معنوی میان دو ملت ما به‌شمار می‌روند.

موارد بسیار جالبی مانند انتشار کارهای نویسندگان کُرد دربارۀ آذربایجان، تاریخ و سنت‌های انقلابی آن وجود دارد. برای نمونه می‌توان به نوشته های به چاپ رسیده دربارۀ ۲۶ کمیسر باکو در شمارۀ ویژه روزنامه [«راه نو»] همراه با عکس های س. شائولمیان[شائومیان]، م. عزیزبیکوف، آ. جاپاریدزه، ای. فیولیتوف، م. وزیرف، پ. زوین و دیگران اشاره کرد؛ نوشتارهای سیاسی – اجتماعی درخشان درباره سرنوشت آنان. برگی جداگانه از سوی گروه نویسندگان روزنامه به زندگینامۀ م. عزیز بیکوف، فرزند نامدار ملت آذربایجان، اختصاص یافته بود.

روزنامه “راه نو” از دهه ۱۹۳۰ میلادی تا امروز کار پربار و پیگیری برای آشنا کردن خواننده کُرد با فراپویی های ادبیات مادری انجام داده و نیروی پرشور زبان هنری را منتقل کرده است.

لازم به یادآوری است که در سال ۱۹۶۲، در پیوند با برنامه‌ها‌ی هنری تئاتر اُپرا و بالۀ آذربایجان به نام م. ف. آخوندوف در ایروان، گروه نویسندگان روزنامه´ برگ های کاملی را به اُپراهای «اصلی و کرم» و «بهادر و سونا» اختصاص داد. نویسندگان نوشتار‌ها، بر فرهنگ حرفه‌ای هنر والای اُپرای آذربایجان پافشرده و شگفتی و شیفتگی تماشاگر کُرد را نسبت به موسیقی ملت برادر منعکس ساختند.

در برگ های روزنامه در سال ۱۹۶۹´ داده ها و نوشتارهای تحلیلی دربارۀ برنامه‌های تور هنری تئاتر آکادمی دولت آذربایجان به نام م. عزیز بیکوف منتشر شد. نمایش‌هایی همچون «روستایی» ، «واقف»، «ماری تودور» و غیره، که بر پایۀ نمایش‌نامه‌هایی از  شخصیت‌های برجسته تئاتری بود، با ستایش و سپاس گویی تماشاگران کُرد ایروان روبه‌رو شدند.

آ. گاپو، نویسندۀ کُرد، در نوشتار«زندگی روی صحنه» برداشت‌های خود از اجرای نمایشنامه «روستایی»، کار م. ابراهیموف، را بازآفرینی می‌کرد. در نمایشنامۀ «واقف»، صمد ورغون استادانه تصویری تماشایی از یک کُرد می آفریند؛ تصویری که آ. عبدالرحمان در برگ های روزنامه در باره آن می‌نویسد و  موضوع اصلی نمایش تئاتری – عشق به هنر – را بازنمایی می‌کند.

روزنامه´ بگونه ای باورپذیر آوازۀ جهانی ادبیات کلاسیک آذربایجان را نشان می‌داد، نوشته هایی درباره بزرگداشت نسیمی، م. ف. آخوندوف، م. ا. صابر، عاشیق علی‌اصغر، ج. محمدقلی‌زاده و نوشتارهایی در باب توانمندی و آرمان‌های انسانی کارهای ص. ورغون، ج. جبارلی، م. ابراهیموف و دیگران منتشر می‌کرد. به‌عنوان نمونه، نویسنده´ در نوشتاری که مختص به آثار م. ف. آخوندوف است، اشاره کرده بود که او نخستین نمایشنامه‌‌نویس در ادبیات خاورزمین است. با نمایشنامه‌نویسی و نثرنویسی آخوندوف مرحله تازه‌ای در پهنۀ رشد واقعگرایی در ادبیات کشورهای خاور آغاز شد.  همچون مهم‌ترین پیامد، تأثیر او بر رشد نیروهای پیشرو ادبیات ملت کُرد مورد توجه قرار ‌گرفت.

روزنامۀ «راه نو» بطور گسترده استادان هنر سخن آذربایجان را معرفی می‌کرد. برای نمونه، نوشتار میکائیل رشید درباره رمان «شامو» کارِ نویسنده ملی آذربایجان، س[سلیمان]. رحیموف جالب توجه است. از دهۀ ۱۹۶۰، «کتابخانۀ رمان‌های تاریخی ملل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» منتشر شد که در آن، برجسته‌ترین کارهای نویسندگان ملی گنجانده می‌شد.

نقش روزنامۀ «راه نو» در شکل‌گیری ارزیابی ادب کُردی  بسیار مهم است. نوشتارهایی درباره کارهای نویسندگان روس، ارمنی، گرجی، اوکراینی و همچنین نمایندگان برجسته ادبیات آذربایجان را می‌توان همچون نمونه‌هایی از ارزیابی ادبیات کُردی  در نظر گرفت، چرا که این نوشته‌ها سرشار از ارج گزاری به میراث فرهنگی ملت‌های برادر هستند.

م. رشید شعری را به صمد ورغون پیشکش کرده است که در آن´ شخصیت و سیمای این استاد نامدار سخن، جان گرفته و زنده می‌شود. نخستین چیزی که دیدارگران با پا گذاشتن به پایتخت آذربایجان می‌بینند،  مجسمه صمد ورغون است؛ کسی که در آثار خود سیمای میهن را به‌روشنی و به‌گونه‌ای بی مانند بازآفریده است. تاریخ در سنگ مرمر جان گرفته است؛ این خاطرۀ دل‌هاست، چرا که ورغون «در دل‌های ما جا دارد».

در آثار ع. شامیلوف، همچون «شبان کُرد» و [قلعه]«دم – دم»، جایگاهی ویژه به درون داستان هایی (اپیزودهایی) داده شده است که با آذربایجان پیوند دارند.

پیوند ادبیات کُردی و آذربایجانی ریشه‌های ژرفی دارد ـ که از همگونی های فراوان فرهنگی ـ اجتماعی، اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی سرچشمه می گیرد ـ و این پیوند در سدۀ بیست‌ویکم نیز همچنان برجا مانده است.

پیوند های تاریخی فرهنگی ادبیات کُردی  و ارمنی، که به دلیل همزیستی این دو ملت در یک سرزمین واحد منطقه‌ای – جغرافیایی شکل گرفته‌ است، به دوردست های سده‌های گذشته باز می‌گردند و زمینه ساز شباهت‌هایی در آداب و رسوم و سنت‌های آنان شده‌ است. در تاریخ‌نگاری عمومی و به‌ویژه در کُردشناسی علمی، پرارج ترین و بنیادی‌ترین سرچشمه برای بررسی ویژگی‌های قومی – تاریخی، سیاسی – اجتماعی و به‌ویژه فرهنگی – اسطوره‌ای کُردهای باستان، رویدادنامه‌های کهن ارمنی است. در نوشتارهای ارمنی، نام کُردها از سده‌های هفتم و هشتم میلادی به‌عنوان اسم خاص یاد شده است. یک ملت´ گاه از سوی ملت دیگر حتا با دو یا سه نام گوناگون شناخته می‌شد. برای نمونه، ارمنی‌ها بطور سنتی دو نام برای خلق کُرد به کار می‌بردند: «مار» و «کُرد».

بسیاری از بزرگ زادگان ارمنی از سده‌های هفتم ـ هشتم میلادی نام‌هایی همچون کُرد، کُرديک، کُردو و نام های دیگری از این دست داشتند. برای مثال، یکی از فرمانروایان گرانمایۀ ولایت سیونیک در سده‌های هشتم ـ نهم «کُردایشخان» بود. همچنین «ایشخان» (شاهزاده) «کُردیک» در سدۀ‌‌ نهم در ارمنستان کوچک زندگی می‌کرد. در سدۀ دوازدهم آرتسرونی، امیر کُرد، نفوذ سیاسی بزرگی در ولایات گرجستان و در دربار داشت. او عموی[یا دایی] ایوانه و زاخاره زاخاریان (زکریانی‌ها، زاکاریان)[8] بود که نقش بسیار مهمی در گسترۀ نظامی – سیاسی در آرارات ایفا کردند. ده‌ها شخصیت سیاسی و فرهنگی ارمنی را می‌توان نام برد که نام “کُرد” داشتند. در سدۀ هشتم بخش بزرگی از نمایندگان مردم کُرد به اسلام روی آوردند، در حالی که بخشی کوچک همچنان به باورهای بت پرستانه خود[9] (کُردهای ایزدی) پایبند ماندند. با این وجود، دلبستگی دوسویۀ این مردم به یکدیگر حفظ شد.

سرچشمه های کهن کُردشناسی، فرهنگ‌نامه‌های کُردی – ارمنی، دوبیتی‌ها، امثال و حکم و دیگر نمونه‌های ادبیات شفاهی مردمی در بنیاد دست‌نوشته‌های[کهن] ماتناداران به نام م.[مسروپ] ماشتوتس نگهداری می‌شوند. در فرهنگ عامۀ کُردی  نیز روایت‌ها و اشاره هایی دربارۀ شاعر بزرگ ارمنیِ سده‌های میانه، گریگور نارکاتسی، وجود دارد که کُردها به او عشق می‌ورزیدند و احترام می‌گذاشتند.

در منظومۀ پرآوازۀ «شیخ صنعان»، اثر فقی تیران، شاعر برجسته کُردِ سدۀ چهاردهم، که در منطقۀ حکاری زاده شد و [آثار مهمی] می‌آفرید، دختری مسیحی به‌عنوان یک ارمنی به تصویر کشیده می‌شود. این موضوع تصادفی نیست، زیرا او دیر زمانی در کنار ارمنی‌ها زیسته بود و در کار خود احترام و همدلی صادقانه‌اش را به آنان بیان کرد.

در «شرف‌نامه»، اثر شرف خان بدلیسی، تاریخ نگار نامدار کُردِ سدۀ شانزدهم نیز داده های چشمگیری دربارۀ تاریخ، فرهنگ عامه و قوم نگاری ارمنی‌ها آمده است.

نویسندگان ارمنی نیز در کارهای خویش به بن‌مایه‌‌ها،[10] درون‌مایه‌ها[11] و سوژه‌‌های کُردی  پرداخته‌اند. کارهای هنری و نمونه‌های فرهنگ عامۀ بسیاری به زبان ارمنی دربارۀ دوستی تاریخی میان این دو ملت که سده‌ها دوام آورده، خلق شده‌اند.

رشد پیوندهای ادبی کُردی – ارمنی با پیدایش ادبیات نوین ارمنی که بنیان‌گذار آن، خاچاتور آبوویان(۱۸۰۹– ۱۸۴۸) روشن‌گر و هنرمند انترناسیونال بود، نیروی تازه‌ای گرفت. عشق او به ملت کُرد بر بنیان آرمان‌های انسان‌دوستی و دگر خواهی بود. خ. آبوویان ترانه‌ها و دیگر نمونه‌های فرهنگ عامۀ کُردی  را گرد آورد و برای نخستین بار در سال ۱۸۴۸ به دست چاپ سپرد که این امر نشانۀ روشن دلبستگیِ ژرف نویسندۀ ارمنی به زندگی کُردها بود. پژوهش‌ها و یادداشت‌های خ. آبوویان جایگاه برجسته‌ای در کُردشناسی دارند. نوشتارهایش با عنوان های «کُردها»، «ایزدی‌ها» سرچشمه های گرانمایه و قابل اتکایی´ نه تنها برای پژوهشگران ارمنی و روس، بلکه برای کُردشناسان اروپایی نیز به شمار می‌روند.

در سال ۱۸۴۱ در ترکیه، روشن‌گر ارمنی م. تیگرانیان «قانون بهزیستی مردم کُردستان  و ارمنستان» را نگاشت و کتابی به زبان کُردی  با عنوان «چراغ‌های روشن» به چاپ رساند. در دهۀ ۱۸۶۰، بر پایۀ الفبای ارمنی، او الفبای کُردی  و «کتاب الفبا برای کودکان کُرد و ارمنی» را نوشت که یک برگ آن به کُردی  و برگ دیگر به ارمنی نوشته شده بود.

س. یِگیازاروف، قوم‌نگار برجسته، و خاچاتوروف، استاد سرشناس، دست‌اندرکار گردآوری و انتشار نوشته های فرهنگ عامه و قوم‌نگاری کُردهای ارمنستان شدند. یگیازاروف بیشتر به بررسی نوشته های قوم‌نگاری پرداخت و یک رشته گزارش قوم نگاری نوشت. خاچاتوروف هم فرهنگ عامۀ کُردها را بررسی می‌کرد و نمونه‌هایی از ادبیات شفاهی آنان مانند ترانه‌ها، قصه‌ها، چیستان ها و جز آن را گردآوری می‌کرد. گونه هایی (ژانر) که او هم به زبان اصلی و هم با برگردان روسی ارائه نمود چشمگیر و پرمحتوا بودند. ک. خاچاتوروف ‌نوشت: «گذشتۀ تاریخی کُردها در تاریکی ناپدید می شود»، اما با خوش‌بینی می‌افزود: «[اما] در آینده پژوهش‌های تازه و ژرفی انجام خواهد گرفت.”

نوشتارهایی از م. شووتا همانند «کُردهای ارمنستان ترکیه» و «ایزدی‌ها – کرمانج»، پژوهش‌های س. تر– مانوئلیان و دیگران نیز در خور توجه‌ هستند. بدین ترتیب، دایرۀ نگرش  های کُردشناسی ارمنیِ پیش از انقلاب اکتبر نیز گسترده بود.

رمان‌نویسان برجستۀ ارمنی، پ. پروشیان (۱۸۳۷–۱۹۰۷) و رافی (۱۸۳۵–۱۸۸۸)، چهره‌های به‌یادماندنی کُردی را آفریدند: گاسو و گوله در رمان «گونو»ی پ. پروشیان، عمرآقا و مستو در داستان «جلال‌الدین» رافی، جاوو در رمان «خنت»[ابله] و میر موسوم در رمان «اخگرها».

در کارهای نویسندۀ ارمنی، و.[ورتانس مسروبی] پاپازیان (١٩٢٠ – ١٨٦٤)،  ویژگی‌های نمودار زندگی کُردها بازتاب یافته است. او از دوران کودکی زبان‌های روسی، آذربایجانی، کُردی ، فارسی و همچنین تاریخ و فرهنگ این ملت ها را فرا گرفت. در کارهایی همچون «در درۀ آباگا»، «چلب» و «نخستین عشق» شناخت نویسنده از زندگی کُردها به‌خوبی احساس می‌شود. در داستان «لور – دالور» که نام خود را از یک نغمه کُردی گرفته، نویسنده می‌کوشد تا گیرایی شاعرانه افسانه‌های ملی کُردها را حفظ کند و پاس دارد. با قلم او، عشق رمانتیک شخصیت‌ها جان می‌گیرد، احساسات آسوی جسور و نیرومند نسبت به زالخه‌ی زیبا و وفادار، شاعرانه بازآفرینی می‌شود. تصویر واقع‌گرایانه آسو به شیوه‌ای عاشقانه پرداخته شده و به او ویژگی بی همانندی می‌بخشد. همچنین نویسنده، چهرۀ زالخه را زنده و باورپذیر به نمایش می گذارد. این داستان که در سال 1894 در مجلۀ «مُرچ» انتشار یافت، بعدها به زبان‌های بسیاری از ملت‌های جهان، از جمله به آذربایجانی، ترجمه شد.

روی‌آوری به فرهنگ عامۀ کُردی، ادبیات ارمنی را پر بَر و بار کرد. آوتیک ایساهاکیان(١٩٥٧- ١٨٧٥)، نویسندۀ کلاسیک، که براستی عاشق فرهنگ عامۀ کُردی  بود و نقش مهمی در گسترش پیوندهای ادبی ارمنی – کُردی  ایفا کرد، چنین می‌گوید: «از کودکی دوستان کُرد بسیاری داشتم. برخی در آلاگیاز، برخی در شیراک، و برخی دیگر در نخجوان و دیگور [قارص] زندگی می‌کردند. همواره به زندگی و سرنوشت کُردها دلبستگی داشتم… با علاقۀ فراوان´ با فرهنگ عامۀ پربار کُردی آشنا شدم. موسیقی کُردی، نوایِ نیِ شبانان کُرد´ هنوز هم روح مرا به هیجان می‌آورد. شاهکارهای فرهنگ عامۀ کُردی که در کودکی آموختم، هنوز در یادم زنده‌اند.”

آ. ایساهاکیان به پژوهشگران ادبیات و نویسندگان سفارش کرده بود فرهنگ عامۀ کُردی را گردآوری و بررسی کنند؛ او همچون ماکسیم گورکی، ادبیات شفاهی مردمی را گنجینۀ معنوی گرانبهایی می‌دانست. قهرمانان اصلی داستان‌های «کُرد آمو»  و «حسن‌آقا»  کُردها هستند؛ این کارها که بر پایۀ رویدادهای واقعی نوشته شده‌اند، کُردها را به نمایش می گذارند. کاری چون «نادوی عاشق» را تنها نویسنده‌ای می‌توانست بیافریند که با ادبیات مردمی کُردها آشنایی ژرف داشته باشد.

از بیست و پنج سالِ پایانیِ سدۀ نوزدهم، در ادبیات ارمنیِ باختری جریانی شکل گرفت که نمایندگان آن – نویسندگان و شاعران – عمدتاً زندگی روستایی را بازتاب می‌دادند. در کنار نمایاندن چهرۀ دهقانان ارمنی، نویسندگانی چون گارگین سرواندزتیانتس، تلکاتینتسه، روبن زارداریان، گراند، مشو گغام، اماستخ، آکوپ میندزوری همسایگان کُرد را نیز به تصویر کشیده، با ترسیم شیوۀ زندگی پدرسالارانه آنان، بر روانشناسی و جهان‌بینی شخصیت ها روشنی می افکندند.

در سال ۱۹۲۱، آکوپ لازو (کازاریان)، کُردشناس برجسته، نویسنده و آموزگار´ بر پایۀ خط ارمنی الفبای کُردی را تدوین کرد و روی کتاب درسی «شمس» برای مدرسه های کُردی کار کرد. در تهیۀ این الفبا، بدربیگ، بدرخان بیگ، میرد میران و اسماعیل بابو به او یاری رساندند. این کتاب الفبا در اچمیادزین چاپ شد و برای کلاس اول مدرسه های کُردی در ارمنستان و گرجستان در نظر گرفته شد. در این مدرسه ها´ آموزگاران ارمنی نیز درس می دادند. با این حال، کاستی الفبای کُردی´ بر پایۀ خط ارمنی این بود که کُردهای خارج از ارمنستان، نمی‌توانستند از آن بهره برداری کنند و افزون بر آن، ویژگی‌های آوایی زبان کُردی را بطور کامل در بر نمی گرفت.

دولت جمهوری شوروی سوسیالیستی ارمنستان با در نظر گرفتن خواست کُردهای ساکن ارمنستان، در سال ۱۹۲۵ تصمیم به وجود آوردن الفبای کُردی  بر پایۀ خط لاتین گرفت. تهیه و ارائۀ «دستور زبانِ زبان کُردی» در کمیساریای آموزش به عهدۀ استاد ی.آ. اوربلی گذاشته شد.

در سال ۱۹۲۹، ع. شامیلوف و ا. ماروگولوف، کُردشناسان برجسته، بر پایۀ خط لاتین، الفبای کُردی را درست کردند؛ کاری که برای نویسندگان آن  ۷ تا ۸ سال آمادگی و پژوهش آغازین نیاز داشت. در سال ۱۹۳۰، جامعۀ ادبی کُرد سالگرد تصویب این الفبا را جشن گرفت و در تئاتر دولتی ایروان مراسم باشکوهی برگزار گردید.

در همان سالِ ۱۹۳۰، در چارچوب اتحادیۀ نویسندگان ارمنستان، انجمن ادبی نویسندگان کُرد برپا شد که زمینه ساز تمرکز نیروهای ادبی و تأثیرگزاریِ مثبت بر رشد ادبیات کُردی  گردید. در این دوره، با سخت کوشی کارهایی از نویسندگانی چون عرب شمو، حا‌جی جندی، وزیره نادری، جاسمه جلیل،عطاره شارو، احمده میرازی، نوری حیسانی، آمینه آودال، جاردوی گنجو به چاپ سپرده ‌شد.

تکمیل الفبای کُردی و گسترش آموزش و فرهنگ در میان کُردها به بالندگی بیشتر ادبیات یاری رساند و پرباری هنری ـ مضمونی و تاریخی ـ فکری آن را رقم زد.

از روز۲۵مارس ۱۹۳۰، در ایروان انتشار روزنامۀ کُردی «راه نو» آغاز شد. در سال ۱۹۳۱ نیز در ایروان دانشسرای تربیت آموزگار کُردهای ماورای قفقاز گشایش یافت و شامیلوف، نویسندۀ شناخته‌شده عرب، نخستین مدیر آن بود. بسیاری از دانش آموختگان این آموزشگاه بعدها در پهنه های ادبیات، فرهنگ و علم فعالیت گسترده‌ای داشتند.

در سال ۱۹۳۱، کمیساریای آموزش ارمنستان هیات ویژه‌ای را برای نگارش و انتشار میراث فرهنگ عامۀ کُردی سازماندهی کرد که هموندان آن آ. خاچاتوریان، ح. جندی، ج. گنجو، ک. زاکاریان و دیگران را در برمی گرفت. در سال ۱۹۳۳، واژه نامۀ کُردی – ارمنی منتشر شد و در سال ۱۹۳۵، فرهنگ زبانزد های (اصطلاحات) کُردی –ارمنی از چاپ درآمد. نخستین کتاب در برگیرندۀ نوشته های فرهنگ عامۀ کُردی  و جُنگی از ترانه‌های مردمی کُردی  در سال ۱۹۳۶ منتشر شد و این امر به شکل‌گیری زبان ادبی کُردی  و سرشاری پیوندهای ادبی ارمنی ـ کُردی  کمک شایانی کرد.

در ایروان، از ۸ تا ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۴، کنفرانس سراسری اتحاد جماهیر شوروی با شرکت فرهیختگانی از مسکو، لنینگراد، باکو و تفلیس برگزار شد و از آن میان دستور زبانِ زبان ادبی کُردی  مورد بحث قرار گرفت.

در سال ۱۹۳۵، با کوشش دانشسرای تربیت آموزگار کُردی ایروان، تئاتر سیار کُردی  شکل گرفت و در استان‌ها´ نمایش به روی صحنه برد.

 الفبای نوین کُردی  بر پایۀ خط روسی در سال ۱۹۴۴ با همکاری فرهیختگان کُرد و ارمنی به وجود آمد. انتشار ادبیات هنری کُرد، نگارش کتاب‌های درسی و کمک ‌درسی در این دوره وسعت بیشتری یافت. برپایی اتحادیۀ ویژه شاعران و نویسندگان کُرد در ارمنستان´ بر شکل‌گیری ادبیات کُردی در ماورای قفقاز تاثیر مثبتی بر جای گذاشت. کار ترجمه نیز بطور وسیعی گسترش یافت و کارهای نویسندگان کُرد  به زبان‌های ارمنی و روسی برگردانده شد.

شکل گیری ادبیات کُردی  در ارمنستان و ارتباط آن با جریان ادبیات ارمنی در کارهای ح. جندی مانند «ادبیات کُردی  در ارمنستان شوروی» و «بیان ادبیات کُردی  در ارمنستان شوروی» کالبد شکافی شده است. جندی به بررسی موضوع دوستی ملت‌های ارمنی و کُرد در فرهنگ عامه کُردی  پرداخت و در زمینۀ بررسی و خوانش ادبیات شفاهی مردمی و کُردهای خارج از کشور فعالیت پرباری داشت. سهم او در گردآوری و انتشار نمونه‌های فرهنگ عامۀ کُردی  بسیار مهم و چشمگیر است.

کارلنه چاچانی، شاعر و پژوهشگر، سال‌ها به بررسی روابط تاریخی ملت‌های ارمنی و کُردی  پرداخته، کتاب‌هایی چون «کُردهای ارمنستان شوروی در ۴۰ سال» و «در خانواده برادرانۀ ملت ارمنی»  منتشر کرده است. او از رسالۀ دکتری خود دفاع کرد و  کتاب «از تاریخ دوستی ملت‌های ارمنی و کُردی» را به چاپ سپرد. این پژوهشگر´ به‌درستی نقش سرآمدِ افکار عمومی و ادبی پیشرو ارمنی و روسی در رشد ادبیات و فرهنگ کُردی  را بازنمایی کرده است. او پیشرفت اقتصادی و فرهنگی کُردها در ارمنستان را با کمک برادرانه ملت ارمنی در پیوند می‌داند.

در پیوندهای ادبی ارمنی ـ کُردی، دو‌زبانه گی´ بعنوان ویژگی بارز فرآیند ادبی چندملیتی شوروی نقش مهمی ایفا کرده است. نویسندگانی چون چ. آیتماتوف، ی. شیستالوف، چ. حسینوف، و. سانگی، او. سلیمانوف و بسیاری دیگر به زبان روسی چیرگی داشته و دارند و بسیاری از آنان دو زبانه هستند. در کارهای پژوهشگران ادبی، همانند گ. لومیدزه، ی. حسینوف، ن. نادیارنیخ، م. پارخومنکو نقش مثبت دو زبانه گی جای نمایانی دارد.

نویسندگانی چون نادو محمودوف، میکائیله رشید، کارلنه چاچانی، علی‌خان مامه، کاناد چرکزیان کارهای خود را هم به زبان مادری و هم به زبان ارمنی می‌ آفرینند. در این میان، میکائیله رشید´ در سروده ای با عنوان «من به ارمنی می‌خواندم» می‌نویسد:

آنجا برایشان ترانه های روسی می‌خواندم،
هر بار رساتر و پرشورتر،

و دره‌های میهنم

با پژواکی محجوب با من هم آواز می شدند.

و روس‌ها، کودک وار،

از من پرسیدند: |«چرا هیچ‌گاه

ترانه‌های سرزمین مادریت را برای ما

نمی‌خوانی؟

و من با نگاه به افق‌های ارغوانی

در پاسخ «تسیتسرناک»[12] را خواندم.
آنها گام‌های خویش را با ترنم من همنوا کردند

خاموش راه می سپردند،

در آن شب احساس کردم،
چگونه این ترانه دل‌هایشان را در مشت گرفته است،

و آواز ارمنی، بی نیاز از ترجمان،
تا واپسین کلام برایشان قابل درک بود»

یکی از کانون های اصلی که به پرسمان های کُردشناسی می‌پردازد، بخش کُردشناسی مؤسسه خاور‌شناسی فرهنگستان علوم ارمنستان است که پژوهشگران آن یک تک‌نگاری جمعی با عنوان «کُردشناسی»  زیر نظر گ. آکوپوف منتشر کرده‌اند. این کتاب به موضوع هایی چون جمعیت کُردها در ترکیه، ایران و عراق، موسیقی عامیانۀ کُردی ، مناسبات ارمنی ـ  کُرد  و مسائل مختلف ادبیات و فرهنگ عامۀ کُردی می‌پردازد.

اکسل باکونتس (۱۸۹۹–۱۹۳۷)´ یکی از نخستین نویسندگان ارمنی شوروی بود که به موضوع کُردها پرداخت. در سال ۱۹۲۵ کارهای او با عنوان‌های «نامه‌هایی از استان» و «نامه‌هایی از روستا»  منتشر شد. در گزارش ها و داستان‌های نویسنده، بخش‌های ویژه ای از زندگی کُردها، از جمله زندگی کوچ‌نشینی، به تصویر کشیده شده‌اند. در دهۀ ۲۰ میلادی، موضوع زندگی کوچ‌نشینی کُردها اهمیت ویژه‌ای یافت. زندگی کوچرویی به‌عنوان عاملی برای واپسماندگی آنان ارزیابی شد. داستان‌های باکونتس، همانند «در ییلاق‌های زنگزور»، «سارالی» و «داستان‌های مورو»، زندگی کوچ‌نشینی و سنت‌های کُردها را به‌خوبی بر می تاباند.

‌ ن. زاریان(۱۹۰۰–۱۹۶۹)´ نویسنده  و کارشناس فرهنگ عامۀ کُردی  بود. او داستان «زنبیل فروش» را که در نخستین گزیدۀ ادبیات کُردی به زبان ارمنی گنجانده شده بود، «رُمان مردمی کُردی» نامید. «زنبیل‌فروش» – یکی از زیباترین نمونه‌های فرهنگ عامۀ کُردی  است که توجه شاعران و نویسندگان کُرد و ارمنی و فولکلورشناسان را به خود جلب کرده است.

زاریان´ برای نخستین بار در ادبیات ارمنی، در حماسۀ «صخره روشان»، شخصیت یک کُرد ـ نوروز´ هموند تعاونی دولتی، نماینده دهقانان زحمتکش ـ را آفرید. نویسندگان ارمنی کوشیدند که جنبه‌های مهم زندگی مردم کُرد را نشان دهند و پی به مسایل مبرم آنها در دهه‌های ۲۰–۳۰ میلادی ‌ببرند. یکی از موضوع های مورد توجه، مسئله آزادی زنان کُرد بود که در ادبیات ماورای قفقاز اهمیت یافت و در داستان‌ها و رمان‌هایی چون «اسمر» نوشتۀ سیراس، «ماله»  نوشتۀ گارگین بیس، «زبیده» نوشتۀ مکرتیچ آرمن، «دختر کُرد» نوشتۀ مکرتیچ سارکیسیان، «خجه» نوشتۀ راچیا کوچار و «حسن» نوشتۀ استپان زوریان و کارهای دیگری بازتاب یافت.

به موضوع کُرد در شعرهای ارمنی نیز توجه زیادی شده است. در کارهای سارمن، منظومۀ «لطیفه»،  که سرشار از اندیشه های ‌‌انقلابی ـ رمانتیک است، جایگاه ویژه‌های دارد و محور آن´ چهرۀ گیرای دختری کُرد´ برخاسته از خانواده‌ای ندار و دست به دهان است. اراده پولادین و گرایش به دانش اندوزی´ به او این توانایی را می بخشد تا به کامیابی های پیش بینی ناپذیر دست یابد: او به معمار و طراح پروژه  نوسازی روستای خود تبدیل می‌شود. خانه‌های قدیمی رفته رفته ناپدید شده و جای خود را به سکونتگاه های امروزین می‌دهند. آنچه در آن زمان واقعی بود، امروز به نظر کم یا بیش زاییدۀ خیال می‌آید و شاعر، این واقعیت های روزمره را به شعری اصیل از سرنوشت نوین کُردها تبدیل می‌کند.

ریپسیمه پوگوسیان در شعر «سروی» با روحی دردمند´ زندگی دشوار قهرمان خود را بازآفرینی می‌کند و صحنه‌های زندگی یک کودکی تلخ و واقعیت سخت را نشان می‌دهد:

سال‌ها پیش، در شهری بزرگ،
در زیرزمین نمور یک خانۀ سنگی،
در کُنجی که به خود نمی دید رنگ آفتاب را،
و نمی شناخت عطر بهار را،
دخترک پاپتیِ کُردی به نام سروی
با مادری بیمار زندگی می‌کرد.
یگانه تکیه‌گاه مادر بیمار،

سروی بود که همه بارهای زندگی

را بر دوش‌های ناتوان خود می‌کشید،

 اما پاره ای رویاهای روشن – نه خواب،

و نه یکسر خیال – به او نیرو می بخشیدند.

او وقت برای بازی‌های کودکانه نداشت،
دستان سروی خستگی نمی شناخت ،
دخترک  کُرد از سپیدۀ صبح تا سیاهی شام ،

کار می کرد تا نان بر سر سفره آورد و شکم خانواده را سیر کند.

زمان، دخترک را از رنج‌های فرساینده و سنگین رهایی می بخشد و زندگی تازه ای آغاز می‌شود؛ یک زندگی سرشار از آرزوهای والا.

در ادبیات ارمنی، افزون بر کارهای ویژه ای که موضوع ان کُردهاست، آثار پر شماری نیز وجود دارند که به دوستی ارمنی ـ کُرد می‌پردازند و این روند از دهۀ ۱۹۴۰ میلادی دامنۀ بیشتری یافت. از ان میان می توان به رمان‌های برجسته‌ زیر اشاره کرد: گ. استپانیان، «روزهای وحشتناک»، آ. خاچاتوریان، “در میان آتش‌”، ب. وردیان، “رز‌هایم در دوردست‌ها باقی ماندند”، س. تورگومیان، «”آتش‌ها خاموش‌شدنی نیستند”، ز. داریان، «عقاب واسپورکان»، گ. سیراس، «سرزمین مادری»، آ. مکرتچیان، «دفتر خاطرات سرباز ناشناس»، ر. گاگارین، «خورشید در هنگام غروب زیباست»، س. خانزادیان، «بگویید، کوه‌های ارمنستان»، ن. زوریان، «زندگی دوم».

در این رمان‌ها، صحنه‌های فراوانی وجود دارد که نگاه خواننده را به سوی دوستی و برادری میان ملت‌های کُرد  و ارمنی می کشاند.

هم‌آوایی میان منظومۀ «آنوش» اثر ا. تومانیان و «گولزار» اثر آ. آودال را نمی‌توان تنها با تاثیر یک نویسنده بر دیگری توضیح داد؛ بلکه همگونی گرایش‌های نوع‌شناختی[تیپولوژیک] عامل تعیین کننده این فرآیند است. داده‌های زندگی از واقعیت‌های دوران پیش از انقلاب [اکتبر]گرفته شده است و سرگذشت عشق جوانان، سارا و آنوش در کار او. تومانیان و زورو و گولزار در کار آودال، خطوط داستانی را به هم نزدیک می‌کند.

آداب و رسوم و سنت‌های پدرسالارانه، که موازین اخلاقی را سروسامان می‌دهد، دیواری گذرناپذیر بر سر راه عشق  به وجود می آورد. اگر سارا´ آنوش را می‌رباید، زورو ناگزیر می‌شود گولزار را با خود ببرد.

آفریده های ادبی یاد شده از نظر خطوط داستانی و ویژگی‌های ملی متفاوت هستند. با وجود این، هم‌آهنگی در پیرنگ و بن‌مایه، حماسی بودن و واقع‌گرایی، نزدیکی آرایه‌‌های هنری، همسانی رویکردهای نوع‌شناختی را ثابت می‌کند. پویایی داستان‌ها، ویژگی چهره ها، افزون بر آن، نزدیکی تاثرات عاشقان، احساسات، جهان عشق و رنج‌ها، متن و سبک نویسندگانشان را به هم نزدیک می‌کند. میان این دو منظومه شباهت‌های بسیاری وجود دارد، به‌گونه‌ای که در نگاه نخست، «گولزار» همچون گونۀ کُردی «آنوش» جلوه می‌کند. اما این تنها یک برداشت ظاهری است. در حقیقت، منظومۀ آ. آودال کاری است مستقل و تازه که سرشار از رنگ‌مایه کُردی  و سنت شاعرانه خاصِ خودش است. مقایسه آنها نشان می‌دهد که هر یک از شاعران، به‌شیوه‌ای آفرینش گرانه، فُرم داستان عاشقانه خاور زمین  را به کار گرفته‌اند.

در منظومۀ «نادو و گولزار» نوشتۀ وزیره نادری و منظومۀ «نادوی عاشق»  نوشتۀ آ. ایساهاکیان، موضوع ها و بن‌مایه‌‌ای همانند ـ شبیه شجاعت قهرمانان در دوران جنگ جهانی دوم، عشق به میهن و همدلی ـ مطرح می‌شود. وزیره نادری در تمام کارهای خود ارتباط نزدیکی با هنر آ. ایساهاکیان دارد و بازتاب آن در منظومۀ «نادو و گولزار» اشعار و داستان‌های او دیده می‌شود.

میان کارهای آ. ایساهاکیان و ف. اوسوب شباهت بنیادی وجود دارد که این´ از ژانر حماسی و نوع اندیشه ورزی شاعرانۀ آنها سرچشمه می گیرد. منظومۀ «أبو العلاء المعري» سرودۀ آو. ایساهاکیان و «اوسوبه ناویا»  سرودۀ ف. اوسوب´ از نظر فُرم به هم نزدیک هستند و در سنت مثنوی و قالب تک‌نگارهای فلسفی – شاعرانه[لیریک] به روی کاغذ آمده‌اند.

شاعران کُرد آفرینش گرانه از بزرگ‌نمایی رُمانتیک و سبک شاعرانه او.[اونیک] شیراز بهره برده‌اند. با همسنجی شعرها و منظومه‌های مجموعۀ او. شیراز  ـ «لیر ارمنی» ـ و کتاب ش.[شکو] حسن ـ «پرواز وطن» ـ نزدیکی در برداشت شاعرانه و تمثیلی، جان‌بخشی به انسان معاصر به عنوان تجسم نیروی تسلیم‌ناپذیر، و تصویرسازی شعری پردامنه به چشم می‌خورد. کارهای پیشگفته´ ناخودآگاه یادآور کارهای استادان سخنی چون ن. [ناظم]حکمت، پ.[پابلو] نرودا، ر. [رسول]رضا و ا. مژلایتس است. جست‌وجوهای هنری ویژه و قوانین مشترک رشد، ادبیات ملی را به یکدیگر نزدیک می‌کند.

ش. حسن، ف. اوسوب و چ. راش برای بیان احساسات انترناسیونالی خود، از آرایه‌های پر استعارۀ کارا، گویا و عاطفی بهره می گیرند و  از فُرم‌های روایت‌گرانۀ غنایی – سیاسی و اجتماعی به سمت روایت‌های حماسی حرکت می‌کنند. شباهت نوع‌شناختی ژانرها، اصول سبکی و هنری، ساختار و سبک نوشتاری نشان‌دهنده‌ی وحدت دیدگاه‌های زیبایی‌شناختی است، اما در همان حال، این کارها دارای نوآورهای بی‌همتای  خاص خود هستند. هر شاعری می کوشد به نازک اندیشی های هنری و آرایه‌های ویژه‌ای دست یابد، شیء تصویر شده را شاعرانه و با ویژگی‌های خاص خود´ به کمال برساند.

بیان موضوع های بین‌المللی در ادبیات کُردی دارای شکل‌ها و سنت‌های متفاوتی است. یکی از این فُرم‌ها اشاره مستقیم به ارمنستان و ایروان است.

گروه دیگری از  شعرها به کلاسیک‌های شعر‌ ارمنی مانند سایات-نووا، او. تومانیان، آ. ایساهاکیان و پ. [بارویر]سواک اختصاص داده شده‌اند. سایات – نووا، آوازه‌خوان دوستی ملت‌ها، در شعر هم‌نام خود، از آیزه ایسکیو با رمانتیسمی بالا به تصویر کشیده شده است. شعرهای پرشور و سرشار از حس برادری، از سوی شاعران کُردی  چون ح. جندی، آ. عبدورحمان و آ. ایسکو به سایات – نووا اختصاص داده شده‌اند. همچنین شعرهای «آوتیک ایساهاکیان»  سرودۀ ج. اسد، «آوتیک ایساهاکیان» سرودۀ ج. جلیل، «او. تومانیان» سرودۀ م. رشید و «اوانس تومانیان»  سرودۀ ک. چاچانی، بیانگر احساسات پاکدلانۀ عشق و احترام به شخصیت و خبرگی فرزندان بزرگ ارمنستان است.

نادو محمودوف در کارهای خود بطور گسترده و حماسی به دوستی و پیکار مشترک ملت‌های کُرد و ارمنی، همسویی زندگی روزمره و سنت‌هایی که بر بنیان گذشته تاریخی مشترک اشان شکل گرفته‌اند، پرداخته است. در کتاب داستان‌هایش به نام «در سرزمین‌‌‌‌های مادری»، صحنه‌های زنده و واقع‌گرایانه از زندگی ارمنی‌ها بنیانی استوار برای شخصیت‌های گوناگون آن فراهم می‌سازد.

نثر خاطره‌نگاری ن. محمودوف´ با چهره‌ پردازی‌‌های واقعی از خاچو در داستان «دوآژوی کوچک»، آموزگار زبان ارمنی در داستان «آموزگار محترم من» ستایش برانگیز است. این نگارخانۀ شخصیت‌های پیرامون نویسنده است که به پیش نمونه‌‌ای[پروتوتیپ] از قهرمانان محبوب تبدیل شده‌اند. از همین جا راستین بودن سرشت، رفتار و روانشناسی اشان سرچشمه می‌گیرد. افزون بر این، کم نیستند تابلوهای پر«گُل‌»ی که شخصیت اصلی آن (مانند چهره کاراپت در رمان «شب تاریک» نوشتۀ میروه اسد)، محور ساختاری و داستانی اثر را تشکیل داده و ویژگی‌های یگانۀ کل آن را تعیین می‌کند.

ادبیات ارمنی به زبان کُردی به گونه های رنگارنگ و گسترده ارائه شده است. پیوندهای ادبی ارمنی – کُردی´ از نظر تاریخی´ خویشاوند و کارا هستند. نخستین اثر ادبی ارمنی که به زبان کُردی ترجمه شد، نمایشنامه‌ای از  آ. آراراتیان به نام «زاهد ریاکار»(۱۹۳۰) بود. در نثر ارمنی، نخستین نمونه «داستان[در باره] جاسیم» نوشتۀ لازو (آکوپ کازاریان) بود. در سال‌های بعد، شمار ترجمه‌ها بیشتر شد و ترجمه هایی  چون «۱۲ ترانه برای مدارس کُردی» از س. گاسکاریان و “گسوتکا” از آ. کازاریان و جز آن´ در زندگی ادبی مورد توجه قرار گرفتند.

با کوشش شاعران و مترجمان، بهترین نمونه‌های ادبیات کُردی در دسترس خوانندگان کشورهای گوناگون قرار گرفت. ج. جلیل به طور پیگیر کارهای ا. تومانیان را به زبان کُردی ترجمه می کند و بهترین نمونه‌های ادبیات کودک، مانند «آقا و نوکر»، «پایان شر» و «نزار شجاع» نوشتۀ کلاسیک ارمنی ا. تومانیان را به زبان کُردی  برگردانده است. برگزیده آثار تومانیان بارها با ترجمۀ ج. جلیل منتشر شده‌اند.

موضوع های گرجی در ادبیات کلاسیک کُردی، تصویر های زندگی کُردها در شعرها، منظومه‌‌ها و تاریخ نگاری گرجی´ واقعیت تاریخی و  گوناگونی روابط ادبی گرجی  کُردی را تائید می‌کند.  این نکته درخور اهمیت است که در منظومۀ «شوالیه در پوست ببر» از  شوتا روستاولی، «معمار ادبیات گرجی» (آ. ایساهاکیان)، به روشنی و پراستعاره´ سیمای کُرد به تصویر کشیده شده است؛ تصویری که با رخنه گری ژرف در گوهرِ خُلق و خوی مردم و آگاهی از زندگی ملی، شگفتی می‌آفریند. هنگامی که ت. ناتراشفیلی درباره تاریخ کُردستان در سده‌های میانه و سردار افسانه‌ای سلطان صلاح‌الدین می‌نویسد، جنبۀ روشن کارهای روستاولی و خانی در آن احساس می‌شود.

بسیاری از شاعران کُرد آفریده‌های خود را به هنر و میراث شعری شوتا روستاولی اختصاص دادند.

شاعران، فرهیختگان و تاریخ‌نگاران کُرد با ژرف نگری و حساسیت های گوناگون، به ستایش، بررسی و توصیف گرجستان می‌پردازند، تصویرهایی از گرجیان می‌آفرینند، چشم اندازها و یادمان‌هایش را بازمی‌نمایانند و از تاریخ کهن و شگفت انگیز آن سخن می‌گویند. در این میان، کارهای نمایندگان نامدار ادبیات کُردی سده‌های میانه ـ فَقی تَیران  و احمد خانی ـ و نیز تاریخ‌نگار بزرگ کُرد، شرف‌خان بدلیسی، توجه ویژه‌ای را به خود جلب می‌کند.

محمد فَقی تَیران در منظومۀ شیخ صنعان، تصویری هنری از دختری گرجی آفریده است. چنان که می‌دانیم، بسیاری از استادان ادب خاور زمین، چهره‌های دل‌انگیزی از نیمۀ زیباى بشریت خلق کرده‌اند؛ از آن جمله‌اند شاعرانی چون فخرالدین عطار (۱۱۱۹–۱۱۹۳)، وحدت گیلانی، علی‌شیر نوایی (۱۴۴۱–۱۵۰۱)، حسین جاوید و دیگران.

در نوشته های کهن فرهنگ عامۀ کُردی´ داستانی وجود دارد که از نظر موضوع به «شیخ صنعان» شباهت دارد  و نام آن «دختر گرجی» است. شباهت این داستان با منظومۀ فَقی تَیران  شگفت‌انگیز است. به نظر می‌رسد شاعر برای آفریدن کار خود، از افسانه‌ای شایع در میان مردم بهره گرفته است. همانند دیگر شاعران سنتی خاور زمین، تَیران  توانایی بالندگی عشق را ستوده است: عشق پر فراز و نشیب و رنجبار صوفی صنعان به دختر گرجی. در میان کُردهایی که در گرجستان زندگی می‌کنند، نمونه‌های فرهنگ عامه از عشق و شکیبایی دختران گرجی بسیار رایج است.

موضوع های گرجی جایگاه چشمگیری در دیگر ژانرهای فرهنگ عامۀ کُردی نیز دارد؛ به‌ویژه در قصه‌ها و بایاتی‌هایی که تیفلیس و گرجستان را ستایش می‌کنند. احمد خانی که شیفتۀ زیبایی‌های گرجستان شده بود، در منظومۀ پرآوازۀ مم و زین، چشم انداز های طبیعی فراموش‌نشدنی‌ از آن آفرید. این شاعرِ بزرگ کُرد، که با تاریخ و فرهنگ گرجی به خوبی آشنا بود، هنگام توصیف قهرمانانش، از الگوهای هنری رایج در اشعار خلق‌های برادر بهره می‌گیرد. او با احترامی ژرف دربارۀ مردم گرجستان و سرزمین زیبایش سخن می‌گوید. شاعران کُرد و گرجی گاهی موضوع های مشترک خاور زمینی را بازمی‌آفرینند، مانند «لیلی و مجنون» و «یوسف و زلیخا».

شایان توجه است که ویژگی‌های مشترکی در آثار شاعران بزرگ گرجیِ سده‌های میانه ـ تیمورازه اول و آرچیلا دوم ـ، و شاعران کُرد ـ فَ.  تَیران  و ح. بدلیسی ـ دیده می‌شود. نزدیکی و هم‌نوایی در محتوا و شکل آثار آنها آشکار است. می‌توان منظومه‌های احمد خانی، مم و زین و «مصائب گرجستان» سرودۀ داوید گورامیشویلی (۱۷۰۵–۱۷۹۲) را با هم مقایسه کرد. احمد خانی با افتخار رو به جهان، از شجاعت و استواری کُردها سخن گفته است. او همچنین با دل‌تنگی از دعواهای درون‌قبیله‌ای کُردها می‌نویسد و هم‌قومان خود را به یگانگی فرا می‌خواند و آن را مهم‌ترین وظیفه می‌داند.

تاریخ‌نگار و شخصیت برجستۀ کُرد، شرف‌خان بدلیسی، در «شرف‌نامه» داده های جالبی دربارۀ مجموعه‌ای از مسائل تاریخی، اقتصادی و اجتماعی ارائه می‌کند. افزون بر این، در «شرف‌نامه» داده‌هایی دربارۀ شخصیت‌های دولتی گرجی، آداب و سنت‌ها و پاره ای رویدادهای تاریخی گرجستان نیز آمده است.

پس از قرارداد ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ بین روسیه و ایران، بسیاری از کُردها به ماورای قفقاز، از جمله گرجستان، کوچیدند. نخبگان کُرد با وجود سنگ اندازی های ماموران و حکومت تزاری، برای ریشه‌کن کردن بی‌سوادی در میان مردم´ درگیر مبارزه ای دشوار بودند.

نخبگان پیشرو گرجی در زمینۀ آموزش و آگاهی‌رسانی به کُردها بسیار کوشیدند. در دهه‌های ۲۰–۳۰ سدۀ‌‌ بیست، چاره اندیشی  هایی برای شتاب بخشیدن به روند شکل‌گیری ادبیات کُردی  انجام شد. در سال ۱۹۲۶، در باتومی، انجمن فرهنگی و آموزشی برای کُردهای ایزدی برپا شد که نقش مثبتی در گسترش فرهنگ کُردی  در گرجستان ایفا کرد. از دهۀ ۱۹۵۰، نشست سالانۀ ادبیات کُردی  بطور منظم در تفلیس برگزار می‌شود. در اتحادیۀ نویسندگان گرجستان، شعبه‌ای برای نویسندگان کُرد ایجاد شده است. همچنین برنامه‌ای به زبان کُردی از رادیوی گرجستان پخش می‌شود. همه‌ی این چاره اندیشی ها، پیوندهای ادبی و فرهنگی میان گرجی‌ها و کُردها را به شکل چشمگیری پر بَر و بار کرده است.

پژوهش های پرشماری از سوی دانشمندان گرجی انجام شده است که هم از جنبه‌ی زبان‌شناسی و هم تاریخی به پیوندهای ادبی گرجی – کُردی  و مسائل مربوط به کُردشناسی پرداخته‌اند. به‌ ویژه باید از کنشگری های آ. م. منتشاشویلی، پژوهشگر پرآوازۀ جنبش ملی – آزادی‌بخش کُردها در خاورزمین، و کار او با عنوان «از تاریخ جنبش ملی – آزادی‌بخش کُردها در ایران، ۱۹۱۹–۱۹۲۵» یاد کرد.

در سال ۱۹۶۳، آ. منتشاشویلی از پایان‌نامۀ دکترای خود با عنوان «برخی مسائل جنبش ملی – آزادی‌بخش کُردها در عراق» که به بررسی جایگاه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کُردستان  عراق در اغاز سدۀ‌‌ بیستم؛ خیزش کُردها در سال ۱۹۱۹ در سلیمانیه؛ و جنبش ملی – آزادی‌بخش کُردها در سال‌های ۱۹۲۲–۱۹۲۵ می‌پرداخت، دفاع کرد. بخش خاصی از پژوهش های او در زمینه کُردشناسی´ در تک‌نگارش با عنوان «عراق در سال‌های زیر سرپرستی سیاسی انگلیس» منتشر شده است. فصل چهارم تک‌نگارش، با عنوان «ملت‌های کوچک عراق در دوران زیر سرپرستی سیاسی انگلیس»، بطور کامل به جنبش کُردها می پردازد. در این فصل، جنبش ملی – آزادی‌بخش کُردها´ پیش از سرپرستی سیاسی، مبارزات کُردها برای خودمختاری در نخستین سال‌های سرپرستی سیاسی و جنبش ملی – آزادی‌بخش کُردها تا پایان دورۀ سرپرسنی به گونه ای فراگیر بررسی شده است.

آ. م. منتشاشویلی´ در پژوهش‌های خود´ بر کارهای کُردشناسان اروپا و آسیا تکیه کرده است. در سال‌های ۱۹۷۶ – ۱۹۷۸، گلچینی از کارهای او منتشر شد که بر پایۀ سخنرانی‌هایش در دانشگاه دولتی تفلیس بود، از جمله: «مسائل ارضی در کُردستان  معاصر»، «کُردها و کُردستان» و «تاریخ کُردهای خاور نزدیک (سده‌‌های ده و بیست)». خدمات تردیدناپذیرآ. م. منتشاشویلی در زمینه کُردشناسی، از سوی پژوهشگران کُرد بسیار ارزنده‌ ارزیابی شده است.

ای. مِگرِلیدزه، پروفسور و کارشناس ادبی، نقش چشمگیری در بررسی پیوندهای ادبی کُردی – گرجی داشته است. نوشتار های او پیرامون ادبیات و فرهنگ عامۀ کُردی، از آن میان نوشتار هایی درباره‌ی نویسندۀ کُرد، ع. شامیلوف، و داستان «یوسف و زلیخا»، ارزشمند هستند. همچنین تک‌نگاریِ ای. مِگرِلیدزه دربارۀ فرهنگ‌وند (آکادمیسین) ای. اوربلی، که توجه ویژه‌ای به کُردشناسی دارد، جلب توجه می‌کند.

برگزاری روزهای فرهنگ کُردی، از جمله رویدادهای مهم در آستانۀ شصتمین سالگرد جمهوری سوسیالیستی گرجستان شوروی در تفلیس بود. در این روزها، نمایشگاه‌هایی از کارهای هنرمندان کُرد برپا شد، نمایش‌‌هایی از تئاتر مردمی کُرد برگزار گردید و مجموعه ای‌ از فعالیت‌های هنری غیرحرفه ایِ کُردها به نمایش درآمد. برای شرکت در روزهای فرهنگ کُردی، هیات‌های ویژه‌ای از نمایندگان ادبیات و هنر از ارمنستان و آذربایجان دعوت شدند. این جشن فرهنگی بطور گسترده در روزنامه های گرجستان بازتاب یافت و کتابچه‌ها و جزوه‌های ویژه‌ای منتشر شد. همه‌ی این کارها´ نشان‌دهندۀ توجه به فرهنگ کُردی  و اهمیت چشمگیر آن در روابط فرهنگی کُردها و گرجی ها بود. کییا چوباباریا´ فیلمی به نام «ما – کُردها» ساخت که عمدتاً دربارۀ کُردهای گرجستان بود. شخصیت اصلی فیلم، مردم‌اند که از یک سو نمود شکوفایی ملت کُرد و از سوی دیگر نماد عشق و پیوند کُردها با سرزمین گرجستان است. در این فیلم، دوره های گوناگون تاریخ روابط فرهنگی کُرد و گرجی نیز به تصویر کشیده شده است.

در گرجستان شرایط لازم برای رشد و شکوفایی فرهنگ کُردی فراهم شده است. در سال‌های اخیر در تفلیس، گروه آواز کُردی، گروه آواز و ساز «دیلان» و گروه «ریا تازا» در خانۀ فرهنگ «ایسانی» هنرنمایی کردند. در سال ۱۹۷۹، رویداد مهمی در زندگی فرهنگی کُردهای گرجستان رخ داد: به ابتکار اتحادیه‌های کارگری گرجستان، تئاتر مردمی کُردها زیر نظر مراز جعفراوف، خبرنگار با استعداد، در تفلیس گشایش یافت. در زمانی کوتاه، این تئاتر هواداران زیادی پیدا کرد. افزون بر کارهای نویسندگان کُرد، این گروه تئاتر نمایش‌هایی از نمایش نامه نویس آذربایجانی، م. شامخالوف´ «مادرشوهر»، نمایش نامه ‌نویس گرجی ک. بواچیدزه´ «سگ بدی در حیاط است»، نویسنده‌ی کلاسیک ارمنی، گ. سوندوکیان´ «خاتابالا» و نمایش نامه‌نویس اوستی گ. خوگاف´ «آندرو و ساندرو» و دیگران را نیز با کامیابی اجرا کرد. تئاتر مردمی کُرد تفلیس´ تورهای نمایشی در قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان و ارمنستان با موفقیت برگزار کرد.

موضوع گرجستان یکی از محورهای اصلی آفریده های هنری شاعران کُرد است. آفریدن کارهایی پردامنه، شاعران کُرد را از موضوع های ملی دور نمی‌کند، بلکه برعکس، باز نمای ژرفای دیدگاه‌های اندیشگی و زیبایی‌شناختی و رشد ادبیات [آنها]است. از این روست که شعرهای فریکه اوسیوا، مانند «سرزمین تفلیس» و «تفلیس»، زندگی و فرهنگ مردم گرجی را چنان خوب بازتاب می‌دهد که گویی شاعر با یک دوست همدل و خودمانی سخن می‌گوید. در هر سطر، عشق و احترام او به سرزمین، فرهنگ و تاریخ گرجی‌ها دیده می‌شود.

گستردگی حضور موضوع گرجستان در شعر کُردی بار دیگر نشان‌دهندۀ ژرفای پیوندهای تاریخی و معنوی ادبیات ماورای‌قفقاز است. نوشتارهای ن. حسن، آ. خودو، م. جعفراوف، ک. چاچیانی، چ. رشا و دیگران برگ های مهمی از تاریخ روابط ادبی کُردی – گرجی به شمار می روند.

در گرجستان´ نخستین داده ها درباره‌ی کُردها و کُردستان در کارهای تاریخی به چشم می خورد: «زندگی پادشاهان کارتلی» نوشتۀ لئونتی مروِلی (سدۀ‌‌ ۱۱) و «تاریخ پادشاهی گرجی» نوشتۀ واخوشتی باگراتیونی (سدۀ‌‌ ۱۸)، م. جاوخیشویلی، گ. ملیکیشویلی، س. کاکابادزه، ک. کیکیلیدزه، گ. تسولایا و س. جاناشیا در کتاب‌هایی که بطور عمده به تاریخ گرجستان می پردازند، به دوره های تاریخ کُردها پرداخته‌اند. برای ما، کارهای میخائیل جاوخیشویلی (۱۸۸۰–۱۹۳۷) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا او مجموعه‌ای از تصاویر بی همتا از کُردها را خلق کرده است.

آ. کازاریان، مدیر نخستین مدرسۀ کُردی بود  که در سال ۱۹۲۱ در تفلیس گشوده شد؛ هم  او بود که نخستین نمایشنامه و فیلمنامه‌ی اولین فیلم سینمایی به نام «زارا» و دیگر کارهای هنری با موضوع زندگی کُردها را آفرید. کنشگری های آ. کازاریان در زمینۀ پژوهش ادبیات کُردی  نیز شناخته شده است.

نویسندۀ بزرگ گرجی، نودار دومبادزه (۱۹۲۸–۱۹۸۴)، در کارهای گوناگون خود بارها و با ریزه کاری به موضوع های کُردی پرداخته است. در داستان‌ها و رمان «نترس، مادر!»´ او با پاکدلی ویژگی‌های ملی و خصلت‌های زندگی روزمرۀ کُردها را نشان می دهد. دومبادزه´ با خرده سنجیِ شگفت‌انگیز، در هر مورد، خلق و خوی ملی و سرشت کُردها را درک و بازنمایی می‌کند. برای نمونه، «آبو»، شخصیت کُرد، در رُمان «نترس، مادر!» می‌تواند چونان تصویری جمعی از بهترین ویژگی‌های انسانی ـ وفاداری، درستکاری، گرامی داشت و آگاهی از ارزش ملی ـ جلوه کند.

کارهای چشمگیری از سوی نمایندگان نام آشنای شعر امروزین گرجی ـ  گیزو نیشنیانیدزه و جاسوگ چارکویانی ـ، نوشته شده است. گ. نیشنیانیدزه در «منظومۀ تفلیس» با جوش و خروش از دوستی کُردها و گرجی ها سخن می‌گوید، چرا که دوران کودکی شاعر در همسایگی کُردها سپری شده بود. او با ریزه کاری به گفت و گو دربارۀ سخت‌کوشی کُردها، وفاداری در دوستی و دلبستگی آنها به گرجی ها می‌پردازد.

در ادبیات علمی پرخواهان امروزین گرجی، سرچشمه های بسیاری پیرامون زندگی شخصیت‌های تاریخی کُرد وجود دارد. در کتاب گیرای ت. ناتراشویلی به نام «از خاور تا باختر»، بسیاری از رویدادهای کُردستان در سده‌های میانه و زندگی سردار نامدار، سلطان صلاح‌الدین، بازسازی شده است.

موضوع کُردها در ادبیات گرجی، موضوعی چندسویه است که درخور بررسی ویژه‌ای است و ما تنها بخشی از این دستمایه های سرشار را مورد توجه قرار داده‌ایم. کارهایی که درباره‌ی دوستی دوسویۀ میان مردم گرجی و کُرد نوشته شده‌اند، مانند ادبیات آذربایجانی و ارمنی´ برتابندۀ پیوندهای ژرف تاریخی و معنوی منطقه است.

ترجمۀ ادبی´ نویسندگان را از چارچوب ادبیات ملی فراتر می‌برد. ترجمه زمینه ساز آشنایی نزدیک و بدون میانجی با روان‌شناسی، سبک زندگی و تاریخ ملت‌ها می‌شود و جهان بینی ها و گوناگونی جستار های آفرینشگرانه دامنۀ فراخ تری به خود می گیرد. این روند به توانمندسازی فرآیندهای ادبی و پیشرفت هنر کلام یاری می رساند. از این رو، گرایش گسترده‌ای به تاریخ و نظریۀ ترجمه وجود دارد. در همایش سالجشن هیات مدیره  اتحادیه‌ی نویسندگان قزاقستان، او. سلیمانوف به درستی به همکاری متقابل در ترجمه بعنوان یکی از مهم‌ترین عوامل در رشد ادبیات امروزین اشاره کرد.

از دهۀ پنجاه سدۀ بیست، نخستین برگردان های شعر کُردی در روزنامه های دوره‌ای گرجستان منتشر شدند و در مجموعه‌ها، سالنامه‌ها و کتاب‌ها به چاپ رسیدند. شاعران کُردی که در گرجستان زندگی می‌کنند، از نخستین هایی بودند که به زبان گرجی شعر گفتند؛ امری که بس اندک در میان شاعران شهروند ارمنستان یا دیگر کشورها دیده می‌شود. در سال ۱۹۵۴، کتاب ترجمه شده‌ای به نام «شعرها و منظومه‌ها» منتشر شد که دربرگیرنده سروده های شاعران کُرد´ مانند جاردو اسد، طاهره برو، باخچوی ایسکو، عزیزه ایسکو، ماروفه مامدا، کاچاخه مورادا، کالوزه مارو و آدوه جانگو بود و ترجمۀ کارهای آنها از سوی آ. میروخولاوا، ک. بوبیخیدزه، ای. خوشتارلا و ک. کالانتازه انجام شد. در پیشگفتار این مجموعه که توسط ریواز اورجونیکیدزه نوشته شد، غنای ادبیات کُردی برجسته شد.

پس از انتشار سالنامه، مجموعه‌های دیگری مانند «شعرها و منظومه‌‌ها»، «زیر خورشید گرجستان»، «پیشاهنگان آلاگیری» و «ترانۀ خود را می‌خوانم» برای خوانندگان گرجی پیشکش شدند. کارهای شاعران کُرد´ از آن میان ب. ایسکو، آ. ایسکو، ت. برو، ج. اسد و ج. آجو نیز از سوی انتشاراتی های گوناگون منتشر گردیدند. در میان فرهیختگان کُرد، شاعرانی دوزبانه پیدا شدند که کارهای خود را هم به زبان کُردی  و هم به زبان گرجی می آفریدند.

داستان «شبان کُرد» نوشتۀ ع. شامیلوف و جُنگ «قصه‌های کُردی» که او آماده کرده بود، توجه زیادی را به خود جلب کردند. به دلایل گوناگون، شعر کُردی  بیشتر از نثر به زبان گرجی ترجمه می‌شد؛ زیرا شمار نویسندگان کُرد نثرنویس ساکن گرجستان کمتر بود و روزنامه ها نیز به انتشار متن های شعری گرایش بیشتری نشان می دادند. وظیفۀ بسیار مهم، برگردان بهترین نمونه‌های ادبیات کُردی  برای خوانندگان گرجی است که تأثیر مثبتی بر روابط ادبی کُردی – گرجی می‌گذارد. در سال ۱۹۶۱، روزنامۀ «راه نو» برگی ویژه به ادبیات گرجی اختصاص داد که در آن نوشتار ها و شعرهای آ. تسرتلی، آ. میرسخولاوا و ر. مارگیانی منتشر شدند. شماره‌ای از روزنامه نیز به فرهنگ، ادبیات و اقتصاد گرجستان پرداخت. ای. آباشیدزه در نوشتاری با عنوان «قدرت ما در برادری است»، دربارۀ دوستی تاریخی میان مردم کُرد و گرجی و شاعران کُرد ساکن گرجستان سخن گفت. در همان شماره، نوشتارهایی از نویسندگان کُرد منتشر شد که به ای. چاوچاوادزه، گ. تابیدزه و ر. اریستاوی اختصاص داشتند و بخش‌هایی از کارهای شاعران گرجی نیز به کُردی ترجمه شده بودند.

ویژه نامه ای از «راه نو»، به مناسبت هشتصدمین سالگرد «شوالیه‌ای در پوست ببر» نوشتۀ شوتا روستاولی اختصاص یافت. منظومۀ «شوالیه‌ای در پوست ببر» از سوی شاعران نامدار کُرد، ک. مراد و ت. برو، به زبان کُردی ترجمه شده است. نام شوتا روستاولی در دل و یاد  مردم کُرد جایگاه ویژه‌ای دارد و کارهای او سرچشمۀ ماندگار الهام برای بسیاری از شاعران کُرد به شمار می‌رود.

از میان نویسندگان گرجی که به موضوع کُرد پرداخته‌اند، لازم است بویژه به  م. جاوخیشویلی (۱۸۸۰–۱۹۳۷) اشاره کرد که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چرا که او در کارهای ادبی خود، تصاویری نه تنها از کُردهای گرجی، بلکه از کُردهای ایرانی نیز ارائه می‌دهد. در سال ۱۹۱۴، او به ایران سفر کرد، با نخبگان کُرد از نزدیک آشنا شد، با رهبران قبیله های کُرد دیدار کرد و با سرکرده کُرد، اسماعیل آقا، آشنا شد و بعدها با او دوست شد. به نشان دوستی، م. جاوخیشویلی و اسماعیل آقا هدایایی به یکدیگر دادند. یکی شمشیر پیشکش کرد و دیگری اسب. بدین ترتیب، این رویدادهای زندگی شخصی نویسنده، پایه و بنیان بسیاری از کارهای او شد. نام آشناترین آنها رمان «لومبالو و کوشا» است. در رمان «آرسن از مارابید»، م. جاوخیشویلی تصاویری از کُردهایی می آفریند که در ردۀ  پیکارگران ـ انتقام جویانِ مردمی که دوشادوش با روس‌ها، اوکراینی‌ها و آذربایجانی‌ها، با هم دور آرسن گرد آمده اند و برای جامۀ عمل پوشاندن به اندیشۀ جاودانۀ انسانیت ـ برای برقراری عدالت در سرزمین خود مبارزه می‌کنند.

روابط ادبی کُردی – گرجی، نمود آموزه‌های روستاولی و خانی، پیامد قانونمند دوستی ملت‌ها و عوامل پشتیبان روندهای همگرایی در جامعه است.

    با سپاس فراوان از دوست گرانمایه‌ام میرحمید عمرانی(امید) برای ویرایش این ترجمه.

سرچشمه: ماهنامه ادبی – هنری ‘پروستور’ [13] شماره ٤، سال ٢٠١٧، قزاقستان

https://zhurnal-prostor.kz/assets/files/2017/2017-04/04-2017—9.pdf

[1] Құрмет

[2]  Бірлік

[3]  آکادمیسین

[4] واژه موغام (: Mugham یا Muğam) یکی از گونه‌های موسیقی سنتی آذربایجانی است . موغام یکی از سبک‌های اصلی موسیقی سنتی شرق است که از واژه «مقام» گرفته شده و بر پایه‌ی پرده‌های سازهای زهی شکل گرفته است. این موسیقی تا قرن چهاردهم میان خلق‌های خاورمیانه مشترک بود، اما بعدها به سبک‌های ملی گوناگون تقسیم شد. در آذربایجان، موغام شامل ۷ موغام اصلی و ۳ موغام فرعی است و مهم‌ترین فرم‌های آن دستگاه، موغام و ضرب‌ موغام هستند

[5] «Курд-шахназ», «баяты-курд», «Курд-овшары», «Курди», «Агыр курди», «Курд кызы»…

[6]برای آشنایی بیشتر با این مقاله به برگردان کتاب “مسائل ادبیات دیرین ایران، نشر پویا، تهران ٢٥٣٦”، ترجمه حسین محمدزاده صدیق مراجعه کنید.

[7] احساس جهان‌بینی ملی (National worldview)مترادف با مفهوم ذهنیت ملیnational mentality یا “منتالیت” است و به نظام کلی ویژگی‌های ذهنی، عاطفی و فرهنگی، ارزش‌ها و شیوه‌ی تفکر که خاص یک ملت یا گروه قومی است، اطلاق می‌شود. این اصطلاح ساختارهای عمیق فرهنگ را توصیف می‌کند که تصویر جهان را شکل می‌دهند، جامعه را به هم پیوند می‌زنند و ویژگی قومی آن را از طریق آداب و رسوم مردمی، شیوه‌ی زندگی و اخلاق مشخص می‌سازند.

Национальное мироощущение —”национальный менталитет” или “ментальность”https://studfile.net/preview/9346333/

[8] иване и захаре захариани (закарян),

[9]   языческой вере, Paganism

[10] Theme بارە، جستار، تم، موضوع‌ها،

[11] motif

[12] پرستو

[13] Простор آزادی، فضای آزاد، میدان

وتارەکانی تر

Nothing Found

لۆگۆی ناوەند

ئەم وتارە هاوبەش بکە!