کوردستان؛ نقطه شکست فاشیسم در تجربه معاصر ایران

ڕۆژیا قندیل

کوردستان؛ نقطه شکست فاشیسم در تجربه معاصر ایران

کوردستان همیشه فراتر از یک سرزمین جغرافیایی در تاریخ معاصر ایران بوده است؛ این مرز و بوم میدان مبارزه ملت کورد برای تحقق هویت، آزادی و کرامت انسانی بوده است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه قدرت سیاسی در ایران بر تمرکز اقتدار، یکسان‌سازی اجباری و انکار تنوع ملی استوار بوده، کوردستان نخستین جبهه‌ای بوده که این اراده ملی و هویت جمعی را به چالش کشیده است. مقاومت تاریخی کوردها نه‌تنها ناکام نمانده، بلکه بارها سیاست‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی را شکست داده است و نشان داده است که هیچ سرکوبی نمی‌تواند اراده ملی ملت کورد را از بین ببرد.

اقتدارگرایی و سرکوب؛ الگویی شکست‌خورده

فاشیسم و اقتدارگرایی در ایران، چه در دوره پهلوی و چه در جمهوری اسلامی، بر پایه‌ی حذف هویت‌ها و سرکوب اراده جمعی شکل گرفته است. کوردستان از نخستین مناطقی بوده که این منطق شکست‌خورده را به چالش کشیده و ثابت کرده است که هیچ سیاست سرکوبی نمی‌تواند اراده ملی را متوقف کند. در این مسیر، احزاب سیاسی کوردستان نقش اساسی ایفا کرده‌اند. این احزاب نه تنها مطالبات ملی و فرهنگی مردم را سازماندهی کرده‌اند، بلکه شبکه‌ای از کنشگران اجتماعی، فرهنگی و دانشجویان دانشگاهی ایجاد کردند که صدای مقاومت را تقویت و به سطح ملی و بین‌المللی رساند.

دوره پهلوی و سیاست یکسان‌سازی

دولت پهلوی با هدف ایجاد یک دولت–ملت همگون، تلاش کرد هویت ملی کوردها را محدود و حاشیه‌ای کند. زبان کوردی از مدارس حذف شد، فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی مستقل سرکوب گردید و مطالبات ملی به‌عنوان تهدید امنیتی تلقی می‌شد. با این حال، احزاب سیاسی کورد و انجمن‌های دانشجویی توانستند فعالیت‌های فرهنگی، مطبوعاتی و آموزشی را در قالب شبکه‌های نیمه‌رسمی یا زیرزمینی ادامه دهند. این گروه‌ها حافظه تاریخی مقاومت و آگاهی سیاسی را منتقل کرده و هویت ملی را حفظ کردند. تجربه این دوره نشان داد که هر سیاست سرکوبگرانه‌ای که تنوع ملی را نادیده بگیرد، سرانجام با شکست مواجه خواهد شد.

جمهوری اسلامی و تداوم سرکوب

پس از انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری انتظار داشتند که تغییر ساختار قدرت با به‌رسمیت‌شناختن حقوق ملی و فرهنگی همراه باشد. اما در عمل، کوردستان همچنان با سیاست‌های امنیتی و سرکوب گسترده مواجه شد. حضور نیروهای نظامی، محدودیت فعالیت‌های اجتماعی و مدنی و تعریف مسئله کوردستان صرفاً در چارچوب امنیتی، نشان داد که دولت‌ها هنوز اراده ملی مردم این منطقه را نادیده می‌گیرند. در این دوره، دانشجویان و نسل جوان کورد با تشکیل انجمن‌های دانشگاهی و شبکه‌های فرهنگی، هم‌صدا با احزاب مردمی، تلاش کردند صدای ملی و مطالبات خود را حفظ کنند. این همکاری میان احزاب، دانشجویان و فعالان اجتماعی، ستون اصلی مقاومت ملی و هویت جمعی کوردها بوده است.

مسئله ملی؛ فراتر از امنیت

مسئله کوردستان تنها یک چالش امنیتی نیست؛ این مسئله به حق مردم بر زبان، فرهنگ، مشارکت در قدرت و فدرالیسم مرتبط است. هر سیاستی که این حقوق را نادیده بگیرد، تنها به تشدید بحران و بازتولید سرکوب منجر می‌شود. تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ قدرتی نتوانسته اراده ملی را سرکوب کند و تلاش‌های سیاسی و اجتماعی احزاب و دانشجویان به تثبیت هویت ملی و تقویت مطالبات جمعی کمک کرده است.

مقاومت تاریخی و نقش زنان

مقاومت ملی در کوردستان صرفاً مبارزه نظامی نیست؛ حفظ زبان، فرهنگ، هنر و تاریخ، همراه با شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی و فرهنگی، نماد استمرار هویت ملی و استقلال اراده جمعی است. زنان کورد نقش تعیین‌کننده‌ای در این مسیر داشته‌اند. با کنشگری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، هویت ملی و مطالبات مردمی را زنده نگه داشته و جنبش‌های اجتماعی را هدایت کرده‌اند. این نقش پررنگ زنان در کنار احزاب سیاسی و جنبش‌های دانشجویی، پایه‌ای برای استمرار مقاومت ملی بوده است.

جنبش «زن، زندگی، آزادی»؛ نماد اراده ملی

جنبش «زن، زندگی، آزادی» از کوردستان آغاز شد و به نمادی ملی تبدیل شد. مرگ ژینا (مهسا) امینی نه تنها تراژدی فردی، بلکه نماد سرکوب هویت، جنسیت و آزادی ملی بود. واکنش گسترده مردم و شدت سرکوب در مناطق کوردنشین، نشان داد که کوردستان همواره پیشگام مقاومت ملی علیه اقتدارگرایی بوده است.

راه حل برای ایران؛ نگاه فرا ملیتی

تجربه تاریخی کوردستان و نقش احزاب و دانشجویان نشان می‌دهد که راه‌حل واقعی برای ایران آینده، احترام به حقوق ملی و فرهنگی، مشارکت واقعی در قدرت و فدرالیسم است. این اصول می‌تواند پایه‌ای برای اتحاد میان تمام ملیت‌ها در ایران باشد و از تمرکز اقتدارگرایی جلوگیری کند.

راهکارهای کلیدی:

 فدرالیسم و مشارکت در قدرت: هر ملت باید نقش فعال و برابر در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشد.

حقوق فرهنگی و زبانی: تمام ملتهاباید بتوانند زبان، فرهنگ و تاریخ خود را آزادانه آموزش دهند و توسعه دهند.

 عدالت اجتماعی و اقتصادی: تمام ملت ها باید از فرصت‌های برابر در آموزش، شغل و منابع اقتصادی برخوردار باشند.

 احزاب و جنبش‌های مردمی: امکان فعالیت مستقل احزاب و سازمان‌های مدنی برای همه ملیت‌ها فراهم شود.

  نقش دانشجویان و جوانان: دانشجویان و نسل جوان پیشگامان تغییر اجتماعی و فرهنگی هستند و باید فضای آزاد برای فعالیت داشته باشند.

 اتحاد میان ملت ها: همکاری میان کوردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، فارس‌ها و سایر ملیت‌ها کلید عبور از چرخه اقتدارگرایی و تثبیت دموکراسی است.

جمع‌بندی: کوردستان و مسیر ایران دموکراتیک

تاریخ معاصر نشان داده است که کوردستان سنگر مقاومت ملی و پیشگام مبارزه با اقتدارگرایی است. احزاب سیاسی، جنبش دانشجویی و زنان نقش کلیدی در حفظ هویت ملی و تقویت مطالبات مردم داشته‌اند. اما تجربه کوردستان نمونه‌ای از راه‌حل بزرگتر برای ایران چندملیتی  است. آینده ایران تنها با احترام به حقوق ملیت‌ها، فدرالیسم، عدالت اجتماعی و اتحاد میان ملیت‌ها ممکن خواهد شد. شناخت و حمایت از این اصول، کلید عبور از چرخه اقتدارگرایی و رسیدن به ایران عادلانه و دموکراتیک است.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٠٧\٠١\٢٠٢٦

قندیل، ڕۆژیا(٢٠٢٦):کوردستان؛ نقطه شکست فاشیسم در تجربه معاصر ایران. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت)

نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت)

02/01/2026|دیدگاه‌ها برای نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های چپ کوردستان مقایسه‌ای کوتاە میان سوسیالیسم دموکراتیک (قاسملو)، کنفدرالیسم دموکراتیک (اوجالان) و مارکسیسم–لنینیسم (منصور حکمت) بسته هستند

نقد و بررسی جایگاه مفهوم آزادی در جریان‌های [...]