جمهوری اسلامی و ساخت رسانهایِ «ضرورت مداخله» در کوردستان؛
بازخوانی پروندهٔ بلاگر مهابادی
افشین حسن زادە
بازگشت به پروندهٔ سیران عربی، بلاگر مهابادی، از این جهت اهمیت دارد که به میانجی آن، امکان بررسی رابطهای مشخص میان بخشی از رسانههایِ مجازیِ روژهلات کوردستان و نهادهای امنیتی/انتظامی جمهوری اسلامی فراهم میشود. یک مرور کلیِ پرونده سیران عربی مشخص میکند که در فاصلهای کوتاه، مجموعهای از رسانهها و کانالهای خبری یک رفتار فردی را به مسئلهای دربارهٔ «فرهنگ»، «هویت» و «مفاخر کورد» تبدیل کردند و بهتدریج «برخورد قانونی» را بهعنوان پاسخی ضروری و مشروع پیش کشیدند. در نتیجه، پیش از ورود رسمی نیروی انتظامی، زمینهای اجتماعی شکل گرفته بود که در آن مداخلهٔ نهادی ظاهراً در پاسخ به حساسیت و مطالبهٔ همان جامعه صورت میگرفت؛ اما نیروی انتظامی این فرصت را به دست آورد تا با استناد به «واکنش گسترده» و «گلایهٔ اصحاب فرهنگ و هنر»، خود را در مقام مدافع «هویت» و «میراث فرهنگی» کوردستان بازنمایی کند. بنابراین مسئلهٔ اصلی در این یادداشت، چگونگی فراهمشدن امکان بازیابی/بازتولید مشروعیت و مرجعیت پلیس در جامعهٔ کوردستان از خلال یک بسیج رسانهایِ فرهنگی و هویتی است.
در این یادداشت از تحلیل قاببندی فرایندی (Processual Framing Analysis)، با اتکا به الگوی تحلیل قاب رابرت ام. انتمن، برای بررسی نقش کانالها و رسانههای خبری در فاصله میان انتشار محتوای مربوط به بلاگر مهابادی و ورود پلیس استفاده میکنیم. منظور از «فرایندی» آن است که قابهای رسانهای نه بهصورت ایستا، بلکه در توالی زمانی شکلگیری و تحول آنها بررسی میشوند؛ یعنی اینکه یک رخداد چگونه در مراحل مختلف بازتعریف میشود و چه پاسخهایی بهتدریج در برابر آن مشروعیت پیدا میکنند. مبنای مفهومی این تحلیل، نظریهٔ قاببندی انتمن (1993) است که قاببندی را فرایند انتخاب و برجستهسازی برخی جنبههای واقعیت میداند؛ فرایندی که از طریق آن مسئله تعریف میشود، دربارهٔ آن داوری اخلاقی صورت میگیرد و راهحل یا پاسخ مناسب پیشنهاد میشود [1]. بر این اساس، ایدهٔ یادداشت این است که رسانههای مورد بررسی صرفاً بازتابدهنده نزاعی از پیش موجود نبودند، بلکه در تعریف مسئله، تبدیل آن از یک رخداد فردی به مسئلهای جمعی، و گذار از محکومیت اخلاقی به مطالبهٔ مداخلهٔ رسمی/قانونی نقش فعالی ایفا کردند.
دادههای اصلی این بررسی شامل ۱۳ پست مستقیم رسانهای منتشرشده پیش از اعلام بازداشت سیران عربی در ۱۳ حساب خبری اینستاگرامی است؛ بااینحال، ردیابی انتشار و بازنشر محتوا نشان میدهد که این ۱۳ حساب تنها هستهٔ اصلی یک شبکه رسانهای گستردهتر و چندسکویی بودهاند. در مجموع، دستکم ۲۰ حساب اینستاگرامی در انتشار مستقیم، همانتشاری یا بازتولید محتوای مرتبط با این پرونده قابل ردیابیاند. در کنار آن، رصد مکمل تلگرام نیز حضور دستکم ۱۱ کانال خبری را در گردش، بازنشر یا تثبیت روایتهای مربوط به پرونده نشان میدهد. بخشی از این حسابها و کانالها متعلق به یک برند رسانهای واحد و فعال در هر دو پلتفرماند؛ بنابراین این اعداد را نباید بهعنوان تعداد رسانههای کاملاً مستقل از یکدیگر در نظر گرفت، بلکه بیشتر بیانگر ساختار شبکهای و چندپلتفرمیِ گردش محتوا هستند.
برای ۱۱ حساب از ۱۳ حساب اصلی اینستاگرامی، آمار دنبالکنندگان در دسترس بوده که مجموع اسمی آنها به ۱٬۱۹۹٬۲۵۷ دنبالکننده میرسد. البته این رقم به معنای بیش از یک میلیون مخاطب مستقل نیست، زیرا میان دنبالکنندگان این حسابها همپوشانی وجود دارد؛ اما مقیاس بالقوه دسترسی این شبکه را نشان میدهد. ۱۳ پست اصلی تا زمان گردآوری دادهها در مجموع بیش از ۲۷ هزار لایک، ۶۵۰۰ کامنت و ۲۷۴ بازنشر ثبت کرده بودند. در تلگرام نیز چند پست اصلی منتشرشده پیش از بازداشت رویهم بیش از ۳۰ هزار بازدید ناخالص داشتهاند که دو نمونه مهم آن بهترتیب حدود ۱۹.۸ و ۷.۳ هزار بازدید ثبت کردهاند. دادههای تلگرام علاوه بر سنجش دامنه گردش محتوا، برای ردیابی بازنشر میان رسانهها، همگرایی روایتها و انتقال روایت رسمی پلیس در همان شبکه رسانهای به کار گرفته شدهاند.
قاب نخست: تعرض به «ما»
تحلیل زمانی نشان میدهد نخستین مرحله، تغییر تعریف رخداد بود. ویدئوی مورد بحث ابتدا با واژگانی چون «بیحرمتی»، «توهین»، «تمسخر» و «هنجارشکنی» بازتعریف شد. سپس موضوع از رابطه میان یک بلاگر و یک هنرمند فراتر رفت و به «مفاخر»، «فرهنگ»، «هویت»، «زبان»، «تاریخ» و «میراث» پیوند خورد. در یکی از روایتها صریحاً تأکید شده که موضوع «صرفاً یک رفتار شخصی» نیست و محمد ماملی بخشی از «حافظهٔ فرهنگی و هویتی» مردم کوردستان است. در نتیجه، موضوع از شوخیِ یک فرد با یک هنرمند، به تعرض یک فرد به یک «ما» ی جمعی تبدیل شد. رسانهای دیگر نیز اعلام کرد واکنشها نشان میدهد «جامعه» اجازه بیحرمتی به مفاخر خود را نمیدهد. رسانه در اینجا صرفاً گزارشگر واکنش اجتماعی نبود، بلکه با تعریف اینکه چه کسی مورد تعرض قرار گرفته است، مخاطب را نیز بهعنوان عضوی از آن «ما» وارد نزاع میکرد.
قاب دوم: مطالبهٔ برخورد و رسانههای پیرامون قدرت
مرحله دوم زمانی شکل گرفت که قاب فرهنگی به قاب مداخله تبدیل شد. حدود ۱۳ ساعت و ۲۰ دقیقه پیش از نخستین اعلام بازداشت، یک رسانه صریحاً خواستار «بررسی نهادهای مسئول و مراجع ذیربط و برخورد قانونی» شد. حدود دو ساعت و نیم بعد نیز رسانهای پرمخاطب تقریباً همین مطالبه را تکرار کرد. بنابراین «برخورد قانونی» پس از ورود پلیس به روایت اضافه نشد؛ پیش از آن به بخشی از صورتبندی رسانهای مسئله تبدیل شده بود. انتشار این قابها نیز کاملاً منفرد نبود. در یک مورد، یک محتوای واحد بهطور همزمان از طریق شش حساب همکار منتشر شد و در تلگرام نیز بازنشر مستقیم متن یک رسانه توسط رسانهای دیگر قابل ردیابی است. این شواهد برای اثبات یک شبکهٔ متمرکز و فرماندهیشده کافی نیستند، اما نشاندهندهٔ گردش شبکهای و بازتولید مشترک قابها هستند. نکتهٔ تعیینکننده اینجاست که رسانهها هم در تولید واکنش نقش داشتند و هم سپس «گستردگی واکنش» را بهعنوان یک واقعیت اجتماعی بازنمایی کردند. در چنین سازوکاری، چیزی که تا حدی محصول گردش و تشدید رسانهای است، میتواند بعداً بهصورت «مطالبه عمومی» ظاهر شود. ایدهٔ این یادداشت هم در همین جا، یعنی رابطهٔ این رسانهها با نهادهای امنیتی/انتظامی، معنا پیدا میکند.
٣١ اکانت و کانالِ خبریای که بررسی کردیم یک شبکهٔ رسانهایِ مرتبط را مشخص میکند؛ البته این رسانهها را نباید صرفاً به دو دسته «حکومتی» و «مستقل» تقسیم کرد و مفهوم دقیقتر، شبکهٔ رسانهایِ پیرامون قدرت است. این تعبیر به معنای ادارهٔ مستقیم همه صفحات توسط جمهوری اسلامی نیست. برخی رسانهها ممکن است پیوندهای نهادی مستقیم داشته باشند و برخی دیگر از طریق دسترسی خبری، روابط مستقیم، مجوز، بازنشر منابع رسمی، وابستگیهای نهادی یا همگرایی گفتمانی در این میدان عمل کنند. دستکم یکی از رسانههای بررسیشده خود را دارای «مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» معرفی میکند و رسانهای دیگر بر فعالیت در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی تأکید دارد. بااینحال، مهمتر از این نشانههای حقوقی، کارکرد عملی رسانهها در نسبت با نهاد قدرت است: همان فضای رسانهای که پیش از بازداشت در ساختن قاب «توهین به فرهنگ و هویت» نقش داشت، پس از ورود پلیس به مجرای انتشار و تکثیر روایت رسمی آن نیز تبدیل شد. حتی روایت فرمانده انتظامی از طریق یکی از همین رسانهها منتشر و سپس در شبکهای وسیعتر بازنشر شد.
در این معنا، «ابزار قدرت بودن» الزاماً به معنای «دریافت دستور مستقیم از قدرت» نیست. رسانه میتواند بدون کنترل مستقیم، در سازوکاری عمل کند که برای قدرت مسئله تعریف میکند، واکنش اجتماعی را صورتبندی میکند و مداخلهٔ رسمی را قابلفهم و مشروع جلوه میدهد. این تلقی به تحلیل استوارت هال نزدیک است که رابطهٔ رسانه و قدرت را فراتر از فرمان مستقیم دولت میبینند و بر نقش رسانه در ساخت اجتماعی بحران و فراهمکردن زمینهٔ مداخله نهادهای کنترل تأکید میکنند [2].
قاب سوم: پلیس در مقام مدافع «ما»
مرحله سوم با ورود پلیس شکل گرفت. روایت رسمی پلیس خود به «بازتاب گسترده» و «گلایهٔ اصحاب فرهنگ و هنر» استناد کرد و اعلام شد موضوع با دستور ویژه توسط پلیس فتا پیگیری شده است. فرمانده انتظامی همچنین از «تاریخ»، «هویت» و «میراث فرهنگی» سخن گفت؛ همان میدان معنایی که ساعتها پیش در روایتهای رسانهای شکل گرفته بود. البته این همگرایی، هماهنگی مستقیم و ازپیشطراحیشده پلیس و رسانهها را اثبات نمیکند، اما یک توالی روشن را نشان میدهد: رسانهها ابتدا رخداد را جمعی کردند؛ سپس برخورد قانونی را بهعنوان پاسخ مطلوب مطرح کردند؛ واکنش حاصل را بهعنوان «واکنش گسترده» بازنمایی کردند؛ و در نهایت پلیس همان واکنش را یکی از مبانی توجیه مداخله خود قرار داد. به این ترتیب، محصول فرایند رسانهای خود به بخشی از دلیل مداخله نهادی تبدیل شد. از این منظر میتوان از «ساخت رسانهایِ ضرورت مداخله» سخن گفت. رسانهها یک رفتار فردی را به تعرض به هویت جمعی و سپس به مسئلهای مستحق برخورد رسمی تبدیل کردند؛ ورود پلیس نیز به این قاب اعتبار نهادی بخشید.
پیامدهای سیاسی
اهمیت سیاسی این فرایند در آن است که مداخلهای انتظامی توانست در قالب پاسخی به «مطالبهٔ جامعه» بازنمایی شود. پلیس با تصاحب زبان «هویت»، «فرهنگ» و «میراث کوردستان»، خود را از جایگاه صرفاً نهادیِ اعمالکنندهٔ قدرت به جایگاه مدافع ارزشهای جمعی منتقل کرد. در اینجا رابطهای دوسویه شکل میگیرد: رسانهها برای مداخله پلیس مشروعیت اجتماعی تولید میکنند و پلیس با مداخله خود به قاب ساختهشده توسط رسانهها اعتبار نهادی میبخشد. از این منظر، اهمیت پرونده سیران عربی بیش از خود بازداشت، در آشکارکردن یکی از سازوکارهای بازتولید مرجعیت و مشروعیت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در کوردستان است؛ سازوکاری که در آن پلیس میکوشد موقعیت نمادین خود را از نهادی بیرون از «ما» به نهادی مدافع همان «ما» بازتعریف کند. این پرونده نشان میدهد که بخشی از رسانههای مجازی روژهلات کوردستان عملاً درون سازوکار اعمال و بازتولید قدرت جمهوری اسلامی عمل میکنند. مسئله فقط نزدیکی سیاسی یا همسویی گفتمانی نیست؛ این رسانهها در لحظههای بحرانی میتوانند برای حکومت مسئله بسازند، افکار عمومی را جهت بدهند و زمینهٔ اجتماعی مداخلهٔ امنیتی و انتظامی را فراهم کنند. برخی از این رسانهها مستقیماً به نهادهای رسمی متصلاند و برخی دیگر بدون نیاز به مدیریت مستقیم، همان کارکرد را از طریق بازنشر روایتهای حکومتی، دسترسی به منابع رسمی و تبدیل اولویتهای قدرت به «خواست جامعه» انجام میدهند. در پروندهٔ سیران عربی، این سازوکار بهروشنی قابل مشاهده است: ابتدا رسانهها زمینهٔ مطالبهٔ برخورد را ساختند و سپس پلیس از همان فضای ساختهشده استفاده کرد تا مداخلهٔ خود را نه بهعنوان اعمال قدرت از بالا، بلکه بهعنوان پاسخی به جامعه و دفاع از فرهنگ و هویت کوردستان بازنمایی کند. از این منظر، این رسانهها را باید نه صرفاً واسطههای خبری، بلکه بخشی از زیرساخت غیرمستقیم مشروعیتسازی برای قدرت امنیتی جمهوری اسلامی در کوردستان دانست.
[1]Entman, R. M. (1993). Framing: Toward clarification of a fractured paradigm. Journal of Communication, 43(4), 51–58.
[2]Hall, S., Critcher, C., Jefferson, T., Clarke, J., & Roberts, B. (1978). Policing the crisis: Mugging, the state, and law and order. Macmillan.
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٤\٠٩\٢٠٢٦
حسن زادە، افشین(٢٠٢٦): جمهوری اسلامی و ساخت رسانهایِ «ضرورت مداخله» در کوردستان؛ .بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
نیشتمان؛ بنیان ملت، تأسیس دولت
نیشتمان؛ بنیان ملت، تأسیس دولت زاهیر محمدی [...]
مناقشه بر سر هویتِ ایزدیها، آزمونی برای ناسیونالیسم کوردی
مناقشه بر سر هویتِ ایزدیها، آزمونی برای ناسیونالیسم کوردی [...]
ژ.ک در روایت ههژار؛ حافظه یک نسل از ناسیونالیسم كورد
ژ.ک در روایت ههژار؛ حافظه یک نسل از [...]
دربارهٔ «مرکزگرایی آماری» در بازنمایی خشونت علیه زنان در کوردستان
دربارهٔ «مرکزگرایی آماری» در بازنمایی خشونت علیه زنان در کوردستان کارو احمدی [...]
سلبریتیها و مهندسی ناسیونالیسم ایرانی
سلبریتیها و مهندسی ناسیونالیسم ایرانی کاروان زاگروس [...]
كوردستان؛ قدرتی بزرگ با تصویری كوچك
كوردستان؛ قدرتی بزرگ با تصویری كوچك زاهیر [...]







