کردستان، پێشمەرگه و عقلانیت انتظار افکار عمومی ایران!
ابراهیم صالحراد «لاجانی»
بحث حاضر، نقدی است بر نقد سرکار خانم شهلا دباغی نسبت به مصاحبهٔ خانم فهیمه خضر حیدری، مجری برنامهٔ «عمق میدان» در تلویزیون صدای آمریکا، با رفیق مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران. محور این بحث، نه صرفاً یک اختلاف نظر رسانهای، بلکه مسئلهای بنیادین در نسبت میان کردستان، پێشمەرگه، افکار عمومی ایران و پروژهٔ دموکراتیزاسیون کشور است. از این رو، بحث دربارهٔ نقش کردستان و پێشمەرگه در روند آزادی ایران را نباید در سطح واکنش عاطفی، جدل شخصی یا مرزبندیهای لحظهای محدود کرد. مسئله بنیادیتر از آن است که با عباراتی چون «وظیفهٔ پێشمەرگه آزادی تهران نیست» یا «شما ابتدا حقوق ملت کرد را امضا کنید» پایان یابد. این سخنان، هرچند از تجربهٔ تاریخی تلخ ملت کرد، بیاعتمادی سیاسی نسبت به مرکز و خاطرهٔ مکرر پیمانشکنی دولتهای ایرانی سرچشمه میگیرند، اما از منظر راهبردی کافی نیستند. امروز مسئله اصلی این است که چگونه باید انتظار افکار عمومی ایران از کردستان را فهم کرد و آن را به یک سرمایهٔ سیاسی، اخلاقی و گفتمانی برای جنبش ملی ـ دموکراتیک کردستان تبدیل نمود.
نقطه عزیمت این تحلیل باید این واقعیت باشد که آزادی کردستان در خلأ سیاسی تحقق نمییابد. کردستان بخشی از یک ساختار قدرت بزرگتر است که طی دههها بر پایه تمرکزگرایی، انکار تکثر ملی، سرکوب سیاسی، امنیتیسازی مطالبات هویتی و نفی حق مشارکت برابر بنا شده است. بنابراین، مسئله کردستان فقط مسئله یک جغرافیا یا یک ملت نیست؛ مسئله نسبت میان دولت، ملتها، قدرت، دموکراسی و عدالت سیاسی در ایران است. تا زمانی که ساختار قدرت در ایران غیردموکراتیک، مرکزگرا و سرکوبگر باقی بماند، آزادی کردستان نیز همواره در معرض تهدید، بازگشت سرکوب و بازتولید سلطه قرار خواهد گرفت.
از این منظر، دموکراتیزاسیون ایران نه یک موضوع بیرونی برای کردستان، بلکه بخشی از منطق درونی رهایی کردستان است. آزادی کردستان و دموکراتیزاسیون ایران دو پروژه جدا از هم نیستند؛ میان آنها رابطهای دیالکتیکی وجود دارد. کردستان بدون دموکراسی در ایران به امنیت پایدار، تضمین حقوق ملی و مشارکت برابر نمیرسد؛ و ایران نیز بدون حل مسئله کرد، بدون پذیرش تکثر ملی و بدون پایان دادن به منطق امنیتی در پیرامون، به دموکراسی واقعی دست نخواهد یافت. هر پروژهای برای آزادی ایران که مسئله کردستان را نادیده بگیرد، در بهترین حالت پروژهای ناقص و در بدترین حالت بازتولید همان دولت مرکزگرای اقتدارگرا با نامی تازه خواهد بود.
به همین دلیل، انتظار بخشی از افکار عمومی ایران از کردستان و پێشمەرگه برای نقشآفرینی در روند آزادی ایران را نباید صرفاً نوعی سوءاستفاده یا مطالبه ناعادلانه تلقی کرد. این انتظار، اگر دقیق تحلیل شود، ریشه در واقعیت موقعیت کردستان دارد. کردستان در تاریخ معاصر ایران یکی از پیشگامترین کانونهای مقاومت دموکراتیک، سازمانیافتگی سیاسی و مبارزه علیه استبداد بوده است. تجربه جمهوری کردستان، سنت تحزب مدرن، حضور نیروی پێشمەرگه، مشارکت گسترده زنان، مقاومت مدنی، ظرفیت بسیج اجتماعی و نقش برجسته کردستان در خیزشهای سراسری، همگی کردستان را به یک میدان ممتاز در سیاست ایران تبدیل کردهاند.
در ادبیات علوم سیاسی، میتوان گفت کردستان دارای نوعی «سرمایه نمادین»، «سرمایه سازمانی» و «اعتبار مبارزاتی» است. سرمایه نمادین کردستان از حافظه تاریخی مقاومت و فداکاری آن سرچشمه میگیرد. سرمایه سازمانی آن در وجود احزاب، شبکههای سیاسی، تجربه تشکیلاتی و نیروی پێشمەرگه تجلی یافته است. اعتبار مبارزاتی آن نیز ناشی از این واقعیت است که کردستان بارها، در لحظات بحرانی تاریخ ایران، در صف مقدم مخالفت با استبداد ایستاده است. بنابراین، وقتی بخشی از جامعه ایران در لحظات سرکوب خیابانی یا بحران سیاسی چشم به کردستان میدوزد، این انتظار تصادفی نیست؛ از شناخت اجتماعی نسبت به جایگاه کردستان ناشی میشود.
همین منطق را باید درباره انتظار کمکرسانی کردستان به مردم ایران در جریان سرکوبهای خیابانی گذشته نیز فهم کرد. در آن مقاطع، بخشهایی از افکار عمومی ایران، بهویژه نسل جوان معترض، کردستان را نه صرفاً بهعنوان منطقهای معترض، بلکه بهعنوان نیرویی دارای تجربه مقاومت، شجاعت سیاسی و توان سازماندهی میدیدند. آنان از کردستان انتظار داشتند، زیرا کردستان در ذهن آنان به نماد پایداری، جسارت و ایستادگی در برابر سرکوب تبدیل شده بود. این انتظار در سطح جامعهشناختی بیانگر آن است که کردستان از حاشیه امنیتی مورد نظر حکومت خارج شده و به مرکز اخلاقی و سیاسی مقاومت در تخیل عمومی بخشی از جامعه ایران راه یافته است.
بنابراین، واکنش درست به چنین انتظاری نباید نفی، تحقیر یا طرد باشد. باید آن را به رسمیت شناخت، تحلیل کرد و به زبان سیاست تبدیل نمود. اگر افکار عمومی ایران از کردستان انتظار نقشآفرینی دارد، این انتظار را باید نشانه اعتبار کردستان دانست. اما در عین حال، باید روشن کرد که نقشآفرینی کردستان نمیتواند به معنای تبدیل پێشمەرگه به نیروی ذخیره پروژههای مرکزگرا باشد. پێشمەرگه نه برای بازگرداندن سلطنت به میدان میآید، نه برای قدرتگیری جریانهای چپ یا راست تمامیتخواه، و نه برای بازسازی دولتی که دوباره مسئله کرد را به حاشیه براند. پێشمەرگه نیروی آزادی است، اما آزادی را به معنای ناقص و مرکزگرایانه آن نمیفهمد.
از همینجا باید میان دو مفهوم تفاوت گذاشت: «ابزاریسازی کردستان» و «رهبری دموکراتیک کردستان». ابزاریسازی یعنی مرکز سیاسی ایران فقط در لحظه بحران به کردستان نیاز داشته باشد، اما پس از عبور از بحران، دوباره حقوق ملت کرد را انکار کند. این الگو در تاریخ ایران بارها تکرار شده است و کردستان حق دارد نسبت به آن بدبین باشد. اما رهبری دموکراتیک کردستان یعنی کردستان، بر پایه تجربه، اعتبار و ظرفیت سیاسی خود، در شکلدهی به آینده ایران نقش فعال، مؤسس و تعیینکننده ایفا کند؛ نه بهعنوان تابع مرکز، بلکه بهعنوان یکی از سوژههای اصلی تغییر سیاسی.
از این منظر، سخن خانم فهیمه خضر حیدری را میتوان در چارچوبی مثبتتر و سیاسیتر فهم کرد. اگر او از کردستان انتظار نقشآفرینی دارد، این انتظار الزاماً توهین به کردستان یا تحمیل مسئولیت یکجانبه بر پێشمەرگه نیست. برعکس، میتواند بیانگر این باشد که بخشی از وجدان عمومی ایران، جایگاه تاریخی و اخلاقی کردستان را درک کرده است. چنین انتظاری باید قدر دانسته شود، زیرا نشان میدهد کردستان دیگر فقط بهعنوان «مسئله» دیده نمیشود، بلکه بهعنوان «امکان» دیده میشود: امکان رهایی، امکان سازماندهی، امکان مقاومت و امکان بازتعریف ایران بر پایه دموکراسی و کثرتگرایی.
اما این قدردانی باید با صراحت سیاسی همراه باشد. کردستان میتواند در روند آزادی ایران نقشآفرین باشد، اما این نقشآفرینی باید بر پایه یک پیمان دموکراتیک و روشن صورت گیرد. افکار عمومی ایران، نیروهای سیاسی، روشنفکران، رسانهها و اپوزیسیون باید بپذیرند که آزادی ایران بدون پذیرش حقوق ملت کرد ممکن نیست. حق تعیین سرنوشت، رفع تبعیض ملی، پایان امنیتیسازی کردستان، مشارکت برابر در قدرت، تمرکززدایی، فدرالیسم دموکراتیک یا هر شکل دیگر از بازتوزیع عادلانه قدرت باید بخشی از گفتوگوی اصلی درباره آینده ایران باشد، نه ضمیمهای فرعی پس از پیروزی.
در اینجا وظیفه نیروهای سیاسی کردستان نیز سنگین است. آنان نباید از انتظار افکار عمومی ایران بگریزند یا آن را صرفاً با زبان خشم پاسخ دهند. باید این انتظار را به یک فرصت گفتمانی تبدیل کنند. باید بگویند: بله، کردستان آماده است در روند آزادی ایران نقشآفرینی کند، زیرا آزادی کردستان در گرو دموکراتیزاسیون ایران است؛ اما ایران آزاد نیز تنها زمانی معنا دارد که کردستان آزاد، برابر و صاحب حق باشد. این فرمول هم عقلانی است، هم اخلاقی، هم راهبردی.
در نهایت، جایگاه پێشمەرگه را باید در همین چارچوب فهم کرد. پێشمەرگه تنها یک نیروی نظامی نیست؛ پێشمەرگه حامل حافظه تاریخی یک ملت، نماد مقاومت در برابر انکار و تجسم اراده سیاسی کردستان است. اگر امروز افکار عمومی ایران از پێشمەرگه انتظار دارد، دلیل آن این است که پێشمەرگه در ذهن جامعه به نماد ایستادگی تبدیل شده است. این سرمایه را نباید با ادبیات واکنشی کوچک کرد. باید آن را به زبان رهبری، مسئولیت و پیمان دموکراتیک ارتقا داد.
بنابراین، پاسخ درست به چنین انتظاری این نیست که «تهران به ما ربطی ندارد». پاسخ دقیقتر این است: سرنوشت تهران، سنندج، مهاباد، زاهدان، تبریز، اهواز و همه جغرافیای تحت سلطه جمهوری اسلامی از هم جدا نیست. آزادی کردستان در گرو آزادی و دموکراتیزاسیون ایران است؛ و آزادی ایران نیز بدون کردستان، بدون پذیرش حقوق ملت کرد و بدون پایان دادن به ساختار مرکزگرای سرکوبگر، آزادی واقعی نخواهد بود. کردستان نه حاشیه مبارزه، بلکه یکی از کانونهای اصلی آن است. از همین رو، انتظار افکار عمومی ایران از کردستان عقلانی، قابل فهم و ریشهدار در واقعیت تاریخی و سیاسی کردستان است؛ اما این انتظار باید به تعهد متقابل، شراکت برابر و بازسازی دموکراتیک قدرت در ایران منتهی شود.
نظرات
به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٩\٠٦\٢٠٢٦
صالح راد ” لاجانی”، ابراهیم(٢٠٢٦): کردستان، پێشمەرگه و عقلانیت انتظار افکار عمومی ایران! . بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.
مطالب دیگر
پرتابشدگی، گسیختگی و افق وحدت ایجابی: تأملی در هستی اصیل کوردی
پرتابشدگی، گسیختگی و افق وحدت ایجابی: تأملی در هستی اصیل کوردی شاهو [...]
وارونگیِ سپر: وقتی حامی برای پیادهنظامِ خود قربانی میشود
وارونگیِ سپر: وقتی حامی برای پیادهنظامِ خود قربانی [...]
ناسیونالیسمهراسی در گفتمان سیاسی کوردستان
ناسیونالیسمهراسی در گفتمان سیاسی کوردستان زاهیر [...]
از شریفزاده تا ویسیها؛ گلوله، حافظه و ناسیونالیسم کورد
از شریفزاده تا ویسیها؛ گلوله، حافظه و ناسیونالیسم [...]
بدن زن، میدان خاموش تبعیض و فراموشی تاریخی
بدن زن، میدان خاموش تبعیض و فراموشی تاریخی [...]
حجاب در میدان جنگ روایتها
حجاب در میدان جنگ روایتها زاهیر محمدی [...]







