بدن زن، میدان خاموش تبعیض و فراموشی تاریخی

نسرین شادی(کامیارانی)

۲۸ مه، “روز جهانی بهداشت (پریود) قاعدگی” صرفا یک مناسبت تقویمی در حوزه سلامت زنان نیست، این روز، نمادی جهانی برای بازخوانی یکی از پنهان‌ترین و درعین‌حال فراگیرترین اشکال تبعیض ساختاری علیه زنان است. قاعدگی، به‌عنوان فرآیندی کاملا طبیعی، زیستی و جدایی‌ناپذیر از چرخه حیات انسانی، هنوز در بخش بزرگی از جهان زیر سایه سنگین تابوهای فرهنگی، روایت‌های سنتی، نگاه‌های مردسالارانه و سیاست‌های تبعیض‌آمیز قرار دارد. سکوتی که پیرامون این مسئله شکل گرفته، تنها سکوت درباره یک پدیده بیولوژیک نیست، بلکه بازتاب تاریخی سرکوب بدن زن و حذف تدریجی زنان از عرصه‌های برابر اجتماعی، آموزشی و حتی انسانی است.

در جهان معاصر که مفاهیمی چون توسعه پایدار، عدالت جنسیتی و حقوق بشر به گفتمان‌های غالب سیاسی و اجتماعی تبدیل شده‌اند، هنوز میلیون‌ها زن و دختر از ابتدایی‌ترین امکانات بهداشتی و آموزشی مرتبط با سلامت قاعدگی محروم‌اند. این محرومیت، صرفا به نبود نوار بهداشتی یا امکانات درمانی محدود نمی‌شود، بلکه لایه‌های عمیق‌تری از فقر، نابرابری، تبعیض طبقاتی و خشونت فرهنگی را در خود جای داده است. آنچه امروز از آن با عنوان “فقر قاعدگی” یاد می‌شود، تنها یک بحران بهداشتی نیست، بلکه جلوه‌ای آشکار از شکست ساختارهای اجتماعی و سیاسی در تضمین کرامت انسانی زنان است.

در بسیاری از جوامع، دختران نوجوان نخستین تجربه قاعدگی را نه با آگاهی و آموزش، بلکه با ترس، شرم، اضطراب و احساس گناه تجربه می‌کنند. جامعه، خانواده و نظام آموزشی، سال‌هاست که به‌جای آموزش علمی و انسانی، سکوت و پنهان‌کاری را بازتولید کرده‌اند. همین سکوت سیستماتیک، سبب شده بدن زن همچنان به موضوعی ممنوعه، شرم‌آور و قابل سانسور تبدیل شود، گویی طبیعی‌ترین فرآیند زیستی زنان باید از دید جامعه پنهان بماند.

در خاورمیانه و به‌ویژه ایران، مسئله بهداشت قاعدگی ابعادی پیچیده‌تر و عمیق‌تر به خود گرفته است. رژیم جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، همواره بدن زن را نه به‌عنوان بخشی از هویت انسانی و فردی او، بلکه به‌عنوان ابزاری ایدئولوژیک برای کنترل اجتماعی و سیاسی تعریف کرده است. نتیجه چنین رویکردی، شکل‌گیری ساختاری از سرکوب سیستماتیک علیه زنان بوده که در آن، سلامت جنسی، آموزش بدن، بهداشت باروری و حتی سخن گفتن از قاعدگی، زیر سایه سانسور، محدودیت و نگاه امنیتی قرار گرفته‌اند.

در شرایطی که بحران اقتصادی، تورم افسارگسیخته و فروپاشی معیشتی بخش بزرگی از جامعه ایران را درگیر کرده، زنان بیش از هر قشر دیگری آسیب دیده‌اند. افزایش شدید قیمت محصولات بهداشتی، دسترسی بسیاری از زنان و دختران را به ابتدایی‌ترین امکانات مرتبط با سلامت قاعدگی دشوار کرده است. در مناطق محروم ایران، به‌ویژه استان‌های کوردستان و سیستان‌وبلوچستان و خوزستان، فقر بهداشتی به مرحله‌ای رسیده که برخی خانواده‌ها توان خرید محصولات اولیه بهداشتی را نیز ندارند. این وضعیت، سلامت جسمی و روانی هزاران زن را مستقیما تهدید می‌کند و آنان را در معرض بیماری‌ها، انزوای اجتماعی و تحقیر روزمره قرار می‌دهد.

اما بحران، تنها اقتصادی نیست، مسئله عمیق‌تر، فرهنگی و ساختاری است. نظام آموزشی ایران همچنان از آموزش جامع و علمی درباره سلامت جنسی و بهداشت قاعدگی پرهیز می‌کند. مدارس، به‌جای تبدیل شدن به فضایی برای آگاهی‌بخشی و توانمندسازی دختران، اغلب به بازتولید همان تابوهای سنتی و ایدئولوژیک دامن می‌زنند. در چنین فضایی، دختران نوجوان ناچارند مهم‌ترین تغییرات جسمی و روانی دوران بلوغ را در سکوت، ترس و ناآگاهی تجربه کنند.

این سرکوب خاموش، در زندان‌ها و مراکز بازداشت ابعاد خشونت‌بارتری پیدا می‌کند. گزارش‌های متعدد حقوق بشری نشان داده‌اند که بسیاری از زنان زندانی در ایران از دسترسی کافی به محصولات بهداشتی، امکانات درمانی و مراقبت‌های پزشکی محروم‌اند. محروم‌سازی زنان از ابتدایی‌ترین نیازهای بهداشتی، تنها بی‌توجهی اداری نیست، بلکه شکلی از خشونت ساختاری و تحقیر سیستماتیک علیه بدن زن محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، رسانه‌های رسمی و نهادهای حکومتی نیز همچنان از ورود جدی و علمی به مسئله سلامت زنان پرهیز می‌کنند. گفتمان رسمی حاکم، بدن زن را نه به‌عنوان بخشی از زیست انسانی، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای برای کنترل اخلاقی، سیاسی و ایدئولوژیک بازنمایی می‌کند. همین نگاه، سبب شده موضوعاتی چون قاعدگی، سلامت باروری و آموزش جنسی، قربانی سانسور، شرمسارسازی اجتماعی و حذف از فضای عمومی شوند.

نظرات

به صورت آنلاین در مرکز مطالعات کوردستان – تیشک در بلاگ ژیانەوە منتشر شده است: ٢٩\٠٥\٢٠٢٦

شادی، نسرین(٢٠٢٦): بدن زن، میدان خاموش تبعیض و فراموشی تاریخی. بلاگ ژیانەوە؛ مرکز مطالعات کوردستان – تیشک.

اشتراک گذاری صفحه!

مطالب دیگر

  • کردستان، پێشمەرگه و عقلانیت انتظار افکار عمومی ایران!

کردستان، پێشمەرگه و عقلانیت انتظار افکار عمومی ایران!

29/06/2026|دیدگاه‌ها برای کردستان، پێشمەرگه و عقلانیت انتظار افکار عمومی ایران! بسته هستند

کردستان، پێشمەرگه و عقلانیت انتظار افکار عمومی ایران!  ابراهیم صالح‌راد «لاجانی» بحث حاضر، نقدی است بر نقد سرکار خانم شهلا دباغی نسبت به مصاحبهٔ خانم فهیمه خضر حیدری، مجری برنامهٔ «عمق میدان» در تلویزیون صدای آمریکا، با رفیق مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران. محور این بحث، نه صرفاً یک اختلاف نظر رسانه‌ای، بلکه مسئله‌ای بنیادین در نسبت میان کردستان، پێشمەرگه، افکار عمومی ایران و پروژهٔ دموکراتیزاسیون کشور است. [...]